استفاده نهادهای حاکمیتی از توان دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی برای حل مسائل واقعی زنان

  • دوشنبه, 17 ارديبهشت 1397 21:13
  • بازدید 324 بار

سلسله گفتگو های کارشناسی با موضوع فیمینیسم و واگرایی جنسیتی در ایران

نگاه ابزاری به اسلام و تعلقات معناییِ زنان ایرانی، از متعارف‌ترین حربه‌هایی است که فعالان فمینیستی در سالیان اخیر با بهره‌گیری از آنها به تغییرات هویتی زنان دل بسته و تا حدی موفق شده‌اند. ترویج و گسترش این جریان در کشور می‌تواند خطرهایی را در آینده کشور ایجاد کند که مهم‌ترین آن، سیاسی‌شدن جریان فمینیسم در ایران است که ضررهای جبران‌ناپذیری به فرهنگ دینی کشور وارد خواهد کرد.

ازهمین‌رو موسسه فرهنگی مطالعاتی صراط مبین مصاحبه‌ای را با خانم دکتر افسانه توسلی  پژوهشگر حوزه زنان و عضو هیئت‌علمی دانشگاه الزهراء (س) انجام داده تا نظرات کارشناسی ایشان را جویا شده و در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد.

شاخصه‌ها و مؤلفه‌های فمینیسم در ایران چیست؟ و عوامل رواج آن را چه می‌دانید؟
فمینیسم بحثی است که هم حالت اکتیویستی دارد و هم حالت نظری و مفهومی. گاهی اوقات حالت اکتیویستی باعث می شود که مفهوم آن به شکل دیگری به نظر افراد آید. گاهی اوقات هم حالت نظری آن روی حالت اکتیویستی تأثیر می گذارد. خیلی از مکاتب فکری دیگر به این شکل نیست. مثلاً پوزیتیویسم حالت اکتیویستی زیادی ندارد و یا مارکسیسم خیلی حالت اکتیویستی دارد. فمینیسم از گرایشهایی است که بیشتر حالت اکتیویستی آن رایج شده و اینکه واقعاً چه مفهومی دارد و دنبال چه هست، برای برخی مبهم است. بنابراین برای شناخت مؤلفه ها و شاخصه های آن در ابتدا باید به چیستی آن و نحله هایش پی برد. در نتیجه سؤال شما به اینجا می رسد که پرسیده شود که مؤلفه ها و شاخصه های کدام نحله مورد نظر است؟
فمینیسم با مقالات و کتب مری ولستون‌کرافت (Mary Wollstonecraft)که به عنوان مادر فمینیسم شناخته می شود، بعد از انقلاب فرانسه شروع می شود. در انقلاب فرانسه یک نوع آزادیخواهی مبنی بر اینکه افراد باید آزاد بوده و حق مالکیت و حق انتخاب داشته باشند، وجود داشت که فقط در مفاهیم و تفکرات بود و در تفکرات افرادی مانند جان لاک منعکس می شد. این خواسته ها به صورت اندیشه ها و گفتارهایی بود که قانونی بر آن مترتب نبود. حالت اجرایی این تفکرات در انقلاب سال 1789 فرانسه رخ داد. منتهی اتفاقی که در انقلاب فرانسه افتاد این بود که زنان پا به پای مردان حرکت کردند و میله های زندان باستیل را شکستند و در آن را باز کردند. حتی در نقاشی ها و نوشته هایی که از آن موقع باقی مانده است، همیشه زنان همگام با مردان دیده می شوند. ولی وقتی که انقلاب به پیروزی رسید اسمی از زنان در هیئتهای اجرایی و در قوانین دیده نشد. چیزی که در اینجا پیش آمد نه از طرف زنان بلکه از طرف مردان بود که گفتند باید قوانینی هم به نفع زنان تصویب کرد. تنها زنی که در این بین مقالاتی نوشت خانم ولستون‌کرافت بود. این مقالات بیشتر در مورد حق اشتغال و حق تحصیل زن بود و بیش از همه به مسئله آموزش و پرورش و حق تحصیل می پرداخت. یعنی اینکه اگر مرد می تواند تحصیلات داشته باشد زن هم می تواند به همان نسبت تحصیلات خود را ادامه دهد. این مباحث مبنای فمینیسم لیبرال شد. در واقع فمینیسم لیبرال یک جای خالی را در درون لیبرالیسم پوشاند که همان جای خالی توجه به زن در مفاهیم آزادیخواهی و حق انتخاب بود. این موارد همان چیزهایی است که ما در ایران می بینیم و زن حق اشتغال، رأی و تحصیل دارد. تفاوت زمانی حق رأی در آمریکا و ایران خیلی زیاد نیست. بنابراین مطالبات فمینسیم لیبرال در همه جوامع وجود دارد. فمینیست های لیبرال بعدها به دو دسته فمینیستهایی که به دنبال تساوی و آزادی بودند، تقسیم شدند. دسته اول می گویند که در هر چیزی اعم از حق رأی، عضویت در پارلمان، تحصیل و ... که مرد در آن حق دارد، زن هم حق دارد. دسته دوم دنبال آزادی محض است به این معنا که زن حق آزادی دارد تا زمانی که حق آزادی کس دیگری را تحت تأثیر قرار دهد. در اینجا موضوع حق مالکیت بدن و حق سقط جنین پیش می آید. عده ای از آنها می گویند که زن مالک بدن خود است و جنین در بدن اوست پس حق سقط جنین هم متعلق به اوست.
 نحله های دیگری هم غیر از فمینسیم لیبرال وجود دارد؛ از جمله فمینیسم مارکسیست که بیشتر روی اشتغال زن بحث می کنند. اینکه زن کارگر، هم از طریق سرمایه داری، هم از طریق مرد کاگر و هم از طریق مرد بورژوا مورد ستم قرار می گیرد. برای از بین رفتن این ظلم، هم باید سرمایه داری از بین رود و هم پاتریمونیارشی و پدرسالاری که وجود دارد باید از بین رود. اینها هم در درون خود نحله های خود را دارند. مثلاً فمینیست ها، فمینیست های رادیکال را از دانشگاه ها اخراج کردند. در واقع وقتی که فمینیست های رادیکال از 1960 وارد دانشگاه ها شدند از سال 1980 اخراج آنها از دانشگاه ها شروع شد. فمینیست های رادیکال نیز چند دسته هستند؛ مثلاً فمینیست های رادیکال رادیکال را داریم که سپارتیست(separatist) هستند یعنی عقیده دارند که نباید زن و مرد خیلی به هم نزدیک باشند. مثلاً اگر در کلاسی زنان نشسته اند، مردان دیگر نباید وارد شوند و یا حتماً باید یک پرده بین آنها کشیده شود. دلیل آنها هم اینست که پاتریمینیارشی و پدرسالاری که البته غیر از مردسالاری ظاهری است، اینقدر در تاریخ و فرهنگ نفوذ کرده است که باعث می شود مردان یک هژمونی بر زن داشته باشد که اگر در جایی که زنان حضور دارند وارد شوند، حتماً بر زنان غلبه پیدا می کنند. این نحله ها، همه در درون فمینیسم شکل گرفته است. یک سری نحله های فمینیستی هم داریم که در نقد فمینیسم شکل گرفته است از جمله فمینیسم سیاه. آنها می گویند که در فمینیسم، از زن طبقه متوسط سفیدپوست غربی، طرفداری می شود و در تمام شاخصها دنبال منافع چنین زنی هستند و ما به عنوان یک زن سیاهپوست به این موضوع اعتراض داریم. در مورد فمینیسم های مذهبی که اعتقاد به وجود آن درست به نظر نمی رسد، فقط فمینیسم اسلامی وجود دارد. فمینیسم اسلامی هم نقد به فمینیسم است گرچه آن هم تقسیم بندی خود را دارد و نقدهای زیادی به آن وجود دارد. بعضی از افراد معتقدند که این گرایش، ابزاری برای فمینیست های لیبرال است که از آن طریق به اهداف خود رسند. البته این یکی از نظرات است و نظرات دیگری هم وجود دارد مبنی بر اینکه می توان از دل اسلام، مطالبات زنان را حتی خیلی قویتر از فمینیسم لیبرال استخراج کرد. این گرایش هم مانند فمینیسم سیاه می گوید که در فمینیسم لیبرال، بر روی طبقه خاصی از زنان تأکید می شود. وقتی مواضع فمینیسم اسلامی در جاهایی مانند لبنان و مصر مطرح شد در موج اول و دوم فمینیسم، به مقدار زیادی مورد حمله قرار گرفت.
فمینیسم اسلامی در ایران وجود ندارد؟
خیر. غیر از مباحث آقای جوادی آملی و کمی دکتر شریعتی کسی در ایران روی آن کار نکرده است. رشته مطالعات زنان و حقوق زن در اسلام که در ایران ایجاد شد، برای همین بود که از طریق آن حقوق زن در اسلام را استحراج کنند ولی متأسفانه هیچ کاری انجام نشد.
چیزی که در ایران رواج دارد از کدام نحله است؟
در ایران بیشتر حالت اکتیویستی رواج دارد. همچنین کسانی هستد که واقعاً در حال کار علمی هستند تا مفاهیم، آیین نامه ها و قوانینی را از دل اسلام برای پیگیری مطالبات زنان استخراج کنند. اینها دو موضع کاملاً متفاوت هستند. یک سری از فمینیست ها در ایران یا همان اکتیویست ها که اصلاً اطلاعات فمینیستی ندارند و چند شاخه هستند، ابزار دیگران شده اند و کاملاً تحت تأثیر توسط رسانه های بیگانه هستند. دلیل آن هم کمکاری کسانی است که مدعی هستند که از اسلام می توان مطالبات زن را استخراج کرد. در حالی که اگر ما قوانین خود را طوری ترتیب دهیم که برای همه روشن شود که مطالبات زنان در دل اسلام هست، این مشکل حل می شود.
آنچه از فمینیسم در ایران رواج دارد، ظاهر آن هست و روی چند موضوع بیشتر مثل حجاب اجباری تمرکز ندارند. بسیاری از مسائل دیگر مانند جلوگیری خشونت علیه زنان در اسلام و حتی در قوانین ایران هم وجود دارد ولی کسی به آن نمی پردازد و به آن اهمیت نمی دهد. بی اهمیت جلوه دادن این موضوع توسط افرادی که در مسند قانونگذاری هستند، باعث شده است که یک فمینیسم سطحی در جامعه رواج پیدا کند.
چه راهکارهایی برای حل تعارض یا تقابل میان آثار مدرنیته (صنعتی شدن، رشد تکنولوژی، توسعه شهرنشینی و ...) و سنت در مسئله فمینیسم پیشنهاد می‌دهید؟
در مباحث فمینیستی که در ایران مطرح می شود روی مسائل ظاهری تأکید می شود. مثلاً کمتر دیده می شود فمینیست ها در ایران در مورد حق مالکیت بدن و سقط جنین برای زنان صحبت کنند. در ایران در اوایل انقلاب حدود 5 یا 6 مورد دلیل برای سقط جنین عمدی وجود داشت ولی در حال حاضر 60 تا 70 مورد اعلام شده است که در این موارد تا قبل از حدود 4 ماهگی، سقط جنین می تواند اتفاق افتد. پس این تعارض در ایران هنوز به طور جدی مطرح نشده است. ضمن اینکه خود فمینیست ها با یکدیگر سر این موضوعات اختلاف دارند. اگر هم مسئله ای باشد عدم آگاهی اکتیویست های ایرانی نسبت به چیزهایی است که وجود دارد. خیلی از فمینیست ها با سقط جنین مخالفند. آن هم به خاطر تناقضی است که در این موضوع وجود دارد. چون جنینی که در شکم مادر وجود دارد هم حق مالکیت بر بدن خود را دارد و نمی توان او را از بین برد. فمینیسم در ایران بیشتر حالت ظاهری و اکتیویستی دارد به طوری که افراد چیزی را با حالت اکتیویستی خیلی شدید می گوید با اینکه حرف معمولی را می زند.
تعارض بر یک سری مطالبات زنان است. بعضی از آنها آنقدر بدیهی و ساده است که تعجب از این است که چرا حل نمی شود. مثلاً مشخص نیست که مشکل حضور زنان در ورزشگاه ها چیست؟ در حالی که در مترو یا اتوبوس زنان و مردان کنار هم هستند و موضوع حل شده است. چون خود زنان تمایل ندارند در جایی باشند که خیلی بیش از حد به مردان نزدیک باشند. حتی زنانی که به محرم و نامحرم اعتقاد ندارند، این مسئله را نمی پسندند. در ورزشگاه هم باید جداسازی صورت گیرد تا این قائله ختم شود و تبدیل به ابزاری در دست دیگران نشود. مشکل، کمکاری فقها است که نتوانسته اند از دل قرآن و شرع، مواردی که امروز به آنها نیاز داریم، استخراج کنند. در واقع خوانش فرهنگی و تاریخی پاتریمیونارشی روی فقه ما رفته است. فقه به خودی خود اگر پاتریمیونارشی از آن جدا شود و پویا باشد، می تواند از درون شرع همه این موارد را استخراج کند. دکتر شریعتی در کتاب «فاطمه، فاطمه است» می گوید که خواستم بگویم که فاطمه دختر خدیجه است، دیدم که فاطمه نیست، خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است دیدم که فاطمه نیست، خواستم بگویم که فاطمه مادر حسن و حسین است، دیدم که فاطمه نیست، خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست، نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست، فاطمه فاطمه است. این جمله دقیقاً جمله اساسی فمینیست های رادیکال هم هست!! یعنی« زن، زن است». یعنی زن ورای اینکه مادر، دختر یا همسر کسی باشد، زن است. این در دل اسلام هست و اصلاً تعارضی وجود ندارد. منتهی وقتی ما روی این موضوعات کار نکرده و آن را مطرح نمی کنیم، این حالت به وجود می آید. البته این مشکل فقط ناشی از فقه نیست بلکه خود فرهنگ و بستر جامعه هم به آن دامن می زند. چیزی به نام سقف شیشه ای وجود دارد؛ یعنی زن می خواهد جلو رود و چیزهایی جلوی او را می گیرد. مثلاً اتفاقاتی می افتد که زن نمی تواند به مراحل بالای پست سازمانی رسد. سقفی وجود ندارد ولی سقف شیشه ای است و عملاً نمی توانید بالا روید. چیزی هم به نام کف چسبنده هست یعنی خود شما نمی خواهید بالا روید. یعنی این فرهنگ و تاریخ نمی گذارد که زن جرئت بالا رفتن داشته باشید و با خود می گوید که اگر به همسرداری و بچه های خود رسد، خودش خیلی است. این دو گرایش در درون زنان نهفته است و چیزی نیست که کسی اجبار کرده باشد. مثلاً مجلس ما یکی از پایین ترین درصدهای حضور زنان در جهان را دارد. در حالی که میزان زنان تحصیل کرده و حق اشتغال آنان در ایران بسیار بالاست. در همه کشورهای دنیا میزان حضور زنان در پارلمان با میزان زنان تحصیل کرده جامعه ارتباط دارد ولی در کشور ما اینگونه نیست. یکی از راهکارها اینست که برای حضور زنان در پارلمان یک سهمیه ای اختصاص داده شود که آن وقت است که فمینیست ها به سکوت کشیده می شوند.
چه راهکارهای برای افزایش جایگاه زنان در فرهنگ‌های ایرانی و اصلاح ذهنیت بی‌عدالتی در زنان ایرانی ارائه می‌دهید؟
باید کل مطالبات زنان لیست شود و موارد مبنایی و مهم مانند خانواده یا بهداشت و سلامت کشف شود و از موارد بی اهمیت مانند حضور زنان در ورزشگاه جدا شود. موضوع حضور زنان در ورزشگاه علارغم اینکه کم اهمیت است، به نظر می رسد مانند نفس کشیدن است. چون اینقدر طبیعی و حق ابتدایی است که باید هر چه سریعتر حل شود. وقتی دیده شود که خود قانونگذاران به دنبال این حقوق هستند، خیلی از اعتراضات از بین می رود. نباید اینطور باشد که وقتی یک لایحه قرار است در مورد جلوگیری از خشونت علیه زنان به مجلس رود، خانمی بیان کند که این موضوع خانوادگی است و باید آن را رها کرد. اگر پدر خانواده روانی بود چه باید کرد؟ این لیست باید به ارگانها و دانشگاه ها داده شود تا روی آن کار شود.
باید به نظر اساسی اسلام در مورد زن دست پیدا کرد. یک دلیل مخالفت فمینیستها با مذهب به دلیل اینست که مسئله آنها با مسیحیت و یهودیت است. اینکه زن از دنده چپ مرد آفریده شده است، اصلاً در اسلام نیست و در یهودیت و مسیحیت هست. فمینیست های موج سوم با بررسی فهمیده اند که اصلاً این موضوع در قرآن نیست بلکه در مسیحیت و یهودیت است. آنها متوجه شده اند که جوامع اسلامی و شرقی، حقوق دیگری هم برای زن قائل هستند که باید آنها را هم دید. به طور کلی فمینیست های جدیدتر منطقی تر شده اند و حتی یکی از آنها بعد از اینکه همسر و مادر شده بود، در مقاله ای، مقالات قبلی خود را نقد کرده بود و می گفت که من نمی دانستم که همسر شدن و مادر شدن، اینقدر زیباست.
در مورد ذهنیت بی عدالتی در مورد زنان، نظر شما چیست؟
غیر از یک سری از زنان که اکتیویست تر هستند و یا زنانی که تحصیل کرده تر هستند، وقتی بین خیلی از زنان در مورد بی عدالتی در مورد زنان و مسائل فمینیستی صحبت می شود، خیلی خشنود نمی شوند. این نکته جالبی است. به نظر نمی رسد که این ذهنیت در بین زنان جامعه ما وجود داشته باشد. این ذهنیت در بین زنان تحصیل کرده و اکتیویست ها وجود دارد. البته مقداری بی عدالتی وجود دارد. مثلاً در مورد عدم حضور زنان در ورزشگاه، بی عدالتی است چون زنان هم می خواهند که هیجان خود را تخلیه کنند.
 در مورد اجباری که در عرف وجود دارد که زن حتماً باید در خانه مانده و خانه داری کند، احساس بی عدالتی وجود ندارد؟
باید تعیین کرد که در مورد کدام نسل صحبت می کنیم؟ در حال حاضر طبق مطالعه ای که در دانشگاه الزهرا(س) در مورد معیارهای جوانان برای ازدواج در تهران شده است، بیش از 60 درصد آقایان به دلیل وضعیت بد اقتصادی می خواهند که همسر آنها شاغل باشد. یعنی آقایان پذیرفته اند که زن می تواند در بیرون از خانه کار کند. حتی این موضوع برای بعضی از افراد، یک شرط بود. این امکان هم در قانون کشور ما پیش بینی شده است که اگر مرد در همان ابتدا به زن اجازه کار دهد، مشکلی نیست.
به طور کلی جامعه به سمت این می رود که زن توانایی داشته باشد بدون اینکه از کسی اجازه گیرد، هر کاری که مرد می کند، انجام دهد. مطمئن باشید که تا 50 سال دیگر این موضوع رخ خواهد داد.
اینطور نیست که فکر کنیم دین اسلام 1400 سال پیش آمده است و برای الآن مناسب نیست. باید دانست که دینی که 1400 سال پیش آمد، مدرن ترین حالت موجود بود. یعنی زن را کاملاً از حالتی که به ارث می رسید به انسانی که ارث می برد، تبدیل کرد. متأسفانه چون پویا نبوده ایم، همین دینی را که داریم، نگه داشته ایم و می خواهیم، همان را ادامه دهیم. باید دید که چه مفهومی مد نظر آیات قرآن بوده است و آن را پویا کرده و در زمان حرکت دهیم.
با چه راهکارهایی می‌توان محدودیت‌های نادرست و غیرضروری زنان در جامعه ایرانی را برطرف کرد؟
نکته اینست که اساساً چرا باید این محدودیت ها مطرح شود. باید جلوی کسانی که متعصبانه برخورد می کنند و این موضوعات را به مسئله تبدیل می کنند، گرفت. مسئله اجتماعی(social problem) در جامعه به صورت خودبخود به وجود می آید و لازم نیست که شما آن را ایجاد کنید. مسئله اجتماعی در حال حاضر مدام در حال به وجود آمدن در جامعه است، حال اینکه خود ما، موضوعی را که اصلاً مسئله نیست به مسئله اجتماعی است تبدیل کنیم، خیلی جای سؤال دارد!
یکی دیگر از محدودیتها، موضوع حجاب است که البته دانشگاهیان خودسانسوری می کنند و به آن ورود نمی کنند. چه به آن اعتقاد داشته باشیم و چه نداشته باشیم، باید گفت که حداقل در مناطق بالای تهران، خانمها نه تنها وقتی در داخل ماشین هستند اکثراً روسری بر سر ندارند، بلکه وقتی پیاده هم می شوند، روسری به سر ندارند. حتی در بسیاری از رستوران ها و پاساژها روسری خانمها در دوش آنها می افتد. البته موضوع حجاب خیلی خاص است و باید بیشتر روی آن بحث کرد. به هر حال این موضوع در حال حاضر تبدیل به یک ابزار برای فشار به نظام جمهوری اسلامی شده است و چهارشنبه های سفید و حرکتهایی از این دست به راه می افتد. 20 سال دیگر مشخص نیست که آیا ما باز هم می توانیم این روند را ادامه دهیم یا خیر؟
لایحه حفاظت از زن در خانه که در همه دنیا هست متأسفانه با استدلال یکی از نمایندگان زن مبنی بر این که طبق قوانین اسلام، مردی که در خانه هست، از زن محافظت می کند، کنار گذاشته می شود. در حالی که با تحقیقاتی که در مورد خشونت علیه زن در خانه انجام شده است، ابعاد این مسئله بسیار بالاست. یکی از دانشجویان دانشگاه الزهرا(س) که در دوران عقد بود، به قدری توسط همسرش مورد آزار قرار گرفته بود و سرش به دیوار کوبیده شده بود، که اگر همسایه برای پیگیری علت صدا به درب منزل آنها مراجعه نمی کرد، معلوم نبود که الآن زنده باشد! حال چطور می توان گفت که مردها همه حافظ زن هستند! بنابراین اگر این قوانین نباشد، مرد ناخودآگاه به این نتیجه می رسد که هر کاری دوست داشته باشد، می تواند با همسر خود انجام دهد.
یکی از مشکلات اینست که زنان باید در مورد بدرفتاری همسر، شاهد داشته باشد ولی چون محیط خانه خصوصی است، معمولاً شاهد ندارند!
این مشکل تا حدی وجود دارد. البته با مراجعه به موقع به پزشکی قانونی می توان این مشکل را حل کرد. ولی نکته اینجاست که خانمها برای حفظ زندگی خود این کار را نمی کنند. در همین موردی که عرض شد، این خانم به پزشکی قانونی مراجعه نکرد! ولی اگر مرد مطلع باشد که چنین قانون محکمی در پشت زن هست، کم کم این فرهنگ جا می افتد که دلیلی ندارد که مشکلات خود در بیرون از خانه را سر زن خود تخلیه کند و خودبخود تربیت می شود. پس یک راهکار مهم، کنار زدن افراد متعصبی است که از دل اسلام، چیزی که ضد اسلام است، استخراج می کنند.
وظیفه نهادهای آموزشی به‌ویژه حوزه علمیه و دانشگاه‌ها در حل این آسیب را چه می‌دانید؟
هر دوی این نهادها خیلی کمکاری کرده اند. اگر هم کاری کرده اند روی مسائل اساسی کار نکرده اند. کاری که در حال حاضر انجام می شود اینست که در چند دانشگاه محدود در تهران یک موضوعی بررسی می-شود. ولی نیاز است که یک بودجه ملی اختصاص داده شود تا یک کار بزرگ و ملی در مورد زنان انجام شود، کاری که تا به حال انجام نشده است.
متأسفانه کمتر دیده شده است که ارگان هایی مانند مجلس از دانشگاهی مثل الزهرا(س) درخواست کار پژوهشی در حوزه زنان داشته باشند. تنها چیزی که خواسته اند اینست که عناوین پایان نامه هایی را که در مورد زنان انجام شده است، ارسال کنید. مثلاً از استادی که در موضوعی مثل خشونت علیه زنان چندین مقاله دارد، خواسته نشده است که یک کار ملی انجام دهد و در نتیجه در مورد اینکه در هر شهر و بستر فرهنگی در این حوزه چه باید کرد؟ نظر خود را ارائه دهد. با کارهای خرد نمی توان درسطح قانونگذاری به نتیجه رسید.
در مورد کمیت و کیفیت رشته های مربوط به موضوع زنان در ایران نظر شما چیست؟
تعداد رشته ها و افراد خیلی کم است. رشته مطالعات زنان فقط در چند دانشگاه الزهرا(س)، تبریز، تربیت مدرس تهران و قم وجود دارد. متأسفانه سطح آموزشی در دانشگاه ها بسیار پایین است و دانشجویان قوی در این حوزه تربیت نمی شوند. وقتی از آنها در مورد فمینیسم سؤال می شود، چیزی نمی دانند و وقتی از آنها دلیل این موضوع را می پرسید، می گویند که چیزهای دیگری تدریس می شود. متأسفانه افراد متبحری در این زمینه وجود ندارد. افرادی هم که وجود دارند یک برچسب فمینیستی به آنها زده شده است و کنار گذاشته شده اند. حتی اساتید دانشگاه های ما، فمینیست ها را نمی شناسند و افراد زیادی در این حوزه متبحر نیستند.
اتفاق عجیبی که افتاده است اینست که عده ای در رشته های حقوق زن در اسلام آمده اند که می گویند این مباحث کاملاً اشتباه است و اساساً مرد مالک زن است که همان حرفهایی است که آن خانم در مورد لایحه خشونت علیه زن زد. در 2 یا3 سال اخیر اتفاقی که افتاده، اینست که دانشجویان قبول ندارند که می توان مطالبات و حقوق زن را از دل اسلام استخراج کرد. در نتیجه دانشجویانی تربیت می شوند که می توانند در آینده مستعد پیوستن به اکتیویست ها باشند.
حتی چند سال پیش مسئولی در دانشگاه وجود داشت که می گفت اساساً چرا کلمه فمینیسم را در گروه به کار می برید؟ در حالی که رشته مطالعات زنان اساساً در مورد موضوع فمینیسم است. با این وضعیت کسانی که در این رشته ها درس می خوانند مشخص نیست که اساساً چه باید کنند. اکتیویست های بیرون هم که بسیار فعال هستند، وقتی این وضعیت را می بینند، بهانه به دست می آورند. باید موضع مطلقاٌ منفی که در مورد فمینیسم وجود دارد از بین رود و اجازه معرفی، نقد و بررسی آن داد شود.
حوزه پژوهشی خاصی هست که نیاز باشد در مورد آن پژوهش بیشتری انجام شود؟
یکی از این حوزه ها، حقوق باروری است. در قوانین ما چنین چیزی وجود ندارد. می دانید که میزان خشونت علیه زنان باردار بسیار بیشتر از زنان عادی است ولی متأسفانه هیچ حق خاصی در قوانین ما در این مورد به زنان داده نشده است.
در قوانین اسلام چطور؟
وجود دارد. مثلاً در اسلام زن باردار را نمی توان طلاق داد. باید به طور کلی روی مطالبات زنان به طور ملی کار کرد. مثلاً در مورد اجازه به زنان و... باید بررسی لازم انجام شود. وقتی شرع چیزی نمی گوید، چرا ما کاسه داغتر از آش شده ایم؟ در این مورد شاید هنوز موارد خیلی زیاد نباشد ولی همان تعداد کم نیز فضا را متشنج می کند و مسئله سیاسی درست می کند. اگر این راهها برای زنان باز نشود، موضوع در آینده خطرناک خواهد شد. باید کاری کرد که زنان به این نتیجه رسند که خود جمهوری اسلامی به دنبال مطالبات زنان است. در حال حاضر مطالبات زنان به راحتی در حال سیاسی شدن است.
حاکمیت و رسانه در قبال حل این آسیب اجتماعی چه وظایفی دارند؟
اگر لایحه خشونت علیه زن تصویب شود، بسیار کمک می کند. باید بودجه کلانی به پژوهش در این حوزه اختصاص یابد. افرادی که در حال حاضر در این حوزه در جاهای مختلف دارای مسئولیت هستند، افراد قوی نیستند. به همین دلیل است افرادی که در بیرون هستند، معترض شده اند چرا که قویتر هستند. باید لیست مطالبات زنان تهیه شود و برای هر کدام راه حل خاصی ارائه شود و به سمت اجرا و تهیه قانون پیش رود و جلوی متعصبین هم گرفته شود. این کار در یک فرآیند 2 ساله خیلی از مسائل را حل خواهد شد. عربستان با آن وضعیت کشورداری، موضوع رانندگی زن را در یک هفته حل کرد. ما هم می توانیم خیلی از مسائل را حل کنیم. به طور کلی ایران از لحاظ عدالت جنسیتی خیلی پیشرفته است و خیلی از حقوق در قانون برای زنان پیش بینی شده است. فقط یک سری از مسائل ظاهری را باید حل کرد.
در مورد رسانه چطور؟
رسانه ملی در این زمینه خیلی بد عمل می کند. مثلاً کلیشه های جنسیتی که در برنامه های مختلف در رسانه منتقل می شود، خیلی نامناسب است. کلیشه جنسیتی یا همان stereotype از قبیل اینکه « زن که باید در خانه و آشپزخانه باشد»، «زن که نباید کار کند»، « زن که راننده نمی شود»، « زن که نمی تواند این را بردارد»، « نگاه کن! مرد خانه ظرفها را شست» و ... در رسانه تکرار می شود. فمینیست ها این موارد را پیدا می کنند و می گویند در رسانه جمهوری اسلامی اینطور در مورد زنان گفته می شود. باید به تمام کسانی که در رسانه ملی صحبت می کنند، گفته شود که از این کلیشه ها استفاده نکنند. متأسفانه از اجرای مجری ها تا کلمات و متونی که استفاده می کنند، ضد زن است. در کشورهای دیگر این کلیشه ها وجود ندارد و از بین رفته است.
 این کلیشه ها در جامعه ایران تا حدی است که در تقسیم کار خانگی، مردانی که زنان آنها شاغل هستند کارهای خانگی را انجام نمی دهند و زن دارای چندین نقش مادری، اشتغال و همسری می شود. در حالی که اگر قرار است که زن هم شاغل باشد، باید بقیه کارها هم تقسیم شود. حتی کارهای خانگی هم به مردانه و زنانه تقسیم می شود. مثلاً تعویض پوشک بچه توسط زن و خرید آن توسط مرد انجام می شود. ولی در کشورهای دیگر اینطور نیست و همه کارها تقسیم می شود. مثلاً در ایران بردن بچه به حمام تماماً توسط زن انجام می شود ولی در کشورهای دیگر یکبار توسط مرد و یکبار توسط زن انجام می شود. همچنین مردان وارد غذا پختن می شوند ولی وارد ظرف شستن نمی شوند چون ظرف شستن در سطح پایینتری است. یکی از راهکارها تهیه برنامه ای در مورد کلیشه جنسیتی در رسانه است که باعث خواهد شد که نظر فمینیست ها خیلی تغییر کند.
نکته دیگر اینکه در سازمان های ما دستورالعمل جلوگیری خشونت علیه زنان وجود ندارد. در هرم سازمانی ما اینطور است که معمولاً بدون وجود قانون و خودبخود مردها بالاتر هستند. در این حالت است که مردها ممکن است درخواستهای نامشروع از زنان داشته باشند و در غیر این صورت او را اخراج کنند. مثلاً اگر زن بیوه باشد و سرپرست دو تا بچه باشد یا باید به درخواست مرد تن دهد و یا حتی اگر هم در دادگاه مرد را محکوم کند، باز هم مرد می تواند با پول خود جریمه و حد آن را پرداخت کند. در نهایت باز هم در سازمان، آن زن را اخراج می کند. یعنی هر طور که زن با خود حساب و کتاب می کند، می بیند که وضعیت به نفع او نیست.
موارد این دستورالعمل خشونت علیه زن چه باید باشد؟
اینکه اگر زن اعتراض کند که مردی به او پیشنهاد غیر اخلاقی داده است و یا حتی به صورت جوک و طنز به او اسائه ادب کرده است، به شکایت او رسیدگی شود. به این ترتیب فرهنگسازی می شود که مرد چنین طنزهایی را در مقابل زن به کار نبرد و زن هم می داند که سازمان مدافع او هست. اصل وجود این دستورالعمل خیلی از مسائل را حل می کند.
البته نکته ای که وجود دارد اینست که میزان شکایت در این حوزه در دادگاه های ایران، علارغم وجود موارد فراوان، کم می باشد چرا که تابو است و زن این کار را نمی کند و نمی رود در دادگاه اعلام کند که مردی به او نظر سوء داشته است. چون اولین انگشت اتهام به سمت خود او می رود. این موضوع فرهنگسازی می خواهد. البته تابو چیز بدی نیست ولی تا حدی خوب است. راهکار این مشکل اینست که اینگونه شکایتها در دادگاه ها به بخش عاقلی سپرده شود که موضوع را سری نگه دارند و به صورت پنهانی به شکایت زن رسیدگی شود. این سری بودن باید یکی از بندهای دستورالعمل باشد و هر کس که آن را فاش کرد، عواقبی برای او داشته باشد.
خلاصه راهکارها:
1- در دانشگاه های ایران و جوامع فکری نسبت به فمینیسم یک نگاه مطلق منفی وجود دارد که باعث شده است که هیچ بحثی از آن صورت نگیرد؛ لذا باید فضایی در مراکز پژوهشی شکل گیرد که مطالبات فمنیسم‌ها شنیده شود و مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
2- بسیاری از مفاهیم و مطالبات فمینیستی در دل اسلام وجود دارد و باید شرایط بررسی و نقد آن در جوامع دانشگاهی و رسانه ای مهیا شود.
3- آنچه از فمینیسم در ایران رواج دارد، روی چند موضوع بیشتر مثل حجاب اجباری تمرکز ندارند. بسیاری از مسائل دیگر مانند جلوگیری خشونت علیه زنان در اسلام و حتی در قوانین ایران هم وجود دارد ولی کسی به آن اهمیت نمی دهد. لذا بی اهمیت جلوه دادن این موضوع توسط حاکمیت، باعث شده است که یک فمینیسم سطحی در جامعه رواج پیدا کند.
4- در مورد حق مالکیت زن بر بدن خود و حق سقط جنین که توسط بعضی از فمینیست ها از آن طرفداری می شود، باید این موضوع تبیین شود که جنین هم دارای شخصیتی است که حق مالکیت بر بدن خود و زندگی خود دارد.
5- در اکثرکشورها میزان حضور زنان در پارلمان با میزان زنان تحصیل کرده جامعه ارتباط دارد ولی در ایران اینگونه نیست، یکی از راهکارها این است که برای حضور زنان در مجلس یک سهمیه ای اختصاص داده شود.
6- زنان جامعه باید برای نقش‌آفرینی بیشتر در اجتماع، خود را از نظر فرهنگی و فکری تربیت کنند.
7- مسئولان برای مردم تبیین کنند برخلاف تبلیغات صورت گرفته، جامعه ایران یکی از پیشرفته ترین جوامع در مورد حقوق زنان است.
8- مسئولان باید ذهنیت بی عدالتی نسبت به زنان در جامعه که توسط برخی زنان تحصیل کرده و فمینیست بیان می‌شود و اکثریت زنان به آن معتقد نیستند، را خنثی سازی کنند.
9- مسئولان باید در مورد حجاب فضایی فراهم کنند تا در مورد این موضوع بستری برای بررسی و آینده‌نگری آن فراهم شود تا یک ابزار برای فشار به نظام جمهوری اسلامی توسط فمنیسم‌ها نباشد.
10- نهادهای حاکمیتی باید از توان دانشگا‌هها و مراکز پژوهشی برای حل مسائل واقعی زنان در جامعه استفاده کنند و از اساتید قوی در این حوزه برای انجام پژوهشهای ملی در حوزه زنان استفاده کرده و نتایج تحقیقات را به کار بندند.
11- میزان خشونت علیه زنان باردار بسیار بیشتر از زنان عادی است. در حوزه حقوق باروری زنان کار زیادی در دانشگاه ها انجام نشده است و قانونی در این زمینه در بین قوانین ایران وجود ندارد. باید قوانین لازم در این حوزه تهیه و توسط مجلس تصویب شود.
12- مواردی مانند عدم اجازه حضور زنان در ورزشگاه ها و... در ایران، وجود دارد در حالی که از لحاظ شرعی هیچ مشکلی ندارد فقط برای کشور مسئله سیاسی درست می کند فلذا باید هر چه زودتر این موارد حل شود.
13- رسانه ملی از کلیشه‌های جنسیتی مانند: زن باید در خانه و آشپزخانه باشد، زن نباید بیرون کار کند، زن راننده نمی شود و... که توسط فمنیسمها برای تهاجم علیه حاکمیت به کار می‌رود استفاده نکند.
14- در سازمان های اداری دستورالعمل جلوگیری خشونت علیه زنان وجود ندارد. باید هر چه آیین-نامه آن توسط دولت تهیه و به همه ادارات و سازمانها ابلاغ شود تا مشکل پیشنهادهای نامشروع و توهین به زنان در مکان های اداری و کاری کم شود.
15- علی‌رغم وجود موارد فراوان پیشنهادهای غیراخلاقی به زنان و فشار به آنها، زنان به دلیل حفظ آبروی خود بسیار کم به دادگاه شکایت می کنند. قوه قضائیه باید بخشی را که به صورت عاقلانه و سرّی به اینگونه شکایتهای زنان، جهت رسیدگی ایجاد کند.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظر دادن

پیام هفته

قانون شکنی
آیه شریفه : إِنَّمَا ﭐلسَّبِيلُ عَلَى ﭐلَّذِينَ يَظْلِمُونَ ﭐلنَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي ﭐلْأَرْضِ بِغَيْرِ ﭐلْحَقِّ أُوْلَـٰئِکَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ  (سوره مبارکه شوری ، آیه 42)ترجمه : گناه بر کساني است که به مردم ظلم مي‏کنند ، و بدون داشتن بهانه‏اي و حقي مي‏خواهند در زمين فساد و ظلم کنند ، آنان عذابي دردناک دارند. روایت : قال علی( ع ): من تعدی الحق ، ضاق مذهبه.  (بحار الانوار ، ج 77 ، ص 211 )ترجمه : امام علی(ع) مي‌فرمايد: هر کس از حق (قانون) تجاوز کند ، در تنگنا گرفتار می آید.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید