حجت الاسلام کلان فریبایی:پرهیز روحانیت از ورود به مسائل جناحی و سیاست زدگی

  • شنبه, 01 تیر 1398 04:38
  • بازدید 598 بار

سلسله گفتگوهای کارشناسی با موضوع تبلیغ دینی 

گسترش معارف والای انسانی از مهم‌ترین اهداف دین مبین اسلام است و در طول تاریخ علما و دانشمندان اسلامی به شیوه‌های مختلف به ترویج و تعلیم مردم مسلمان براساس اصول تبلیغ دینی می‌پرداختند. با شکل‌گیری حکومت‌های اسلامی، نهادهای دولتی نیز با ارائه سیاست‌ها و برنامه‌های مختلف در راستای گسترش معارف دینی با بهره‌گیری از سیستم‌های تبلیغی، به صورت سازمان‌یافته در این عرصه نقش‌آفرینی نموده و در ایجاد و توسعه قابلیت‌های تبلیغی در تحقق خواسته‌های مردم و ارتقای جایگاه و بهم‌پیوستگی ارکان تبلیغ تلاش می‌کند. با توجه به مفهومی که تبلیغ در فرهنگ اسلام دارد و نیز رسالت جهانی اسلام و نقشی که تبلیغ در جهت ایفای این رسالت دارد، اسلام به امر تبلیغ بسیار توجه نموده است. این مطلب ازاین‌رو اهمیت پیدا می‌کند که دنیای امروز دنیایی است که با انواع و اقسام روش‌های تبلیغی کالاها، فرهنگ و اعتقادات خود را به خورد عامه مردم می‌دهند لذا شایسته است که مسئله تبلیغ دینی در کشور ضرورتی اجتناب‌ناپذیر دیده شود و مسئولان تلاش دوچندانی برای بهبود کیفیت و ارتقاء تبلیغ دینی در سطح کشور همسو با نیاز جامعه و متناسب با سطح تهدیدات و هجمه‌های دشمنان اسلام انجام دهند.
از این رو پس از پژوهش‌ها و نظرسنجی‌های نخبگانی «ضعف نیروی انسانی حرفه‌ای و متخصص در نهادهای تبلیغ دین» را به عنوان گره اصلی در این عرصه یافتیم و برای پاسخ به این سؤال که «چگونه می‌توان ضعف مدیران و کارشناسان نهادهای تبلیغ دین را در عرصه‌های سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرا برطرف کرد؟» به مصاحبت باحجت الاسلام دکترمحمد رضا کلان فریبایی عضو هیئت علمی جامه المصطفی و پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام نشستیم که مشروح آن در ادامه می‌خوانید.

• آقای دکتر اگر لطف کنید در ابتدا یک تعریفی از تبلیغ دینی بفرمایید و اینکه تبلیغ دینی چیست و نظام تبلیغی چیست، نظر شمارا در این مورد می‌خواستیم و اینکه شاخص‌ها و معیارهای یک مبلّغ خوب و یک نظام تبلیغی مناسب در مورد دین چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم. تعاریف گوناگونی وجود دارد، من یک مقدمه‌ای را در اینجا فراهم کردم که بعداً ان‌شاءالله وارد آن می‌شویم و من مباحثم را در دو بخش در اینجا ارائه خواهم داد.
اما عموماً تبلیغ دینی را شاید به این معنا تعریف کنیم که نوعی پرورش دادن و پروراندن اذهان عمومی با مبانی دینی است که در آنجا نیازهای فرهنگی مردم را مبتنی بر مؤلفه‌های دینی می‌خواهیم سامان دهیم و حوزه فرهنگی مردم را با این مبانی می‌خواهیم ساماندهی کنیم، به این می‌توانیم تبلیغ دینی بگوییم که مبتنی بر قرآن و سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) هست و در بین شیعیان سیره ائمه طاهرین(ع) هم به آن اضافه می‌شود.
• اگر راجع به شاخص‌ها هم بفرمایید ممنون می‌شوم.
من بحثم را با این عنوان شروع می‌کنم که شکاف اجتماعی که الآن میان جامعه و روحانیت مشاهده می‌شود و دغدغه مجموعه شما هم هست، این شکاف اجتماعی بین روحانیت و جامعه را حاصل فقدان درک مفهومی از نیازهای فرهنگی - اجتماعی جامعه می‌دانم و احساس می‌کنم که درک مفهومی درستی از مسائل اجتماعی و مسائل فرهنگی به وجود نیامده است. در اینجا چند علت را به‌عنوان شاخص اشاره می‌کنم. یکسری از علت‌های پیشینی را عرض می‌کنم که جزء آسیب‌شناسی تبلیغ دینی است. مشکلات و نارسایی‌های که بخش تبلیغ دینی را بعد از انقلاب شامل می‌شود تا به امروز چند وجه ساختاری پیداکرده است. ابتدا باید بدانیم که حجم زیادی از معضلات فرهنگی کشور ناشی از عدم تحقق توسعه در ایران است. چون توسعه در ایران تحقق پیدا نکرده و دائماً در مسیر توسعه هستیم بسیاری از این مشکلات به وجود آمده است، این مورد اول است. درواقع تبلیغ دینی هم به مفهومی از زیرمجموعه معضلات فرهنگی ماست. همان‌گونه که ما تمدن را در یک دایره وسیع فرض می‌کنیم، یکی از زیرساخت‌های تمدن، فرهنگ است که پایه تمدن است و یکی از زیرساخت‌های فرهنگ ما، دین ماست، بنابراین در این مصاحبه تبلیغ دینی زیرمجموعه فرهنگ و فرهنگ زیرمجموعه تمدن فرض می‌شود.
علت دوم که علت پیشینی هست، فقدان مطالعات فرهنگی در جامعه است، ما مطالعات فرهنگی نظام‌مندی در مراکز علمی‌مان نداریم و این نارسایی به معضلات فرهنگی و مشکلات فرهنگی ما دامن زده است. به‌صورت غیرقابل‌باور معضلات فرهنگی ما را در جامعه افزایش داد. من بعداً در مورد این بند دوم توضیح بیشتری خواهم داد.
مورد سوم این است که تعریف ما از فرهنگ و دین و تناسب آن دو در اذهان عمومی جامعه دچار تردید جدی شده است. به‌صورت تئوریک ما دچار تردید شدیم که تعریف ما از فرهنگ و دین درست است یا نادرست است. ما هنوز حتی یک کتاب فرهنگی منتشر نکردیم که در آنجا مفهوم فرهنگ و رویکرد جامعه آن را به‌صورت کاربردی ارائه داده باشیم و آنالیز کرده باشیم. این ضعف بزرگی در کشور ما به‌حساب می‌آید. اما کشورهای بلوک شرق مثل شوروی سابق، بلوک غرب و سایر رقبا مانند اعراب و ترک‌ها در مقابل ما در حوزه مطالعات فرهنگی کار عظیمی انجام دادند، هم شخصیت‌های قوی تربیت کردند و هم آثار قوی را تولید کردند. مسکو و دانشگاه بیرمنگهام را می‌توانیم مرکز ذخایر مطالعات فرهنگی قدرت‌های جهان بدانیم و در جهان اسلام هم قطب‌های فرهنگی قاهره، مدینه و مکه باز ذخایرشان بیشتر از ما ایرانی‌ها هست. بنابراین این علت‌های پیشینی باعث شده که ما آسیب‌های فرهنگی را در حوزه خصوصاً تبلیغ دینی شاهد باشیم.
حالا مطالعات فرهنگی چیست؟ در راستای شناخت ابعاد فرهنگی جامعه پیش از خودمان درواقع یک قرن است که رشته‌ای به نام مطالعات فرهنگی وارد دنیا و کشورهای جهان شده است و کشورهای پیشرفته با تأسیس این رشته مطالعات فرهنگی وارد شناخت حوزه نیازهای فرهنگی مردم شدند، به‌دقت جامعه را موردمطالعه قراردادند و نیازهای فرهنگی آنان را شناخته و آرشیو کردند، یعنی رده‌بندی کردند. اما ما در ایران تقریباً در برخی از دانشگاه‌ها رشته مطالعات فرهنگی نداشتیم. هنوز هم این رشته در حد دکتری در ایران وجود ندارد و در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد ما به مدیریت فرهنگی می‌پردازیم و مسئولینی را تربیت می‌کنیم که بتوانند مراکز فرهنگی را مدیریت کنند. بنابراین یکسری سرفصل‌هایی در مطالعات فرهنگی وجود دارد و آن سرفصل‌ها در بلوک غرب و بلوک شرق به‌شدت موردتوجه قرارگرفته‌اند، مانند مردم‌شناسی فرهنگ، مانند جامعه‌شناسی فرهنگ، مانند دین و فرهنگ، مانند مدیریت فرهنگی یا فرهنگ‌شناسی. حتی در عالم مسیحیت، الهیات مسیحی و فرهنگ به‌عنوان زیرساخت‌های مطالعات فرهنگی موردتوجه دانشمندان قرارگرفته و آن را به‌دقت دنبال کرده‌اند، اما ما عمدتاً متمرکز بر مدیریت فرهنگی و یا کالچر منیجمنت در ایران شدیم که هنوز نتوانستیم کار اساسی را انجام دهیم، بااینکه مدیریت فرهنگی، فرهنگ عمومی، شناخت جریان‌های فرهنگی در عرصه بین‌الملل، شناخت جریان‌های فرهنگی در عرصه داخلی و فرهنگ‌سازمانی و این چیزها توسط اساتید برای دانشجویان تدریس می‌شود اما ما هنوز نتوانستیم به آن بخش ایده آل برسیم. مطالعات فرهنگی در دانشگاه بیرمنگهام تحت عنوان کالچرال استادیز تأسیس شد و این دانشگاه مهد و گهواره طلوع این رشته شد و شخصیت‌های زیادی را تربیت کردند که ما می‌توانیم از ویلیامز نام ببریم که بااینکه گرایش‌های مارکسیستی داشته ولی از معروف‌ترین چهره‌های این حوزه هست. او کتابی دارد به نام «جامعه‌شناسی فرهنگ» و در این کتاب بسیاری از مطالب بنیادی را به جامعه منتقل کرده است. همچنین آقای ریچارد هوگارد دومین شخصیتی است که در آمریکا کتابی تحت عنوان «جامعه و فرهنگ» نوشته و در مقطع دکتری تدریس می‌شود. این مربوط به بلوک غرب بود.
در بلوک شرق یعنی در روسیه یا اتحاد جماهیر شوروی معادل دیگری به کار گرفته می‌شود. آن‌ها به مطالعات فرهنگی، فرهنگ‌شناسی می‌گویند، درواقع نوعی کالچرولوژی یا کلترولوژی می‌گویند که در دانشگاه‌های مسکو، لنینگراد، اوکراین، سن‌پترزبورگ به آن پرداختند. دپارتمان‌های فعالی دارند و پروفسور ریباکوف، معاون آکادمی علوم و رئیس بخش شرق‌شناسی شوروی در این زمینه یک چهره شناخته‌شده و دارای آثار برجسته است.
پس بنابراین ما در کل جهان به یک‌رشته، یعنی مطالعات فرهنگی، دو نام را اطلاق می‌کنیم، غربی‌ها به آن مطالعات فرهنگی می‌گویند و نیازها را بر این اساس مطالعه کرده‌اند، حالا این نیازها اعم از دینی است و بخشی از نیازهای فرهنگی، نیازهای دینی است که موردمطالعه قرارگرفته و به آن پرداخته‌شده است، هم به نیازهای فرهنگ دینی پرداخته‌شده است و هم نیازهای فراتر از دین در جامعه موردمطالعه قرارگرفته است. در انگلیس، اروپا و آمریکا به این رشته، مطالعات فرهنگی می‌گویند. اما در بلوک شرق، یعنی روسیه، لهستان، بلغارستان و اوکراین و این کشورها به این رشته فرهنگ‌شناسی می‌گویند که تدریس می‌شود.
این مقدمه من بود که خواستم عرض کنم که این معضل فرهنگی، یعنی آسیب‌شناسی تبلیغ دینی ناشی از یک معضل مادر هست به نام فقدان مطالعات فرهنگی در جامعه که ما یا به این سمت نرفتیم چون دانش آن را نداشتیم و یا اینکه تعمداً یک مقداری تعصب دینی را در این چهار دهه ملاک کار قراردادیم و خواستیم کل مقوله فرهنگ را در زیرمجموعه دین بگنجانیم و دین را فراتر از فرهنگ بدانیم و فرهنگ را به‌صورت مطلق، دین تعریف کنیم. در این حوزه ما آسیب‌های زیادی را تولید کردیم و جامعه را به‌صورت حداکثری به فرهنگ دینی دعوت کردیم درحالی‌که او شاید توانایی بخشی از فرهنگ دینی را داشته نه همه آن را، این نگاه حداکثری به جامعه در حوزه فرهنگ دینی آسیب‌های زیادی را تولید کرده است.
بنابراین من چند علت را به‌عنوان علت‌های پسینی آسیب‌های تبلیغ دینی می‌خواهم خدمتتان عرض کنم، یکی فقدان تناسب نیاز با پذیرش است. ببینید مراکز علمی و آکادمی ایران سیستم‌های آموزشی خود را بدون توجه به نیازهای جامعه و عاری از عقلانیت اجتماعی و گاهی مبتنی بر عقلانیت فردی توسعه داده‌اند. آمار گرایش‌های کنکور 97 نشان‌دهنده این معضل است که بیش از 60 درصد گرایش‌های به پزشکی و پیراپزشکی اختصاص دارد، این ناشی از این است که یک عقلانیت اجتماعی در حوزه تناسب نیازها و پذیرش‌ها وجود ندارد. در حوزه علمیه بدون توجه به نیازها و امکانات و ابزارهای آموزشی، بیش از 87000 روحانی وجود دارند که بخش قابل‌توجهی از آن‌ها از مشکلات معیشتی برخوردارند.
• در کل کشور 87000؟
بله. که امروز ما بخش از آسیب‌های آن را با موضوع آسیب‌شناسی تبلیغ دینی بحث می‌کنیم. در دانشگاه‌ها پذیرش بدون کنکور در حال گسترش است درحالی‌که نزدیک به 5 میلیون و 600 هزار نفر دانشجوی در حال تحصیل و آماده ورود به بازار کارداریم. ما 4 میلیون و 700 هزار فارغ‌التحصیل بیکار در کشور داریم که آموزش عالی را خوانده‌اند اما بیکار هستند. سالانه 1 میلیون و 500 هزار نفر متقاضی کار به این‌ها اضافه می‌شود و خسارتی که از محل تحصیل‌کردگان بیکار به کشور واردشده، قابل‌محاسبه نیست. وقتی یک دکتر عمومی می‌خواهد در دانشگاه‌های ما تحصیل کند، 1 میلیارد هزینه دارد، بعد از اتمام تحصیلات، او عازم کشور دیگری می‌شود و کشور را ترک می‌کند. این حجم کمّی تا چه میزان با حجم کیفی نیازهای فرهنگی و اجتماعی ما تناسب دارد؟ دانشجو و طلبه برای کسب مدرک و عنوان علمی در حوزه و دانشگاه درس می‌خوانند، یک رابطه علمی و عملی بین حوزه و جامعه، دانشگاه و جامعه مبتنی بر عقلانیت اجتماعی مشاهده نمی‌شود، به همین دلیل میان مراکز صنعتی و مراکز علمی، تناسبی در ظرفیت پذیرش و نیازهای جامعه مشاهده نمی‌شود. من معتقدم این مسئله یکی از اشکالات ساختاری حوزه علمیه و دانشگاه‌های ایران است که بسیاری از دانشمندان آن را در ایران گوشزد کرده‌اند، اما مدیران برنامه‌ریز به این سمت نرفته‌اند، این در حالی است که در حوزه علمیه، توسعه فیزیکی اماکن و دستگاه‌های اداری بسیار بزرگی مشاهده می‌شود. بودجه‌های کلانی به حوزه علمیه تزریق‌شده‌اند، اما تناسب آن با کارکردها در حل مشکلات اخلاقی و معنوی جامعه وجود ندارد. مبلّغ 400 میلیارد بودجه برای شورای عالی حوزه یا مبلّغ 300 میلیارد برای جامعه المصطفی(ص) یا مبلّغ 400 میلیارد برای سازمان تبلیغات اسلامی در کنار بوجه‌های سایر مراکز ترویجی مثل مؤسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی، بنیاد دائره‌المعارف، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه، مرکز رسیدگی به امور مساجد و ستاد اقامه نماز که هرکدام بودجه معین دارند، میزان بودجه‌ها با هزینه‌ کردها و کارکردهای آن‌ها سازگار نیست. چرا؟ زیرا کیفیت هزینه کرد آن‌ها مورد سؤال است، درحالی‌که سخنگوی حوزه علمیه، جناب آقای حجت‌الاسلام‌والمسلمین رفعتی در دی‌ماه 96 معتقدند و تأکید می‌کنند که حفظ استقلال حوزه‌های علمیه خیلی مهم است، اما بودجه این حوزه‌ها کمتر از نصف بودجه دانشگاه‌های کشور است و این بودجه را مربوط به عمران و خدمات طلاب در عرصه فرهنگی معرفی می‌کنند. به نظر می‌رسد که مابعد از چند دهه به این نتیجه رسیدیم که بودجه‌های کلان و توسعه اداری و ساختمانی نتوانسته با نیازهای جامعه متناسب پیش برود و این معضل را برای ما درست کرده است.
دومین علتی که می‌توان به‌عنوان علت پسینی در نظر گرفت و شاخص آسیب‌های تبلیغ دینی ماست، از میان رفتن آزاداندیشی در حوزه است. در چند دهه اخیر وابستگی‌های زیادی از طرف حوزه علمیه به برخی از دستگاه‌ها و نهادها، دغدغه همه مراجع بوده است. این وابستگی حوزه و روحانیت در درون نهادها، حوزه‌ها را از آزاداندیشی، حریت، استقلال و نظریه‌پردازی خارج کرده است. یکی از افتخارات حوزه‌های علمیه شیعه در 1000 سال گذشته، استقلال از دستگاه‌های حکومتی بوده است. اما وقتی می‌بینید در مدرسه فیضیه حوادثی پیش می‌آید، گردهمایی به وجود می‌آید و با هدایت برخی از جریان‌های بیرون از حوزه مفاهیم دیگری در ذهن مردم تلقی می‌شود و به وجود می‌آید صدای مراجع درمی‌آید و اینکه حوزه سکولار شده یا نشده و این قبیل مسائل را مورد اعتراض قرار می‌دهند و این روند جایگاه حوزه علمیه را زیر سؤال می‌برد. حوزه علمیه‌ی امروز در رابطه با نیازهایی که جامعه دارد، پویندگی لازم را پیدا نکرده است، بااینکه بودجه را گرفته، بااینکه توسعه ساختمانی و فیزیکی داشته است، بر اساس نیازها حرکت نکرده است، تحولات بسیاری در حوزه اتفاق افتاده است، محققان و مبلّغان و نویسندگان بسیاری تولید شدند، اما به همان نسبت نیازها افزایش پیداکرده است و روش مطالعاتی ما هنوز چندگانه و بلکه نامنسجم است. هنوز برخی مراجع به شیوه تحقیق دانشگاه تهمت غربی می‌زنند درحالی‌که خود حوزه شیوه تحقیق ندارد.
سومین علتی که باعث آسیب در تبلیغ دینی شده است، پیوند حاکمیت و روحانیت است. ایجاد شکاف اجتماعی میان بخش‌هایی از جامعه و روحانیت، حاصل شرایط جدید حکومت دینی است. آنچه به‌حساب جمهوری اسلامی و مسئولان آن گذاشته می‌شود به‌حساب روحانیت هم نوشته می‌شود. اگر کارکرد نظام دینی به تردید گراییده است، به همان اندازه میزان کارکرد حوزه علمیه و روحانیت نیز کاهش پیداکرده است، درحالی‌که روحانیتی که در بخش‌های اداری و اجرایی کشور اشتغال دارند درصد ناچیزی نسبت به‌کل مجموعه روحانیت را شامل می‌شود اما این تأثیر را در دیدگاه مردم و جامعه به وجود آورده که کارکرد روحانیت کاهش پیداکرده است. دلیل تغییر نگرش مردم نسبت به روحانیت و قرار دادن این سازمان مذهبی در رده حکومتی به این دلیل است که رسانه‌های جمعی ما تبلیغ تک‌صدایی را برگزیدند و صداهای مختلف را نشنیده گرفتند و نشان ندادند. نیازهای فرهنگی جامعه به‌صورت متوازن درک نشد و به‌صورت چند بُعدی دیده نشد و این آسیب در بستر جامعه به وجود آمد که شاخص آن مشاهده معضلات فرهنگی گسترده در جامعه است و در این وضعیت رابطه روحانیت و جامعه دچار شکاف عمیق شده است.
علت چهارم که این مشکلات را به وجود آورده است نقش تصنعی روحانیت است. در بخش نقش تصنعی روحانیت باید عرض کنم که روحانیت همیشه به‌عنوان یک معلم و مربی اخلاق و معنویت بوده، اما گاهی تأثیرگذاری لازم را ندارد، یا نمی‌تواند تأثیر داشته باشد. امروز نمازهای جمعه و جماعت ما در رسانه‌ها بازتاب اخلاقی و معنوی ندارد.
• کاملاً سیاسی است.
بلکه ابعاد سیاسی آن افزوده‌شده است و رسانه‌های جمعی در خلاصه اخبار خود به بُعد سیاسی علاقه بیشتری نشان می‌دهند. این‌یک مورد است.
دوم اینکه در بخش نظامی نکته جدیدی وجود دارد، هنگام عملیات موشکی و آزمایشات موشکی پیوسته از تصاویر امام خمینی و مقام معظم رهبری در ابعاد بزرگ استفاده می‌شود و این رویکرد چهره روحانیت را در فضای اجتماعی و فضای بین‌المللی متفاوت از معنویت‌گرایی نشان می‌دهد و مردم جهان از روحانیت ایران چهره خشونت‌طلب و جنگجو در اذهان خود دریافت می‌کنند. در بخش دولت روحانیت علاوه بر گرایش زیاد به قدرت‌طلبی که از خود نشان داده است، همواره چهره‌های امنیتی خود را در ابعاد وزارتخانه‌های اطلاعات و دادگستری معرفی کرده است و کمتر چهره علمی و فرهنگی از خود در قالب هیئت دولت نشان داده است. این روند الگوی نامناسبی به جامعه داده است. توسعه رویکردهای امنیتی در بخش وسیعی از روحانیت حس اعتماد مردم را سلب کرده است. نا عدالتی‌های گسترده در جامعه، حضور روحانیت در قوه قضائیه و وزارت دادگستری را زیر سؤال برده است و کارکرد آن‌ها را به‌مراتب کاهش داده است. روحانیت در جامعه کنونی بخشی از سکوهایی که باید داشته باشد را ازدست‌داده است. تردیدی نیست که امروز می‌بینیم جریانی مانند ذاکران و مداحان جایگزین روحانیت شده‌اند. امروزه جامعه ما نسبت به 40 سال پیش بسیار تحول و تغییر فرهنگی پیداکرده است و این مؤلفه‌ها و متغیرها در آن تأثیرگذار بوده‌اند.
علت پنجمی هم که می‌خواهم عرض کنم که موجب آسیب‌های تبلیغ دینی شده است، روحانیت و شبکه‌های اجتماعی است. شبکه‌های اجتماعی که امروز به وجود آمده‌اند، دانش مردم را افزایش داده‌اند، توقعات آن‌ها را بیشتر کرده‌اند. امروز بیش از 25 میلیون ایرانی در فضای دوجهانی هستند، اما ما شبکه‌های اجتماعی را مسدود می‌کنیم. این موارد برای روحانیت الزامی به وجود می‌آورد که خود را از جهت فرهنگی و اجتماعی روزآمد کند ولی نکرده است. این اتفاق باعث شده که دیدگاه‌های فرهنگی روحانیت با دیدگاه‌های فرهنگی مردم متفاوت جلوه کند. بخش‌هایی از جامعه نمی‌توانند حرف روحانیت را بفهمند و روحانیت هم نمی‌تواند نیازهای فرهنگی - اجتماعی جامعه را دریابد. درنتیجه شکاف فرهنگی - اجتماعی به وجود آمده و امروز ما معضلی به نام آسیب‌شناسی تبلیغ دینی راداریم که چرا مردم از تبلیغ روحانیت استقبال نمی‌کنند. رئیس بخش آمار دفتر تبلیغات، آمار وحشتناک و تکان‌دهنده‌ای از عدم استقبال مردم از مبلّغین را بیان می‌کرد و این خیلی وحشتناک است.
شاید ششمین علت هم که موجب این آسیب تبلیغ دینی در کشور ما شده است، بحران سوء مدیریت است. بحران سوء مدیریت یک موضوع مهم و چالشی است که در کشورهای توسعه‌یافته مشاهده می‌شود. می‌گویند که کشورهای توسعه‌یافته از بحران سوء مدیریت رنج می‌برند. حالا یک کشوری را فرض کنید که درحال‌توسعه یا توسعه‌نیافته است، در این زمینه چقدر وزن بحرانش سنگین است. مدیریت اشخاص نشئت‌گرفته از خرد فردی، بخش زیادی از معضلات اجتماعی ما را در چند دهه اخیر خلق کرده است. به نظر می‌رسد تداوم مدیریت‌های مبتنی بر خرد فردی، جامعه را از خرد جمعی دور کرده است و آسیب‌های فراوانی را به پیکره نیازهای فرهنگی وارد نموده است و نتیجه آن عدم توسعه فرهنگی در جامعه شده است و اگر ما این بخش را اصلاح نکنیم و همچنان به مدیریت‌های مبتنی بر خرد فردی تداوم دهیم که خودش سلیقه‌ای می‌بُرد و می‌دوزد و به نام اسلام و انقلاب اسلامی هم تمام می‌کند، حالا شاید عمامه هم بر سر داشته باشد، شاید ذاکر یا مداح باشد، این‌ها معضلاتی را در حوزه فرهنگی به‌ویژه فرهنگ دینی و تبلیغ دینی ایجاد می‌کنند که هرچه بیرون می‌آید مبتنی بر سلایق شخصی‌شان است و حوزه‌های سلیقه شخصی را در مدیریت خودش اعمال می‌کند، نه استانداردهای لازم.
این شش علت را نام بردم که جزء علل پسینی بودند که آسیب‌های تبلیغ دینی را به وجود آورده است و شما امروز با معضل بزرگی به نام آسیب تبلیغ دینی در جامعه مواجه هستید و دارید علت‌های آن را رصد و دنبال می‌کنید.
• دست شما درد نکند. آقای دکتر چون شما در مؤسسه‌ای هستید که نگاه جهانی دارد و می‌خواهد در سطح جهان بحث‌های دینی و معنوی را مطرح کند، فکر می‌کنید آسیب‌های نهادی مثل جامعه المصطفی(ص) یا هر نهادی که می‌خواهد نگاه جهانی داشته باشد، البته سازمان‌های دیگری هم هستند، مثل سازمان فرهنگ و ارتباطات و بخش‌های فرهنگی سفارتخانه‌ها هم هستند، در این حوزه فکر می‌کنید چه نکاتی وجود دارد و چه آسیب‌هایی هست و چه دیدگاه‌هایی باید تغییر کند؟
به نظرم این بخش هم بخش حساس مسئله است، چون ما از یک فرهنگ لوکال بیرون می‌آییم و به یک فرهنگ یونیورسال نزدیک می‌شویم. در فرهنگ لوکال خیلی چیزها قابل‌تأمل است، اینکه در کاشان یک فرشی را می‌شویند و بعد تشییع‌جنازه می‌کنند، خیلی از کاشانی‌ها دوست دارند، اما بقیه استان‌ها هنوز آن را نمی‌فهمند که در حد ملی بپذیرند. خیلی از ارزش‌ها در حوزه جغرافیایی ایران قابل‌پذیرش است اما در فضای بین‌المللی و در درون فرهنگ‌های فرامرزی خیلی از مسائل باید یونیورسال شود و به استانداردها نزدیک شود. مراکزی که در فضای بین‌المللی دارند تبلیغ می‌کنند یا مبلّغ تربیت می‌کنند و کارهای اساسی‌تر را انجام می‌دهند، قطعاً باید در حوزه مطالعات فرهنگی به جدّ وارد شوند. نیازهای انسان امروز، یعنی نیازهای فرهنگی انسان امروز را باید خیلی جامع‌تر از وضعیت کنونی دریافت و مطالعه کنند و در آن صورت باید به ابعاد نیازها بپردازند، نه اینکه فقط یک بُعد را ببینند. ببینید امروز اگر در یک شهری 10 حوزه علمیه در 5 سال گذشته ساخته شود، اما سینمای آن شهر بیش از 2 مورد نباشد و پارک‌های آن شهر محدود باشد و به‌اندازه نیاز آن شهر نباشد، مراکز ورزشی آن شهر به‌اندازه نیاز آنجا نباشد، افسردگی و عقب‌ماندگی فرهنگی را به وجود می‌آورد. شما در فضای بین‌المللی می‌خواهید قدم بردارید که می‌خواهید به نیازهای فرهنگی مسلمانان بپردازید و بخشی از نیازهای دینی آن‌ها را برآورده کنید. اگر همچنان که تاکنون تک بُعدی پیش آمدیم، در فضای بین‌المللی هم بخواهیم تک بُعدی حرکت کنیم و تغییر نگرش به چند بُعدی ندهیم، در آنجا هم دچار آسیب خواهیم بود. ما به‌صورت مبنایی باید در مبانی تغییر جهت دهیم، در متون درسی‌مان تغییر جهت دهیم و نگاهمان را از تک بُعدی به چند بُعدی تغییر دهیم.
• منظورتان از تک بُعدی چیست؟
ببینید در کشورهایی که ما می‌توانیم مصادیقش را پیدا کنیم، می‌گویند در شوروی فضای سیاسی، فضای تک‌صدایی بود، چون یک حزب حاکم بود و همه باید در حزب کمونیسم عضو می‌شدند تا فعالیت سیاسی انجام می‌دادند. امروز در چین یک حزب مارکسیست وجود دارد و همه باید عضو آن حزب شوند تا بتوانند ایفای نقش دولتی کنند. این تک‌صدایی در فضای سیاسی شناخته‌شده است، اما در فضای فرهنگی شاید کمتر شناخته‌شده باشد. ما باید به فضای فرهنگی هم نگاه چند بُعدی داشته باشیم. یک فردی که نیازهای حداقل دینی را می‌تواند برآورده کند، مثلاً می‌تواند نماز بخواند، اما دیگر نمی‌تواند نماز شب بخواند، دیگر نمی‌تواند مثل امام علی(ع) و پیامبر اکرم(ص)، تمام ابعاد دینی را رعایت کند، ولی می‌تواند به‌عنوان یک مسلمان معتدل بخشی از خواسته‌ها و فرامین دینی را انجام دهد. اگر ما نگاه حداکثری به جامعه و به‌ویژه جامعه بین‌الملل داشته باشیم و از افراد توقع داشته باشیم که حداکثر مؤلفه‌های دینی را رعایت کنند، به چالش می‌افتیم، همان‌گونه که در 40 سال گذشته ما این حرکت را کردیم و امروز در درون ایران به چالش افتادیم. ما درون جامعه می‌رویم و می‌بینیم که مردم به موسیقی نیاز دارند، به پارک نیاز دارند، به سینما نیاز دارند، به ورزش نیاز دارند، ولی ما در صداوسیما به‌عنوان یک رسانه ملی این نیازها را نمی‌بینیم. وقتی رسانه ملی این نیازهای عمومی فرهنگی جامعه را تأمین نمی‌کند، به آن اصطلاحاً نگاه تک بُعدی فرهنگی اطلاق می‌شود و وقتی نگاه تک بُعدی در داخل وجود دارد، اگر در فضای بین‌المللی هم بخواهد این نگاه تک بُعدی ادامه پیدا کند، به‌زودی به چالش می‌افتد، ما باید نیازها را در حوزه فرهنگی هم چند بُعدی تلقی کنیم.
• حاج‌آقا در نگاه بین‌المللی هم شما وقتی با این مسیرها برخورد می‌کنید، حتی همان نگاه حداقلی اسلام را هم نمی‌توانید تبلیغ کنید.
گاهی اوقات این‌طور است.
• یعنی می‌خواهم بگویم گویا باید مبانی دیگری باشد، در عین اینکه از اسلام خارج نشویم، بتوانیم با آن مبانی دیالوگ داشته باشیم. من احساس می‌کنم، همان کاری که شما فرمودید بعد از مؤسسه حکمت... آن نگاه فلسفی و نگاه عقلی... به نظر می‌رسد با ادیان و فرق دیگر باید از طریق این مباحث وارد شد، یعنی به‌صورت مستقیم نمی‌توان دینی وارد شد.
به‌عنوان اشتراکات. من دو همایش بین‌المللی برگزار کردم، وقتی همایش را برگزار می‌کردم تنها چیزی که خیلی می‌شد روی آن‌ها مانور داد، اشتراکات بود. ما انسان‌ها اشتراکات زیادی در حوزه فرهنگی داریم. سینما یکی از اشتراکات ماست، پارک یکی از اشتراکات ماست، نیازهای ورزشی یکی از اشتراکات ماست، تفریح یکی از اشتراکات ماست، بنابراین این‌ها در حوزه نیازهای فرهنگی ما دیده می‌شود و وجود دارد. اما اگر سیاست‌گذار فرهنگی یا بودجه ریز فرهنگی صرفاً بخواهد با عینک دینی به نیازهای فرهنگی انسان بپردازد، نمی‌تواند و قادر نخواهد بود. روحانیت هم الآن این مشکل را دارد که نمی‌تواند نیازهای فرهنگی جامعه خودش را به‌صورت واقعی ببیند، با عینک دینی می‌بیند و می‌خواهد همه‌چیز را با آن عینک تأمین کند و این تأمین شدنی نیست و باید یک مقدار تعدیل کرد و نگرش خود را از تک بُعدی به چند بُعدی باید تغییر دهیم.
• دست شما درد نکند، پس اگر بخواهیم روی اشتراکات تأکید کنیم، این اشتراکات را ازلحاظ نظری و فکری چه چیزهایی می‌بینید؟ چه اشتراکات فکری و نظری بین ما و یک سرخپوست یا مسیحی یا بودائی می‌تواند وجود داشته باشد؟
ببینید اشتراکات زیستی ما یک مبناست. ما در اشتراکات زیستی، خیلی چیزهای مشترک داریم، خیلی از نیازهای زیستی ما مشترک است. بنابراین در این نیازهای زیستی مشترک ما می‌توانیم باهم بده و بستان و تعامل فکری داشته باشیم. ما می‌توانیم با یک فرد غیرمسلمان صحبت کنیم و ببینیم که نیازهای زیستی‌شان را چگونه تأمین کرده‌اند. نیازهای فرهنگی که چند بُعدی است، ببینیم نیازهای فرهنگی چند بُعدی را آن‌ها چطور تأمین کرده‌اند. مثلاً در همین روسیه چندین کانال وجود دارد، یعنی کانال‌های شادی و خنده، اصلاً ملت خودشان را خنده‌درمانی می‌کنند، شما بعد از 7-8 ساعت که از سرکار برمی‌گردید، تلویزیون را روشن می‌کنید و هنرپیشه‌ها مردم را می‌خندانند، با خندیدن، خنده‌درمانی صورت می‌گیرد. اگر ما بخواهیم جامعه را به سمت عزا درمانی بکشانیم و یک دهه محرم را که نمک زندگی است به 4 و بلکه 5 دهه گسترش دهیم، معکوس عمل خواهد کرد و نتیجه آن مشخص است که افسردگی را گسترش خواهد داد. بنابراین این هم مبنای دینی دارد که ما بخواهیم عزا درمانی را جایگزین خنده‌درمانی یا شادی درمانی کنیم. ما باید بتوانیم جامعه را به‌صورت ایده آل و استاندارد مدیریت فرهنگی کنیم. بنابراین بین ما و کسانی که بیرون از ما هستند و در هویت‌های دیگری هستند، اشتراکات فراوانی در حوزه فرهنگی می‌توانیم پیدا کنیم و به گفتگو بپردازیم و راهکارهای آن‌ها را دریافت کنیم و راهکارهای خودمان را ارائه دهیم که در حوزه هنر به نظرم خیلی مسائل اتفاق افتاده و قابل‌مشاهده است.
• استاد اگر اجازه دهید وارد سؤال بعدی شویم که بحث ویژگی‌های نیروهای انسانی کارآمد در نهادهای تبلیغ دینی است.
ویژگی‌های نیروهای انسانی که می‌خواهند این نگرش تک بُعدی را به نگرش چند بُعدی تغییر دهند بسیار ویژه باید تربیت شوند. شما می‌خواهید در حوزه وحدت شیعه و سنی کارکنید و نمی‌توانید با افراد متعصب این کار را تحقق دهید. حتماً استراتژی وحدت شیعه و سنی را با افراد معتدل می‌توانید تحقق دهید. بنابراین شما اگر می‌خواهید نگرش تک بُعدی را از بین ببرید و نگرش‌های چند بُعدی را در حوزه فرهنگی به‌ویژه فرهنگ دینی در جامعه رونق و توسعه دهید، باید افرادی باشند که با این مفاهیم آشنا باشند، این مفاهیم را پذیرفته باشند، مبانی آموزشی آن را دریافت کرده باشند، تحصیلات آن را فراگرفته باشند و بتوانند با چراغ روشن حرکت کنند، سیاست‌گذاری کنند و اجرای سیاست کنند. این ویژگی بسیار مهم است که ما با افراد معتدل و با افرادی که نگرش جامع به زندگی دارند و با افرادی که تحصیلات عالی و نه تحصیلات کم دارند، با افرادی که تعصب قومی و مذهبی ندارند اما عِرق ملی دارند، با افرادی که با گروه بهتر کار می‌کنند تا فرد، یعنی گروه گرا هستند، با افرادی که می‌توانند مخالف را تحمل کنند، تحمل مخالف می‌تواند ظرفیت ویژه‌ای به انسان بدهد، بنابراین با این ویژگی‌ها باید کارکنیم، یعنی نیروی انسانی مبلّغی که در حوزه تبلیغ دینی یا فرهنگ دینی می‌خواهد کار کند، اگر این ویژگی‌ها را آویزه شخصیت خود کند، موفق‌تر عمل می‌کند نسبت به کسی که تعصب ویژه‌ای در بخش‌های خاصی دارد و نتیجه این کار فرار مخاطب است.
• در حوزه پرورش نیروی انسانی کارآمد مخصوص تبلیغ، یعنی کسی که برای تبلیغ تربیت‌شده است، حوزه چه ضعف‌هایی دارد؟
فکر می‌کنم چون حوزه علمیه به سمت ظاهرگرایی رفته است و نمادهای ظاهری برای آن مهم‌تر از محتوا شده است و چون با استانداردهای فرهنگ دینی خیلی آشنا نیست، تفاوت زیادی با قطب‌های دیگر دارد. مثلاً الازهر مصر، مبلّغینی را تربیت می‌کند که دولت‌های اسلامی از الازهر تقاضا می‌کنند که به کشورهایشان مفتی و مبلّغ اعزام کند و این اعزام با استقبال دولت‌ها صورت می‌گیرد. صدها مبلّغ اسلام به کشورهای اسلامی با تقاضای دولت‌ها اعزام می‌شوند و به فعالیت دینی مشغول هستند. چرا آن‌ها موفق هستند؟ چون آن‌ها نگاه جامع دارند. چرا ما در برخی کشورهای شیعی مبلّغ تربیت کردیم و دولت نه‌تنها استقبال نمی‌کند، بلکه هرجایی که آن‌ها را ببیند دستگیر می‌کند و به زندان می‌اندازد. چرا در فضای بین‌المللی این اتفاق دارد می‌افتد؟ برای اینکه ما نیروی استاندارد تربیت نکردیم. یک اِشلی در دانشگاه‌های اروپا وجود دارد. می‌گوید من دانشجو را طوری تربیت می‌کنم که هم به درد اروپا بخورد و هم به درد سایر قاره‌ها بخورد. اگر نیاز باشد دانشجوی اروپایی می‌تواند در قاره آمریکا، قاره آفریقا، قاره آسیا و استرالیا ایفای نقش کند. چقدر خوب است که وقتی ما مبلّغ بین‌المللی را خصوصاً در مراکز شیعی و ایرانی تربیت می‌کنیم، طوری تربیت کنیم که این معیارها را داشته باشند. این‌ها وقتی به کشورشان برمی‌گردند به‌جای ایجاد گسست، ایجاد وحدت و همبستگی کنند. اما ما جامعه آماری داریم که در برخی از کشورها، چون این‌ها شکاف طبقاتی ایجاد می‌کنند و بین طبقات فاصله می‌اندازند، مثلاً بین عمو و عمه، بین خواهر و برادر، بین همسر و شوهر، به این اختلافات دامن می‌زنند، بنابراین همبستگی و انسجام را از بین می‌برند و نتیجه واکنش منفی دولت‌ها را به دنبال دارد.
• مشکل امنیتی درست می‌کنند.
و مشکلات امنیتی درست می‌کنند، شاید هم دولت‌ها مجبور می‌شوند مشکلات امنیتی درست کنند تا بتوانند ماجرا را مدیریت کنند. بنابراین اگر ما همان معیارهای الازهر را می‌توانستیم رعایت کنیم، به‌شرط اینکه مطالعه کنیم و دقیق آن‌ها را بشناسیم، موفق‌تر عمل می‌کردیم ولی چون نتوانستیم ازاین‌جهت دچار مشکل شده‌ایم.
• درست است، من می‌خواستم یک سؤال جزئی‌تر بپرسم، الآن در جامعه المصطفی(ص)، نحوه آموزشی طلاب برای تبلیغ در خارج از کشور چطور است؟ نیاز یک کسی که می‌خواهد در نیجریه برود، مثلاً این است که زبان آن‌ها را بلد باشد یا کشورهای دیگر همین‌طور، این چیزها در جامعه المصطفی(ص) مطرح هست؟
البته جامعه المصطفی(ص) اعزام مبلّغ را خیلی رسالت خودش نمی‌داند، احساس می‌کند که اعزام مبلّغ بر عهده سازمان فرهنگ و ارتباطات است و بیشتر تربیت می‌کند. اخیراً یک مقدار وارد این حوزه‌ها هم شده است. منتهی اگر مبلّغی را اعزام می‌کنند، معمولاً مبلّغین بومی هستند که به زبان محلی آشنا هستند و با زبان محلی به تبلیغ می‌پردازند و یا اینکه زبان یونیورسالی هست مثل انگلیسی که در کشورهای انگلیسی‌زبان، ممکن است نیرو مربوط به آن کشور نباشد و از کشور دیگری باشد اما انگلیسی‌زبان است و برای تبلیغ می‌رود و یا عرب‌زبان است و برای تبلیغ می‌رود. ما قطب‌های زبانی داریم و در این قطب‌های زبانی سعی می‌کنیم که این جابه‌جایی را درست انجام دهیم، به نظرم ازآن‌جهت مشکل وجود ندارد. مشکل بیشتر ناشی از آن نگاه تک بُعدی و چند بُعدی است، ممکن است کسی زبان هم بلد باشد اما نگرش او مثل نگرش منفی تاریخی باشد که نگرش‌های تک بُعدی در تاریخ باعث شده که ما یک معرفی تک بُعدی از تاریخ اسلام به جامعه مسلمانان بدهیم. جوانان بیشتر تاریخ اسلام را تاریخ جنگ می‌دانند، تا تاریخ اقتصاد یا تاریخ جامعه‌شناسی یا تاریخ روانشناسی یا تاریخ مکاتب اقتصادی. و به نظرم این نگرش‌ها در تاریخ اشتباه رخ‌داده است و ما باید این نگرش‌ها را اصلاح کنیم. ممکن است در ذهن مبلّغین آشنا به زبان هم این اتفاق نیافتد، یعنی از نگاه‌های تک بُعدی به نگاه‌های چند بُعدی برنگردند و همچنان دچار مشکل خواهند کرد.
• اگر زبان را هم بلد باشند که کار را خراب‌تر می‌کنند.
• آقای دکتر در خود حوزه علمیه برای بحث تبلیغ آموزش خاصی وجود ندارد درست است؟ یک طلبه برای تبلیغ خیلی آموزش نمی‌بیند.
حضرت‌عالی آشنا هستید، عموماً برای طلاب توانایی سخنوری مهم است. اینکه بتوانید جلوی جمع سخن بگویید، حدیث بگویید، آیه قرآن بگویید، غلط نگویید و قرائتتان را رعایت کنید، این‌ها بیشتر ملاک کار هست و اینکه کم‌رو نباشند و پررو باشند و بتوانند با جسارت صحبت کنند، خلاقیت فکری داشته باشند و بتوانند حرف‌های متنوع بگویند، شاید این‌ها بیشتر رعایت شده باشد ولی آسیب‌های ما ناشی از یک محتوای عمیق‌تری است که فراتر از این نیازها باید وجود داشته باشد. حقیقت ماجرا این است که وجه غالب نگرش‌های فرهنگی حوزه علمیه به جامعه نگرش‌های تک بُعدی است، از این منظر جامعه چند بُعدی است، یعنی مسئله جامعه چند نسخه‌‌ای است و القای ما تک‌نسخه‌ای است. قطعاً نسخه واحد نمی‌تواند بیماری‌های گوناگون را درمان کند. شما اگر چشم‌درد، گوش‌درد، دندان‌درد، پادرد یا قلب درد داشته باشید، همه این‌ها را یک پزشک نمی‌تواند درمان کند و باید نزد پزشک‌های گوناگون بروید، بنابراین حوزه‌های فرهنگی ما چند نسخه‌ای است. چون ما نتوانستیم حوزه‌های چند نسخه‌ای را ببینیم و درک کنیم، از این منظر مدام خواستیم بخشی از این را درمان کنیم و امروز شکاف ایجادشده و امروز بین درمان‌کننده فرهنگی، مبلّغ فرهنگی و گیرنده فرهنگی فاصله ایجادشده است.
• یک سؤال دیگری الآن به ذهن من رسید، در مورد اینکه نیروی انسانی کارآمد... راجع به فضای مجازی می‌خواهم عرض کنم، طلبه‌ای که بخواهد نیازهای مردم را بفهمد، الآن خیلی از مسائل در فضای مجازی به وجود می‌آید، خیلی اوقات هم وارد شدن به فضای مجازی با خیلی از باورهای روحانیون ناسازگار است، نمی‌دانم خود شما در اینستاگرام چقدر فعالیت دارید، وقتی شما در آنجا باشید، حتی جاهایی که مردم معمولی بخواهند با هم ارتباط داشته باشند، فیلم‌های خراب حتماً هست. به همین دلیل خیلی از مذهبیون ورود نمی‌کنند و ازاین‌جهت طبیعی است که اصلاً نیازهای مردم را ندانند.
ببینید نیازهای مردم و چیزهایی که مورد غفلت قرارگرفته نیازهای سکس و جنسی نیست.
• می‌خواهم بگویم خیلی‌ها به دلیل باورهای اعتقادی که دارند، اساساً وارد فضای مجازی نمی‌شوند، ولی خیلی از سؤالات... حتی ممکن است یک سؤال فلسفی در آنجا باشد، مثلاً یک کلیپی درست می‌کنند و در حد یک دقیقه است و مثلاً یک استدلالی در عدم وجود خدا هست، آن‌ها چون به این فضا نمی‌روند، اصلاً این‌ها را نمی‌بینند، ازاین‌جهت می‌خواهم عرض کنم.
احساس من این است که این را باید فقه که به‌نوعی جامعه را اداره می‌کند و اجازه میدان‌داری به عرفان ندارد، تا پارادایم عرفانی هم در جامعه سایه بی اندازد، بلکه پارادایم فقهی و شریعتی جامعه را اداره می‌کند، باید راه باز کند، بی اندیشد و راهکار پیدا کند، جامعه‌ای را که می‌خواهد به‌صورت شریعتی اداره کند، حتماً باید روزنه‌هایی باز کند و راهکاری تولید کند که ما چه کنیم که این جامعه شریعت زده این مشکلات را دارد و چگونه باید برای این نوع مشکلات راهکار ارائه دهیم. این‌یک بخش است. یعنی مجتهدین و فقهای ما باید بی اندیشند و راه پیدا کنند. آن‌ها موضوع شناس هستند و برای موضوعات راهکار ارائه می‌دهند. بنابراین فقه می‌تواند این کار را بکند و فقها می‌توانند این کار را بکنند. این‌یک بخشی از کار است.
یک بخش دیگر اینکه دنیا به سمت دهکده جهانی با سرعت‌بالا در حال حرکت است. امروز وقتی به کشورهای کوچک منطقه وارد می‌شویم، می‌بینیم فضای اینترنت و فضای مجازی فضای بسیار جدی در آنجاست، این فضای مجازی در اقتصاد ایفای نقش می‌کند، در بازار و همچنین فضای فرهنگی ایفای نقش می‌کند. بنابراین ما نباید این فضا را ببندیم و مسدود کنیم، ما نباید شبکه‌های اجتماعی را مسدود کنیم، بلکه باید سوار بر شبکه‌های اجتماعی شویم. اگر این فضای شبکه‌های اجتماعی را ببندیم و مسدود کنیم، دل‌زدگی شدیدتری برای مخاطب رخ خواهد داد و القا خواهد شد و نتیجه آن جز انسداد فرهنگی چیز دیگری نخواهد بود. ما باید به استقبال آن‌ها برویم. ما امروز رسانه‌های قوی تأثیرگذار جامعه را به‌صورت هرمی وقتی بررسی می‌کنیم، از شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های کامپیوتری شروع می‌شود و همین‌طور می‌آید و در رده‌های پایین سینما و مجله و روزنامه قرار دارد و کتاب آخرین مورد هست. بنابراین ما باید شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی را باید جدی بگیریم. اینکه برخی القا می‌کنند که ما می‌خواهیم اینترنت پاک درست کنیم، در فضای مجازی اینترنت پاک معنایی ندارد. ببینید وقتی شما سوره یوسف را در قرآن می‌خوانید، خجالت می‌کشید که بسیاری از مسائل آن را حتی به بچه‌های خودتان بگویید، اما قرآن به این مسائل پرداخته، به نیازهای فیزیولوژی انسان به‌صورت آشکار پرداخته است. به بچه‌ها می‌گوید وقتی این ساعات وارد اتاق خصوصی پدر و مادر می‌شوید باید در بزنید و بدون اجازه نباید وارد شوید و در آنجا مسائلی وجود دارد و قرآن به این مسائل به‌صورت بی‌پرده ورود کرده است. ما اگر ورود نکنیم و اگر نیازهای جامعه را به‌دقت و جامع نبینیم دچار این تردیدها و مشکلات خواهیم شد و نتیجه آن انسداد فرهنگی است، یعنی عدم توانایی ما نسبت به پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، و درنتیجه جامعه راه خودش را خواهد رفت و ما هم راه خودمان را می‌رویم و این می‌شود که ما شکاف زیادی بین روحانیت و جامعه می‌بینیم.
• پس به نظر ما نگاه عرفانی باید به فضای مجازی و تکنولوژی ما وارد شود.
بله ببینید در فضای مجازی من احساس می‌کنم پارادایم عرفان تحمل بیشتری نسبت به پارادایم شریعت دارد. به تعبیری یکی از اساتید علوی سوریه که برای من نقل می‌کرد، می‌گفت یک آقا مجیدی از ایران به سوریه آمده بود و درس می‌خواند و شب‌ها هم نزد ما می‌آمد، مادر من همیشه برای او غذا می‌پخت و لباس او را می‌شست ولی یک روزبه من گفت که به مادرت بگو که با من دست ندهد. گفتم اگر به او بگویم، مادرم ناراحت می‌شود. گفت ایرادی ندارد، به او بگو که با من دست ندهد. او می‌گفت من با مقدماتی به مادرم گفتم که با آقا مجید دست نده. او گفت چرا؟ مگر دست من نجس یا ناپاک است؟ چه مشکلی دارد؟ من گفتم که او شریعتی دارد که او را حساس کرده و با او دست نده. می‌گفت آن روز ما سر سفره ناهار غذا می‌خوردیم و نشسته بودیم و همه داشتیم غذا می‌خوردیم و پدرم از بیرون در را باز کرد و وارد خانه شد، مادرم متوجه شد و سریعاً رفت و به پدرم گفت با مجید دست ندهی، مجید حساس است و شریعتی دارد که او را حساس کرده است.
ببینید این پارادایم عرفان، علویون را در فضایی قرار داده است که این طبقه‌بندی‌ها و خط‌کشی‌ها را کمتر دارند، ممکن است عرفان بتواند برخی از سطح‌بندی‌ها را طوری سامان دهد که همبستگی را بیشتر کند و گسست را کمتر کند. من خیلی به این مقوله ورود پیدا نمی‌کنم و احساس می‌کنم که فقها و مجتهدین ما این توانایی رادارند که برای این چالش‌ها راهکاری تعبیه کنند.
• خب البته آقای دکتر در صحبت‌های شما راهکار هم بود، منتهی من می‌خواستم مستقلاً اگر در این زمینه تبلیغ دینی راهکارهای خاصی در ذهن دارید و نوشتید، بفرمایید.
به نظرم بحث‌های مقدماتی من با این رویکرد صورت گرفت، فقط اجمالاً به رئوس آن مطالب اشاره می‌کنم که آن راهکارها هم از آن‌ها شاید بیرون آید.
در علت‌های پیشینی آسیب‌های تبلیغ دینی من عرض کردم که معضلات فرهنگی ما از عدم توسعه‌یافتگی نشئت‌گرفته است، پس ایران باید توسعه پیدا کند و در توسعه ایران، اخلاق و شریعت و فقه قربانی نمی‌شود بلکه بنیادی‌تر و ریشه‌دارتر می‌شود. این‌یک مورد است.
دوم اینکه مطالعات فرهنگی صورت نگرفته است، پس ما باید مطالعات فرهنگی دقیقی نسبت به جامعه و نیازهای فرهنگی جامعه انجام دهیم و اگر بلد نیستیم از قطب‌هایی که در جهان هستند بهره بگیریم و از تجربیات آن‌ها استفاده کنیم، افرادی را اعزام کنیم و بروند قطب‌های فرهنگی دنیا را مطالعه کنند و برای ما سبد فرهنگی بیاورند. این هم دومین راهکار است.
سومین مورد این است که تعریفمان را از فرهنگ و دین درست انجام دهیم. اگر ما تمدن را فرهنگ تعریف کنیم، فرهنگ را دین تعریف کنیم و دین و فرهنگ را تمدن تعریف کنیم، نا به‌جاست و این اتفاقی است که در طول این چهار دهه مشاهده می‌شود. به نظرم ما باید تعریف جامعی از این مفاهیم داشته باشیم، یعنی تمدن را که چتر گسترده‌ای روی سر همه انسان‌های ایرانی و مسلمان هست، بپذیریم. یکی از زیر پایه‌های این تمدن، فرهنگ است که بازهم قبل از دین شکل‌گرفته است و یکی از زیرساخت‌های مهم فرهنگ، دین است که بعداً ما را سامان داده است. بنابراین ما این رتبه‌بندی را بپذیریم، تعریف درست و روشنی از فرهنگ و دین ارائه دهیم، هم وضعیت روحانیت مشخص می‌شود، هم وضعیت مردم مشخص می‌شود و دین در جای خود قرار می‌گیرد، فرهنگ و تمدن هم در جای خود قرار می‌گیرند. این هم راهکار بعدی است که به نظرم کار را آنالیز می‌کند و بسیار مهم است.
سپس ما به راهکارهای بعدی می‌رسیم که علت‌های پسینی آسیب‌های دینی است. یک مورد گفتیم فقدان تناسب نیاز و پذیرش. ما باید تناسب نیاز و پذیرش را در حوزه‌های علمیه و به‌ویژه دانشگاه‌ها به جدّ دنبال کنیم، اگر این را دنبال نکنیم، همچنان مشکلات ما به نسل‌های بعدی منتقل خواهد شد و نسل‌های بعدی هم این گرفتاری‌ها را خواهند داشت. این‌قدر نگوییم که بودجه و امکاناتش نیست، اتفاقاً بر اساس امکاناتی که دریافت کردیم، به نیازها پاسخ ندادیم.
ما به نماز جمعه و جماعت، رویکرد عرفانی و رویکرد معنوی بدهیم، نه رویکرد سیاسی غالب، نمازهای جمعه ما درست است که نماز عبادی - سیاسی است، ولی بُعد عبادی کلاً از بین رفته است و علما بُعد سیاسی را برجسته کرده‌اند، این را باید کنترل و تعدیل کنیم.
ما باید آزاداندیشی و حریتمان را در حوزه‌های علمیه به‌ویژه در بستر روحانیت حفظ کنیم. اگر روحانیت حریت خود را از دست بدهد و وابسته به حقوقی که دریافت می‌کند، بشود و وابسته به مسئولی که بالای سرش هست، باشد، نمی‌تواند در برای جامعه در حوزه دینی خلاقیت فرهنگی به وجود بیاورد، حتماً آزاداندیشی از بین می‌رود و قربانی می‌شود و متأسفانه این اتفاق افتاده است.
در پیوند حاکمیت و روحانیت باید حواسمان باشد که اگر در رده‌های حاکمیتی روحانیت را مطرح می‌کنیم، ما نباید روحانیت را امنیتی و دادگستری معرفی کنیم. روحانیت یک وظیفه و رسالت فرهنگی بر عهده دارد. ما این را برجسته نکردیم، تمام پست‌های فرهنگی ما خارج از روحانیت هستند و در رده‌های پایین روحانیت پست فرهنگی دارند. من نمی‌گویم کسی که آموزش ندیده، مثلاً وزیر ارشاد شود، باید آموزش ببیند. ببینید در روسیه تمام مفتی‌ها بعدازاینکه تحصیلات حوزه‌های علمیه‌شان را تمام می‌کنند، یک دوره فشرده‌ای دارند و تمام آن دوره فشرده دانشگاهی را هم باید طی کنند تا بتوانند مدرک بگیرند و به این دلیل است که امروز مفتی‌های روسیه اسلام را خیلی گسترده و شدید دارند پیش می‌برند و برخی اعلام کرده‌اند که خطر آینده که روسیه را تهدید می‌کند، اسلامیزه شدن روسیه است، چون مفتی‌های بسیار قوی به صحنه آمده‌اند و دارند روسیه را اسلامیزه می‌کنند و به نظرم روحانیت حتماً باید این آموزش آکادمیک دانشگاهی را ببیند، این دوره‌ها را باید سپری کند تا موفقیت آن‌ها بیشتر شود.
• یعنی همان دروس دینی، منتهی در دانشگاه باشد؟
این دروس دینی را بخواند، اما یک پس‌زمینه‌هایی هست و آن‌ها را هم باید بخواند، یعنی گاهی اوقات وقتی این‌ها را می‌خواند چشم او روشن می‌شود و می‌تواند با چشم روشن حرکت کند، اما با چشم‌بسته و با چراغ خاموش ما نمی‌توانیم جامعه روشن و جامعه پیچیده را اداره کنیم.
نقش تصنعی روحانیت را هم‌عرض کردم که در بخش‌های مختلف در نظر بگیریم و لذا در بخش‌های نظامی من شدیداً از برادران نظامی و از مخلصین این حوزه که مخلصانه کار می‌کنند، به نظرم می‌رسد که هیچ نیازی به تصاویر بزرگ مقام معظم رهبری و امام خمینی نیست که ما هنگام آزمایش موشک‌ها، این تصاویر را نصب کنیم. در کشورهای پیشرفته مسیحی هیچ آزمایش موشکی انجام نمی‌دهند که در کنار آن عکس پاپ وجود داشته باشد، پاپ را ؟؟؟ 1:02:38) نمی‌کنند، پاپ در جای خودش مقدس می‌ماند و برای جامعه معنویت‌گرا می‌ماند و آن را در کنار موشک به جهان معرفی نمی‌کنند، چرا دوستان این تفکر را به جامعه القا کرده‌اند؟ چرا چهره روحانیت در هنگام آزمایشات موشکی تخریب می‌شود. این‌ها هم راهکارهای بعدی است که باید وجود داشته باشد.
دولت را هم‌عرض کردم. من یک خاطره‌ای از شهید بهشتی در دورانی که ایشان هنوز به شهادت نرسیده بود، در ذهن دارم، می‌گویند یکی از این نمایندگان لیبرال با شهید بهشتی درگیر شد و در صحن مجلس با مشت دندان جلوی شهید بهشتی را شکست. شهید بهشتی در حین همین گفتگو با ایشان وقتی این حادثه اتفاق افتاد، خم شدند و با یک دستمالی دندان‌شکسته خودشان را برداشتند و صحنه را ترک کردند. اما امروز خیلی از نماینده‌های ما درصحنه پارلمان و قانونگذاری درگیر می‌شوند و این درگیری‌های شدید و فریادهای شدید چهره روحانیت را تخطئه می‌کند و تبلیغ دینی ما را زیر سؤال می‌برد، فکر نکنیم که این نظام را تقویت می‌کند و یا آینده اسلام و مکتب را تقویت می‌کند، همان اندازه که تقویت می‌کند، به توان چند خطر ایجاد می‌کند. بنابراین نمایندگان ما باید حواسشان باشد، دولتمردان ما که ملبس به لباس روحانیت هستند، باید حواسشان باشد و در این صحنه‌ها نباید قدرت‌طلبی زیادی را از خود نشان دهند. امیرالمؤمنین(ع) الگوی بسیار عمیق ماست، ایشان وقتی آن حادثه بعد از قتل عثمان به وجود آمد و جمعیت عظیمی از امام استقبال کردند. امام فرمودند به یک مرکز عظیم‌تری مثل مسجد بروید و جمع شوید که نگویند تبانی صورت گرفته است. درواقع قدرت‌گرایی نیست بلکه نوعی حرکت معتدل در فضای سیاسی است و این هم یکی از راهکارهاست که به نظرم ایجاد خطر کرده است و ما باید آن را کنترل کنیم.
شبکه‌های اجتماعی و روحانیت را عرض کردم. ما باید بیش از آن‌که شبکه‌های اجتماعی را مسدود کنیم، مدیریت کنیم و مسدودی شبکه‌های اجتماعی، انسداد فرهنگی به وجود می‌آورد و انسداد فرهنگی نمی‌تواند مشکلات جامعه چند گرهی ما را حل کند. روزانه 25 میلیون ایرانی وارد شبکه‌های اجتماعی و گوگل می‌شوند و این جمعیت عظیم دارند کشور را دوجهانی می‌کنند. شما نمی‌توانید جلوی این‌ها را بگیرید، هر طور بگیرید این‌ها به‌پیش می‌روند، شما تلگرام را بستید ولی هنوز بیش از 30 میلیون نفر عضو تلگرام هستند.
• الآن ورژن‌های جدیدش به وجود آمده است.
بله. آخرین راهکاری که برای این وجود دارد و همه‌کسانی که مسئولیت دارند و من پشت‌صحنه را می‌بینم و خیلی احساس خطر می‌کنم. دوستانی که در مدیریت هستند، بحران مدیریت به وجود نیاورند، مدیریتشان را مبتنی بر خرد جمعی و مبتنی بر عقل اجتماعی و خرد اجتماعی و عقلانیت اجتماعی بکنند، نه خرد فردی و عقلانیت فردی. سلایق شخصی را به نام دین و مکتب و روحانیت معرفی نکنند. خودشان را معیار دین و معیار شریعت و معیار انقلاب معرفی نکنند. مقام معظم رهبری به‌درستی فرمودند که ما باید به سمت جذب حداکثری برویم. ما چه زمانی توانستیم در بدنه‌های پایین‌تر به سمت جذب حداکثری برویم؟ ما دفع حداکثری کردیم. بنابراین این مدیریت‌ها دفع حداکثری به وجود می‌آورد درحالی‌که وظیفه و استراتژی ما جذب حداکثری است. زمانی من در مکه مشرف بودم و دیدم روحانی کاروان در خاک عربستان بااینکه جمهوری اسلامی با استراتژی وحدت ایشان را اعزام کرده است، ایشان هر کاری می‌کرد که استراتژی وحدت جمهوری اسلامی ایران را به خطر بی اندازد، هر حرفی را به صاحب آن خاک می‌گفت و هرچه که به ذهنش می‌آمد، بیان می‌کرد. این‌ها باید تعدیل شود. ما در آن ویژگی‌های انسانی عرض کردیم که مبلّغینی را تربیت کنیم که استراتژی وحدت را بپذیرند. ببینید ما 20 درصد شیعه را در ضمن 80 درصد غیر شیعه باید حفظ کنیم و نمی‌توانیم این 20 درصد را... الآن 14 قرن گذشته است و تناسب جمعیتی ما همچنان همان است، یعنی خیلی تغییر نکرده است. بنابراین ما نمی‌توانیم این نگرش‌های کثرت‌گرایانه را تعمیم بدهیم و 80 درصد غیر شیعه را به سبک و سیاق شیعه درآوریم. باید یک مقدار معتدل حرکت کنیم.
این‌ها راهکارهایی بود که به ذهن من رسیدند.
• ممنون. ما یک سؤال در انتها داریم که بحث آینده‌پژوهانه است، اگر غیرازآن سؤال، نکته‌ای دارید بفرمایید و اگرنه من بپرسم.
ببینید آینده‌پژوهی را خوب فرمودید، آینده‌پژوهی تنها رشته‌ای است که امروز قدرت‌های جهانی از آن خیلی بهره می‌گیرند. 80 سال است که در جهان راه افتاده است و کشورهای مختلف قدرتمند از آینده‌پژوهی بهره گرفته‌اند و 5-6 سال است که وارد ایران شده است. در دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین بیش از شاید - اگر حداکثر بگویم - 120 نفر آینده‌پژوه اعم از دانشجو و استاد داریم. ما باید به این رشته بها و اهمیت دهیم. واقعیت‌های این رشته را بپذیریم، توصیه‌ها و سفارشات این رشته آینده‌پژوهی را باید در حوزه فرهنگ دینی بپذیریم، این‌ها انتقادات جدی به عملکرد و شیوه‌ها و نسخ ما دارند. بنابراین اگر بتوانیم به‌صورت دانش‌بنیان به این رشته و صاحبان این حرفه نزدیک شویم و از آن‌ها بهره بگیریم، ساماندهی بهتری نسبت به برنامه‌های آینده‌مان خواهیم داشت. من دوستانی در این زمینه‌دارم که از آن‌ها مشورت می‌گیرم و از آن‌ها مشورت گرفتم. این‌ها در شب‌های انتخابات اطلاعاتی به کاندیداها می‌رسند، برخی ممکن است بدعمل کنند و به چالش بی اندازند و برخی اتفاقاً موفق می‌شوند. بنابراین ما به تمام مؤلفه‌های آن عمل کنیم، نه اینکه دو مؤلفه از آینده‌پژوهی را بگیریم و هشت مؤلفه را نگیریم و با همان دو مؤلفه بخواهیم به همه نیازهای خودمان بپردازیم، به نظرم این هم راه غلطی است. ما باید به متخصصین آینده‌پژوهی نزدیک شویم و از آن‌ها بهره بگیریم، به آن‌ها احترام بگذاریم، از آن‌ها راهکار بخواهیم که بتواند حوزه تبلیغ دینی را سامان دهد.
• بله، سؤال مشخص من این است که در همین حوزه تبلیغ دینی و سرنوشت دین در جامعه در 10 سال آینده... چون این عدد برای مؤسسه مهم است و می‌خواهند مشورت دهند... در 10 سال آینده اگر با همین روندی که ما به دین و موضوع تبلیغ نگاه می‌کنیم و با این وضعیتی که وجود دارد، در 10 سال آینده در حوزه تبلیغ دین فکر می‌کنید چه اتفاقی ممکن است پیش آید؟
من خیلی اهل پیشگویی و پیش‌بینی نیستم. اما تجربه نشان می‌دهد پیشگویی‌هایی که در حوزه حجاب انجام گرفت. تأکید بر این شد که ما تنوع رنگ و تنوع مدل را در حجاب استاندارد کنیم و القا کنیم و تبلیغ کنیم، چون این کار رخ نداد، امروز بحرانی به نام بحران بی‌حجابی داریم و جامعه به‌شدت با این بحران آشناست و این را مشاهده می‌کند و دلیل اصلی این امر این است که 10 سال پیش این تغییرات را نتوانست حس کند و درک کند و برای آن برنامه‌ریزی کند. ما به تبریز، بندرعباس، کردستان، سیستان‌وبلوچستان و مناطق مختلف می‌رویم و حجاب را می‌بینیم، اما بارنگ‌ها و مدل‌های گوناگونی است، رنگ‌های مختلفی دارند و مدل‌های گوناگونی دارند، ما هیچ زمانی این را نپذیرفتیم، دو مدل‌داریم، یکی چادر و دیگری مانتو و آن‌هم هر دو مشکی را معرفی کردیم و هردوی این‌ها را هم به نیروی انتظامی دادیم که معرفی کند و نیروی انتظامی هم که معلوم است بازور و غلبه معرفی می‌کند، به معلمین و اساتید دانشگاه‌ها ندادیم.
بنابراین به نظرم می‌رسد در حوزه تبلیغ دینی اگر این‌گونه که حرکت می‌کنیم، همچنان بدون تغییر پیش برویم، ما به سمت فروپاشی و شکاف عمیق‌تر پیش می‌رویم و این شکاف عمیق‌تر ممکن است در حوزه هویتی ما به تجزیه منجر شود. ما اگر به‌دقت مدیریت نکنیم، داریم به سمت چند کشوری حرکت می‌کنیم و اگر این اتفاق بیافتد، ایران تجزیه خواهد شد و ایران به چالش بیشتری خواهد افتاد و قدرتش تضعیف خواهد شد، ما چرا خودمان را به مهلکه می‌اندازیم؟ ما باید هویت‌های جامعه ایرانی را طراحی کنیم و بپذیریم. امروز در انقلابی‌ترین شهرهای ایران، گرایش به هخامنشی و کوروش کثرت پیداکرده است، چرا؟ به خاطر اینکه ما هویت‌های گوناگون را تخریب کردیم و خواستیم یک تک هویتی در جامعه به وجود بیاوریم و این تک هویتی قابل‌پذیرش نیست. در حوزه تبلیغ دینی هم این مسئله خیلی مهم است، یعنی درواقع جامعه، روحانیت مبلّغ را بلندگوی تبلیغی تک هویتی خواهد شناخت و این آسیب جدی است.
• بله، متأسفانه. دست شما درد نکند. بیش از این شمارا خسته نمی‌کنیم، خیلی ممنون استفاده کردیم.
متشکرم. آرزوی سلامتی برای شما دارم.

خلاصه راهکارها

1-رشته مطالعات فرهنگی که سال‌هاست در دانشگاه‌های مسکو(بلوک شرق) و بیرمنگام(بلوک غرب) راه‌اندازی شده است، باید در ایران راه‌اندازی و تقویت شود.
2-تعریف دین، فرهنگ و تمدن باید در کشور اصلاح شود. دین زیرمجموعه فرهنگ و فرهنگ زیرمجموعه تمدن است. یکی انگاشتن دین بافرهنگ در 4 دهه گذشته در کشور، موجب دعوت حداکثری به دین شده است.
3- باید بین پذیرش دانشجو و طلبه و مقدار نیاز کشور، تناسب ایجاد شود تا موجب بیکاری طلاب و دانشجویان نشود.
4-نمازهای جمعه باید به رویکرد عرفانی و معنوی بازگردند و از سیاست زدگی پرهیز کنند.
5-آزاداندیشی و حریت حوزه‌ها باید حفظ شود و از تأثیر برخی نهادها در آن‌ها جلوگیری شود.
6-حضور روحانیت در پست‌های حکومتی باید به سمت مناصب فرهنگی سوق پیدا کند و از حضور در بخش‌های امنیتی و قضایی تا حد ممکن کاسته شود.
7-یک دوره تکمیلی دانشگاهی برای همه طلاب حوزه علمیه برای شناخت هر چه بیشتر علوم جدید باید گذاشته شود کاری که روسیه برای مفتی‌های خود انجام می‌دهد.
8-روحانیونی که در مجلس یا سایر قوا مسئولیت دارند باید اخلاق مناسبی داشته باشند و از طلب قدرت پرهیز داشته باشند.
9-باید چهره مقام معظم رهبری و حضرت امام برای جهان چهره مهربان و اهل مدارایی نشان داده شود و استفاده مکرر از تصاویر ایشان و حضرت امام در هنگام عملیات موشکی و جنگی در رسانه ملی صحیح نیست.
10-مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی باید متوقف شود چراکه انسداد فرهنگی را ایجاد می‌کند. علی‌رغم مسدود شدن تلگرام، همچنان 30 میلیون نفر در آن عضویت دارند.
11-برای مدیریت فرهنگی فضای مجازی باید از پارادایم عرفان که تحمل بیشتری نسبت به پارادایم فقه دارد، استفاده شود. تحقق اینترنت پاک در کشور که برخی به دنبال آن هستند، بی‌معناست.
12- باید حجاب اقوام مختلف را در کشور به رسمیت شناخت چراکه سیاست اصرار بر 2 نوع حجاب مشخص یعنی چادر و مانتو در کشور بی‌ثمر بوده است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظر دادن

پیام هفته

گفتار نرم و خوب با مردم
قرآن : ... قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ...  (سوره بقره، آیه 83)ترجمه: با مردم خوب و نرم سخن بگویید(هرکس که می خواهد باشد).حدیث: قَالَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَّ : یا معاذ، اوصیک ... و لین الکلام ... (نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ص 30)ترجمه: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از سفارش هایی که معاذ بن جبل کرد وقتی او را به عنوان حاکم به یمن می فرستاد: به تو سفارش می کنم که با مردم، نرم و با مدارا سخن بگویی.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+
پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید