مقابله با اندیشه‌های فمینیستی به ‌وسیله احیای سنت‌های اصیل ایرانی

  • شنبه, 15 ارديبهشت 1397 20:20
  • بازدید 370 بار

سلسله گفتگو های کارشناسی با موضوع فیمینیسم و واگرایی جنسیتی در ایران

نگاه ابزاری به اسلام و تعلقات معناییِ زنان ایرانی، از متعارف‌ترین حربه‌هایی است که فعالان فمینیستی در سالیان اخیر با بهره‌گیری از آنها به تغییرات هویتی زنان دل بسته و تا حدی موفق شده‌اند. ترویج و گسترش این جریان در کشور می‌تواند خطرهایی را در آینده کشور ایجاد کند که مهم‌ترین آن، سیاسی‌شدن جریان فمینیسم در ایران است که ضررهای جبران‌ناپذیری به فرهنگ دینی کشور وارد خواهد کرد.

ازهمین‌رو موسسه فرهنگی مطالعاتی صراط مبین مصاحبه‌ای را با خانم دکتر ام‌البنین چابکی استاد دانشگاه و عضو هیئت‌علمی دانشگاه الزهراء انجام داده تا نظرات کارشناسی ایشان را جویا شده و در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد.

شاخصه ها و مؤلفه های فمینیسم در ایران چیست و عوامل رواج آن را چه می دانید؟
فمینیسم ایرانی اولاً خود را زیرمجموعه فمینیسم اسلامی می داند که سابقه طولانی هم ندارد و عمدتاً بعد از انقلاب اسلامی ایران در محافل زنان این فکر ایجاد شده است. علت این بود که فعالان زن که عمده آنها مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران بودند، وقتی نتوانستند در مبارزه علیه نظام اسلامی موفق باشند، استفاده ابزاری از اسلام را در پیش گرفتند و در موضوع حقوق زن جو سازی کردند که در ایران تبعیض وجود دارد و حقوق زنان پایمال می شود. همزمان با انقلاب ما در سال ۱۹۷۹ میلادی، کنوانسیون «رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان» در سازمان ملل تشکیل و مفاد آن منتشر شد که دقیقاً مقابل اندیشه های نظام ما در ارتباط با حقوق زنان بود. این دو عامل نقش اساسی در شکل گیری و گسترش افکار فمینیسم اسلامی داشت. مثلاً آمنه ودود (Amina Wadud) کتاب « زن و قرآن» را می نویسد و خواهان تفسیر دوباره آیه های قرآن درباره زن می شود. بیشتر فمینیست های اسلامی در خارج از ایران معتقدند که قرآن با توجه به شرایط زمان پیامبر، مرد سالارانه تفسیر شده و نیاز به بازتفسیر دارد. بعضی از آنها معتقد هستند که حتی روایات را نمی توان گفت که الهی هستند و از طرف خداوند آمده اند و بنابراین حتماً باید بازنگری شوند چرا که چه بسا بعضی از این روایات جعلی باشد. به تبع روندی که در دنیا ایجاد شد و متأثر از افکار پست مدرنیستی که بر تفاوت ها تأکید کرده و روایت های کلان را رد می-کرد، کشورهای مختلف و از جمله ایران فمینیسم را بومی سازی کردند. عمده فمینیست های ایرانی در خارج از کشور، در موج افراطی فمینیسم دسته بندی می شوند که می خواهد قوانین را به طور کلی واژگون کند و اساساً دین را از حقوق زن جدا کند تا به زعم خود، تبعیض ها را از میان بردارد. لذا آنها عمدتاً یا بی دین هستند یا اینکه سکولار هستند یعنی می خواهند دین را از تمام ابعاد زندگی اجتماعی از جمله حقوق زنان جدا کنند و آن را محدود به عرصه خصوصی کنند.
 فمینیست های داخلی هم عمدتاً در دو دسته متمرکز هستند؛ اول فمینیست هایی هستند که معتقدند باید با استفاده از احکام ثانویه بعضی از اصول را کنار گذاشت چون مجتهد جامع شرایط این اختیار را دارد که احکام ثانویه را از فقه استخراج کند. هدف آنها اینست که برنامه ها و اصول فمینیسم غرب را با لباس اسلامی اجرا کنند. آنها این نکته را مغفول باقی می-گذارند که احکام ثانویه در شرایط اضطرار اجرا می شود و فقیه جامع الشرایط باید آن را تأیید کند و بعد از رفتن اضطرار، قوانین قبلی سر جای خود باز می گردد یعنی احکام ثانویه موقت بوده و باید در چارچوب اصول اسلامی حرکت کند و نمی-توان نگاه برون به آن داشت. دوم گروهی هستند که البته شاید دوست نداشته باشند که نام فمینیست به آنها اطلاق شود؛ اینها افرادی هستند که در راستای احقاق حقوق زنان در ایران تلاش هایی در چارچوب قوانین نظام جمهوری اسلامی کرده-اند و از قضا بیشتر راهکار ارائه داده اند؛ مثلاً در سند ازدواج ۱۳ شرط ضمن عقد آمده است که بر اساس آن زن می تواند حق طلاق، مسکن، اشتغال، حضانت، خروج از کشور، بچه دار نشدن و ... را جز شرطی مانند عدم رابطه جنسی که با اقتضای عقد نکاح منافات دارد، شرط کند. همچنین مواردی مانند تعلق اجرت المثل ایام زندگی مشترک به زن، تعدیل قانونی که بنا بر آن زن فقط از اعیانی ارث می بُرد، تغییر مدت حضانت زن بر فرزند پسر از ۲ سال به 7 سال، اجازه خروج دختران مجرد از کشور برای ادامه تحصیل و ... از اصلاحاتی بود که با تلاش همین گروهی که محافظه کار نامیده می شوند، انجام شد.
 در حال حاضر گروه هایی در داخل وجود دارند که نمی خواهند در چارچوب قوانین حرکت کنند و حقوق زن در جمهوری اسلامی را به چالش می کشند
یکی از ویژگی های فمینیسم ایرانی اینست که به مسائل زنان رویکرد حقوقی دارد و مانند موج دوم فمینیسم خواستار متلاشی شدن خانواده و همجنس گرایی نیست چون می دانند که فرهنگ ایران و زنان ایرانی آن را نمی پذیرند. در واقع در قالب حقوق که موج اول فمینیسم در غرب بوده است با دیدگاه های مختلف حرکت می کنند. یکی دیگر از ویژگی های آن اینست که بومی نیست و بر اساس نیاز های زن سفیدپوست طبقه متوسط غرب شکل گرفته است. زنان در غرب تا اواخر قرن ۱۹ حق مالکیت نداشتند و اولین بار مجلس عوام انگلیس، حق مالکیت زنان را تصویب کرد. علت هم این بود که بیشتر نمایندگان آن مجلس کارخانه دار ها بودند و آنها هم زنان را به عنوان نیروی کار ارزان می خواستند ولی چون زنان حق مالکیت نداشتند، حقوق آنها را به پدر یا شوهر می دادند که باعث می شد زنان از کار استقبال نکنند. ولی از صدر اسلام و از گذشته دور در ایران، زنان حق مالکیت داشتند؛ مثلاً حضرت خدیجه(س) تاجر بوده است
 در غرب تازه از قرن بیستم، زنان حق رأی داشتند و حتی کشوری مانند سوئیس از سال ۱۹۷۱ یعنی ۸ سال قبل از انقلاب ایران، به زنان حق رأی داده است. غیر از این دو موضوع، مشکلاتی که زنان در حوزه خانواده، آموزش، اشتغال و ... داشتند، باعث ایجاد موج اول فمینیسم شد. ما اصلاً مشکلی با این مسائل نداریم البته هنوز زمنیه های آن وجود دارد اما مشکل بومی ایران نیست. ویژگی دیگر فمینیسم ایرانی اینست که رهبری خاصی ندارد و از انسجام ایدئولوژیک برخوردار نیست. به تبع تفرق ایدئولوژیکی که در خارج از ایران بین فمینیست های غربی وجود دارد، اینجا هم به همان نسبت تفرق ایدئولوژیک دارند. غیر از آن گروه محافظه کار، بقیه گروه ها بیشتر بحث های نظری می کنند و نخبه گرا هستند و راهکارهایی که می دهند متوجه زنان طبقه متوسط تحصیل کرده و شاغل است که شامل حال زنان خانه دار و طبقه های پایین نمی شود.
چه راهکارهایی برای حل تعارض یا تقابل میان آثار مدرنیته از جمله صنعتی شدن، رشد تکنولوژی، توسعه شهر نشینی و سنت در مسئله فمینیسم پیشنهاد می کنید؟
 ما با خود تکنولوژی مشکل نداریم ولی با آن فرهنگی که همراه این تکنولوژی می آید، مشکل داریم. این فرهنگ الزاماً چسبیده به تکنولوژی نیست یعنی استفاده از این تکنولوژی مستلزم این نیست که حتماً همان فرهنگ در جامعه ما اتخاذ شود. بین سنت و مدرنیته تعارض زیادی وجود ندارد حتی خیلی از ارزش های مدرن مانند عدم تبعیض بین زن و مرد، مورد قبول است. فقط با برخی از آنها که به بی بندوباری و بی اخلاقی در حوزه زناشویی و خانواده و اجتماع منجر می شود، مخالفت وجود دارد. چون فقط روی بعضی از موارد متمرکز شده ایم، این تعارض خیلی بزرگ شده است. در مواردی مانند موضوع حجاب که تعارض وجود دارد، آن را به قدری برجسته کرده اند که گویا همه چیز حجاب است در حالی که با بسیاری اصول انسانی و خیلی از مسائل اخلاقی که آنها هم رعایت می کنند، مشکلی وجود ندارد. ضمن اینکه سهل انگاری شده است و بعضی از چیزها مثل موضوع هویت ملی نادیده گرفته شده است. در اوایل انقلاب که اساساً نمی شد راجع به هویت ملی صحبت کرد چون هویت اسلامی بود و به جای ملت، امت به کار می رفت. در جریان جنگ تحمیلی بود که موضوع ملت مطرح شد. در حال حاضر هم که در مقابل ترامپ قرار گرفتیم و مشکل پیش آمده است، مدام رادیو « ایران، ایران» را پخش می کند و هویت ایرانی را مطرح می کند. در واقع ما سهل انگاری داشته ایم و هویت ملی را تقویت نکرده و آن را از دست داده ایم. این باعث شد که ظرف ملت و به خصوص جوانان خالی شود و هر چیزی مثل ارزش های غربی در آن ریخته شود. توصیف ما از تاریخ خود خیلی افتضاح است و فقط می گوییم که همه پادشاهان ستم کرده اند! در واقع تاریخ یک ملت را زیر سؤال برده ایم! متأسفانه سنت هایی مانند شب یلدا یا چهارشنبه سوری که هویت ایرانی را می سازد، در حال تضعیف می باشد. مراسم عاشورای حسینی که با فرهنگ ملی ما عجین است، خیلی نسبت به چند دهه پیش تغییر کرده است. متأسفانه سنت ها به صورت کنترل شده هدایت نمی شوند یا تخطئه می شوند. باید بعضی از سنت های اصیل ایرانی را تقویت کنیم و آن سنت های قشنگی که به خصوص به مسائل زنان و احترام و کرامت زن در خانواده می پرداخت، برجسته کنیم.
در همین حقوق اسلامی زن در نظام جمهوری اسلامی موارد بسیاری به نفع زنان است و آنها آن را وارونه جلوه می دهند مثلاً از نظر آنها تعیین مهریه به معنای اینست که زن خود را فروخته است و یا اینکه خانواده، دختر خود را فروخته است و این یک اصل ارتجاعی است که برای جوامع عرب ۱۴۰۰سال پیش بوده است، در صورتی که با عقد نکاح، زن شوهر خود را دستکم به اندازه ۱۱۰ سکه بدهکار خود می کند! ولی کاری که آنها می کنند اینست که موقعی که زن از مرد جدا می شود، اموالی که بعد از ازدواج به دست آورده اند، نصف می کند که البته ما این شرط را هم در شروط ضمن عقد داریم منتهی در حالتی که مرد بدون دلیل زن خود را طلاق دهد. برای ما که اکثر طلاق ها در همان 3-2 سال اول اتفاق می افتد این به نفع زن است که نصف اموال شوهر یا مثلاً دستکم ۱۱۰ سکه دریافت کند. در مورد موضوع کار زنان در خانه یا دادن جهیزیه توسط زن که با عنوان تبعیض علیه زن، از آن بهره برداری می شود، این کارها به طور اجباری به عهده زن نیست و همه به عرف بستگی دارد. طبق قانون، زن در قبال کارهایی مثل شیر دادن که در خانه به خواست شوهر انجام داده باشد، اجرت-المثل دریافت می کند. اینها نکته های مثبت است که به نفع حقوق زنان در اسلام است اما آنها آن را وارونه جلوه می دهند.
 چگونه می‌توان با مفاهیم دینی به مقابله با مفاهیم فمینیستی پرداخت و نگاه برون دینی به مسئله زن را حل نمود؟
هم فمینیست هایی که دنبال احکام ثانویه هستند و هم آنهایی که خارج از کشور و خیلی رادیکال هستند، توجه ندارند که فرهنگ ما پذیرای مباحث آنها نیست کما اینکه از موج دوم فمینیسم در غرب که خیلی رادیکال بود، استقبال نشد. آنها معتقد بودند که خانواده مظهر تبعیض است و باید از بین رود و همچنین عشق مرد به زن فریب است تا از او بهره کشی کند و یا زن می تواند جنین ناخواسته را سقط کند به دلیل این که حق مالکیت بر بدن خود را دارد. این موج خیلی کوتاه بود به طوری که از دهه ۶۰ تا تا نیمه دهه ۷۰ یعنی ۱5-۱0 سال با واکنش های دولت مردان، نشریات، زنان و خود فمینیست ها مواجه شد. اینجا هم همینطور است و نگاه برون دینی به مسائل زنان در ایران جواب نمی دهد.
در حال حاضر تعریف عدالت فرق کرده است و دیگر اینکه مرد می تواند با 4 زن ازدواج کند یا حق طلاق داشته باشد، عدالت نیست. تمامی مفاهیم بر اساس تحولی که در اجتماع رخ می دهد، تغییر می کند و مفاهیم ثابتی نیستند. با استناد به این موضوع که در حال حاضر مفهوم عدالت تغییر کرده است، خیلی از مسائل دینی را زیر سؤال می برند که باید جواب داده شود. مثلاٌ خانواده مقتول می گوید که چرا در قصاص مرد قاتل باید نصف دیه او داده شود، تا آن مرد را اعدام کنند؟ وقتی پاسخ داده می شود که به خاطر نقش اقتصادی او در خانواده است و این پول را به زن او می دهند، دوباره سؤال می شود که چرا راجع به زن سرپرست خانوار، چنین کاری نمی کنند؟ چون زن سرپرست خانوار هم در حال اداره اقتصادی زندگی فرزندان است و باید به اندازه یک مرد، دیه به او تعلق گیرد! در مورد مهریه با اینکه یک نقطه قوت است، وقتی مرد بچه را گرو می گیرد و آن را به زن نمی دهد، او مجبور می شود که از مهریه گذشت کند تا بچه را تحویل گیرد. در حالتی که مرد یک فرد با صلاحیت است، چرا باید حق نگهداری بچه به او داده شود تا او بچه را گرو نگه دارد تا زن مجبور شود برای گرفتن بچه از همه حقوق خود صرف نظر کند؟ باید راهکار قانونی برای این موضوع پیدا شود.
بعضی از محدودیت هایی که برای زنان وجود دارد، جنبه عرفی دارد و اصلاً به اسلام ربط ندارد. مثلا اینکه مرد توقع دارد زن از صبح تا شب در خانه مواظب بچه ها باشد، اسلام چنین چیزی را نگفته است. البته اسلام مادری را تقدیس می کند اما می گوید مادر حتی برای شیر دادن هم می تواند پول دریافت کند. برای حل این مشکلات باید کار فرهنگی شود تا جا بیفتد. یکی دیگر از موضوعات، بحث تفاوت های شغلی در مورد زنان و مردان در ایران است. مثلاً زنان نمی توانند شغل قضاوت داشته باشند. حدود ۷۰۰ قاضی زن در حوزه زنان داریم که حکم نهایی را نمی توانند صادر کنند و نقش مشاور دارند. دلیل اسلامی آن اینست که چون قضاوت یکی از شعب ولایت است که به مرد تعلق می گیرد، زنان نمی توانند به آن ورود پیدا کنند اما به هر حال در طرف مخالف، روی این موضوع خیلی مانور می دهند.
چه راهکارهای برای افزایش جایگاه زنان در فرهنگ‌های ایرانی و اصلاح ذهنیت بی‌عدالتی در زنان ایرانی ارائه می‌دهید؟
خارج از راهکارهای فرهنگی و دینی و با کار نظامی نمی توان مردم را به کاری مجبور کرد. محافل علمی و اساتید حوزه باید بدون تعصب به حرف افراد گوش دهند. در حال حاضر با دخترانی که متأثر از طرف مقابل هستند مواجهیم که معتقدند به آنها ظلم شده و سؤال می پرسند که چرا باید در گرما اینقدر لباس پوشید ولی مرد آستین کوتاه و کت و شلوار غربی به تن کند و ما نتوانیم کت و دامن به تن کنیم؟ لازم است که تریبون آزادی باشد که همه بدون دغدغه و ترس از اخراج از دانشگاه حرف خود را بیان کنند و از همه کارشناسان مشورت گرفته شود و راهکارهای به دست آمده در ابتدا در مناطقی آزمایش شود. نباید مانند آنچه که در موضوع طلاق روی داد به یکباره بدون آسیب شناسی فرهنگی گفته شود که صفحه طلاق را از شناسنامه برداریم. هر برنامه ای در ابتدا در مناطق خاصی به شکل محدود و نامحسوس اجرا شود و با گرفتن بازخوردها، رفته رفته جنبه ملی پیدا کند.
با چه راهکار هایی می توان محدودیت های نادرست و غیرضروری را در جامعه ایرانی برطرف کرد؟
باید در مورد فمینیسم برای قشر جوان خود بیشتر توضیح دهیم. فمینیسم با برابری حقوق زن و مرد شروع کرد و در موج دوم که رادیکال شد قید همه چیز را زد و منکر خانواده شد. در موج سوم متعادل شده و تعادل خانه و اشتغال را مد نظر قرار داد و خانواده گرا شد. در حال حاضر در موج چهارم، عموماً دختران جوان دانشگاهی هستند که شعار آنها مبارزه با بی بند و-باری جامعه است. این موج که افراد مختلف معتقدند از سال ۱۹۹۰، ۲۰۰۸ یا ۲۰۱۳ میلادی شروع شده است در حال فعالیت و تبلیغ است. الان خانم وندی شلیت(Wendy Shalit) کتابی به نام «دخترانی که به عفاف روی می آورند»( Girls Gone Mild) دارد که در آن به خوبی این مواضع فکری را توضیح داده است. در واقع اینها در حال گفتن حرفهایی هستندکه از اول انقلاب در ایران مطرح می شد. برای اینکه این ذهنیت بی عدالتی برداشته شود باید گفت که اگر حرفهای ما عدالت نبود، اینها به اینجا نمی رسیدند. یکی از مصادیقی که برای بی عدالتی برمی شمرند اینست که در اسلام گفته می شود: « الرجال قوامون علی النسا» در واقع بعضی از زنان می پرسند که مردان چه برتری بر ما دارند که باید قیم ما باشند؟ در حالی که این آیه، نشانه مسئولیتی است که به مرد به خاطر قدرت فیزیکی بیشتر او داده شده است. چون او مانند زن، بارداری، شیردهی، عادت ماهانه و ... ندارد. این مضوع باید با استناد به متون دینی حل شود و حوزه علمیه وظیفه دارد آن را که حتی در ذهن خیلی از مؤمنان هست، بیرون آورد. بنابراین باید توضیح داد که تفاوت هایی که در قصاص، دیه، ارث و ... وجود دارد ناشی از تفاوت در مسئولیتهاست نه نشانه برتری جنسیتی مرد نسبت به زن. مثلاً در قصاص، دیه دو مرد معتاد و پروفسور برابر است که این نشان می دهد که موضوع ارزش گذاری انسان ها نیست.
وظیفه نهادهای آموزشی به ویژه حوزه علمیه و دانشگاه ها در حل این آسیب را چه می دانید؟
باید در جامعه خود اعتماد را احیا کنیم و روی بحث های اخلاقی کار کنیم. در حال حاضر وقتی یک زن می خواهد به عقد نکاح مردی در آید اولین دغدغه اینست که حقوق خود را دریافت کند و آقا باید در ابتدا ۱۳ شرط را حتماً امضا کند در غیر این صورت خانم اصلاً زیر بار ازدواج نخواهد رفت. سؤال اینست که چرا حقوق اینقدر بر اخلاق غلبه پیدا کرده است؟ یکی از شروط ضمن عقد اینست که اگر شوهر بیماری صعب العلاج گرفت، شما می توانید او را رها کرده و جدا شوید. خیلی از مواقع، قانون ممکن است که بنا به مصالحی، اخلاق را نادیده گرفته باشد، بنابراین باید اخلاق را تقویت کنیم.
همچنین نوع بیان و ادبیات نشر خیلی مهم است. باید به زبان قشر جوان اخلاق را ترویج کنیم نه در قالب الفاظ حقوقی ثقیل یا کلمات عربی. متأسفانه دانشجویان هر سال نسبت به سال قبل از نظر خلاقی به سطح پایین تری می آیند. دختران باید درک کنند که اگر اخلاق نباشد،حقوق اصلاً ضمانت اجرا ندارد. مثلاً در خلوت خانه شوهر، اگر او به زن ظلمی کند، شاهدی جز خدا وجود ندارد مگر اینکه شوهر اخلاق یا ایمان داشته باشد.
در مورد رسانه ها چه راهکارهایی به نظر شما می رسد؟
باید فیلم هایی تولید شود که در دل آنها عشق به خانواده، همسر، عفاف و حجاب و ... باشد و به طور غیرمستقیم گفته شود.
نقش حاکمیت در این زمینه چیست؟
تحولاتی که در ارتباط با زنان در دنیا اتفاق می افتد، باید به طور مداوم رصد شود و تجربیات کشورهای دیگر که مشکلی با ارزش های ما ندارد، مد نظر قرار گیرد. نکته دیگر اینکه چرا از فرصت جهانی شدن استفاده نمی کنیم؟ در حال حاضر از فرصت جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات، انواع و اقسام فرقه های اسلامی در حال استفاده هستند. چرا جوان ما باید برای اینکه از مسائل علمی اطلاع پیدا کند به ماهواره پناه برد؟ خیلی جالب است که یک جوان خیلی خیلی مذهبی جذب می-شود و بقیه بچه ها به تأسی از او جذب می شوند! آنها به خوبی روانشناسی می کنند و می دانند که افراد چه نیازهایی دارند و به چه فکر می کنند و از همان راه وارد می شوند! متأسفانه ما رصد و روانشناسی نمی کنیم! بعضی از افراد فکر می کنند همین که امر به معروف و نهی از منکر را انجام دادند، دیگر وظیفه ای ندارند در صورتی که همان امر به معروف و نهی از منکر، اگر واکنش مناسب و مطلوب را در پی نداشته باشد، فرد انجام دهنده، گناه هم مرتکب شده است چون طرف مقابل را در افکار خود جری تر کرده است. نباید حرفهایی گفته شود که نتیجه عکس دهد.
در مورد اصل 115 قانون اساسی که گفته است: «رئیس جمهور باید رجل سیاسی باشد»، «رجل» می تواند شخصیت معنا شود تا زنان هم از این حق برخوردار باشند. غیر از این، حتی در رده های مدیریتی باید اجازه داده شود که زنان بالاتر آمده و در مدیریت های فرهنگی مربوط به خانواده و فرزند پروری ورود پیدا کنند. یعنی از سطوح پایین نخبه پروری شود تا اینها مدیریت ها را به عهده گیرند. در واقع مانند کاری که احزاب می کنند و نخبه پروری سیاسی می کنند، چنین مکانیزمی هم برای مدیرسازی در مورد زنان ایجاد شود.
در پایان اگر نکته ای باقی مانده است، در خدمت شما هستیم.
هنوز به درستی دلیل عدم پیوستن ایران به کنوانسیون «رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» در سازمان ملل به خوبی تبیین نشده است. برای دانشجویان و جوانان سؤال پیش می آید که آیا آنها برابری ما را قبول ندارند؟ مدام فقط گفته می شود که ما برابری را قبول داریم اما تشابه را قبول نداریم چون از هر جنسی به اندازه ظرفیت و توان او مسئولیت خواسته شده است. باید موارد دیگر دلیل عدم پیوستن ما به این کنوانسیون به قشر جوان توضیح داده شود.
خلاسه راهکارها:
1- در برابر فمنیسمهای داخلی که با استفاده از احکام ثانویه برخی احکام را کمرنگ میکنند ، باید تبیین شود که اولاً احکام ثانویه برای شرایط اضطرار است که با رفتن اضطرار حکم، به صورت قبل بازمی گردد و ثانیاً احکام ثانویه باید به تأیید فقیه جامع الشرایط رسیده باشد.
2- برای مقابله با اندیشه‌های غربی فمنیستی، باید سنت های اصیل ایرانی که به مقام و کرامت زن و خانواده، اهمیت زیادی می‌د هد، احیا شود.
3- حقوقی که در قوانین جمهوری اسلامی برای زنان وجود دارد نقاط قوت زیادی دارد که از طرف غرب وارونه جلوه داده می شود. باید روی 13 شرط ضمن عقد در سند ازدواج که بر اساس آن زن می تواند حق طلاق، مسکن، اشتغال، حضانت، خروج از کشور، بچه دار نشدن و ... را شرط کند، کار تبلیغاتی بیشتری صورت گیرد.
4- در مورد موضوع کار زنان در خانه یا دادن جهیزیه توسط زن که با عنوان تبعیض علیه زن، از آن بهره برداری می-شود، باید تبیین شود که در ایران این کارها به طور اجباری به عهده زن نیست و همه به عرف بستگی دارد و به انتظار مرد از زن برمی گردد و ربطی به اسلام ندارد.
5- برای زنان جامعه باید تبیین شود که طبق قانون، زن در قبال کارهایی مثل شیر دادن و کار در خانه که به در‌خواست شوهر انجام می‌دهد، می‌تواند اجرت المثل دریافت کند.
6- د ر مورد مهریه که توسط فمینیست ها گفته می شود مانند 1400 سال قبل زن فروخته می شود، باید توضیح داده شود که مهریه به عنوان هدیه شوهر به زن است و با این کار زن در ابتدای زندگی، شوهر را به خود بدهکار می کند و آینده او از لحاظ اقتصادی تأمین می شود.
7- مجلس با همکاری حوزه علمیه و دانشگاهها باید برای شبهاتی مانند دیه زن، راهکار مناسب پیدا نموده و پاسخگوی جامعه زنان باشند.
8- اصل 115 قانون اساسی که رجل سیاسی را یکی از شرایط ریاست جمهوری می داند، بهانه های زیادی را به دست فمینیست ها داده است. «رجل» در این اصل می تواند به معنای شخصیت تفسیر شود.
9- موج چهارم فمینیسم که هم اکنون در دنیا به راه افتاده است دختران تحصیل کرده ای هستند که روی به عفاف و حیا آورده اند. باید روی معرفی و تبیین این موج کار شود کتاب خانم وندی‌شلیت به نام «دخترانی که به عفاف روی می آورند» در این مورد موثر است.
10- بسیاری از مردان بعد از طلاق با گرو گرفتن بچه به کمک قانون حق حضانت، مهریه زن را نمی دهند و بسیاری از زنان که به فرزند خود علاقه دارند، به مهریه خود نمی رسند. باید راهکار قانونی برای حل این مشکل توسط مجلس ارائه شود.
11- در مورد دلایل عدم پیوستن ایران به کنوانسیون « رفع همه اشکال تبعیض بر علیه زنان» در سازمان ملل شبهات زیادی برای جوانان به خصوص جامعه بانوان وجود دارد که باید دلایل آن به طور روشن تبیین شود.
12- حوزه علمیه و دانشگاه ها باید در جامعه تبیین کنند که تفاوت هایی که در قصاص، دیه، ارث و ... بین زن و مرد در اسلام وجود دارد ناشی از تفاوت در مسئولیتهاست و نشانه برتری جنسیتی مرد نسبت به زن نیست.
13- در جامعه باید تبیین شود آیه « الرجال قوامون علی النسا» به معنای قیمومیت مرد بر زن نیست؛ بلکه به معنای مسئولیتی است که به مرد به خاطر قدرت فیزیکی بیشتر او داده شده است. چون او مانند زن، بارداری، شیردهی، عادت ماهانه و ... ندارد.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظر دادن

پیام هفته

دشمن شناسی
قرآن : وَ كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ ...  ( سوره فرقان ، آیه 31 )ترجمه :  و اينگونه براي هر پيامبري دشمني از مجرمان قرار داديم.... حدیثامام علی (ع) : لا تستصغرنّ عدوّاً و ان ضعف (غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ص 273)ترجمه : دشمن را کوچک مشمار، هر چند ضعیف باشد.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید