دکتر حسین شرف‌الدین:ایجاد بانک اطلاعاتی برای مبلغان متناسب با نیاز جامعه

  • دوشنبه, 23 ارديبهشت 1398 18:42
  • بازدید 734 بار

سلسله گفتگوهای کارشناسی با موضوع تبلیغ دینی 

گسترش معارف والای انسانی از مهم‌ترین اهداف دین مبین اسلام است و در طول تاریخ علما و دانشمندان اسلامی به شیوه‌های مختلف به ترویج و تعلیم مردم مسلمان براساس اصول تبلیغ دینی می‌پرداختند. با شکل‌گیری حکومت‌های اسلامی، نهادهای دولتی نیز با ارائه سیاست‌ها و برنامه‌های مختلف در راستای گسترش معارف دینی با بهره‌گیری از سیستم‌های تبلیغی، به صورت سازمان‌یافته در این عرصه نقش‌آفرینی نموده و در ایجاد و توسعه قابلیت‌های تبلیغی در تحقق خواسته‌های مردم و ارتقای جایگاه و بهم‌پیوستگی ارکان تبلیغ تلاش می‌کند. با توجه به مفهومی که تبلیغ در فرهنگ اسلام دارد و نیز رسالت جهانی اسلام و نقشی که تبلیغ در جهت ایفای این رسالت دارد، اسلام به امر تبلیغ بسیار توجه نموده است. این مطلب ازاین‌رو اهمیت پیدا می‌کند که دنیای امروز دنیایی است که با انواع و اقسام روش‌های تبلیغی کالاها، فرهنگ و اعتقادات خود را به خورد عامه مردم می‌دهند لذا شایسته است که مسئله تبلیغ دینی در کشور ضرورتی اجتناب‌ناپذیر دیده شود و مسئولان تلاش دوچندانی برای بهبود کیفیت و ارتقاء تبلیغ دینی در سطح کشور همسو با نیاز جامعه و متناسب با سطح تهدیدات و هجمه‌های دشمنان اسلام انجام دهند.
از این رو پس از پژوهش‌ها و نظرسنجی‌های نخبگانی «ضعف نیروی انسانی حرفه‌ای و متخصص در نهادهای تبلیغ دین» را به عنوان گره اصلی در این عرصه یافتیم و برای پاسخ به این سؤال که «چگونه می‌توان ضعف مدیران و کارشناسان نهادهای تبلیغ دین را در عرصه‌های سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرا برطرف کرد؟» به مصاحبت با دکتر حسین شرف‌الدین، عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی مؤسسه آموزشی- پژوهشی امام خمینی (ره) نشستیم که مشروح آن در ادامه می‌خوانید.

تعریف شما از تبلیغ دینی و نظام تبلیغی چیست و چه شاخص‌ها و معیارهایی را برای آن مدنظر دارید؟
     نظام تبلیغ دینی یا اسلامی که موسوم به نظام تبلیغ سنتی است و در مقابل نظام تبلیغ دینی مستحدث قرار دارد که منبع آن غالباً با میانجی رسانه های جمعی مثل کتاب، مطبوعات، نوار، سی دی، رادیو، تلویزیون، فیلم، فضای وب و ظرفیت های پیرامونی آن با مخاطب ارتباط برقرار کرده و مستقیم و غیر مستقیم پیام دینی خود را به او ابلاغ می کند. این نظام تبلیغ سنتی مبتنی بر سیره عملی مأثور از معصومان(ع) و تجربه تاریخی مبلغان مسلمان، به ویژه روحانیت شیعی از یک الگوی نسبتاً  ثابت و رسم متعارفی تبعیت می کند.
     در این الگو، معمولاً شخص مبلغ در کسوت روحانی تحصیل کرده درحوزه های علمیه به طور ملبس یا غیر ملبس و یا در کسوت افراد عادی فاقد تحصیلات حوزوی هر چند دارای صلاحیت های تبلیغی حداقلی، به عنوان منبع و فرستنده پیام حضور دارد. همچنین عموم مؤمنان و گروههایی که در ظروف زمانی و مکانی خاص، مخاطب هدف و بالفعل مبلغان قرار می گیرند به عنوان مخاطب، دریافت کننده و شنونده پیام و به اصطلاح پامنبری محسوب می شوند. معارف، آموزه ها و تعالیم دینی و مرتبط با دین نیز به عنوان پیام و محتوا به مخاطب منتقل می شوند. همچنین نمادهای کلامی و غیرکلامی به عنوان محمل های انتقال پیام و محتوا مورد استفاده قرار می گیرند و منبر به عنوان رسانه و تریبون تبلیغ و جایگاه استقرار مبلغ به هنگام ایراد سخنرانی مورد توجه است. مسجد، حسینیه، تکیه، مصلای نماز جمعه و گاهی خانه ها نیز به عنوان کانال، مجرا، مکان، فضا و میدان ارتباط در این الگو قلمداد می شوند. مناسبت های مذهبی موسمی مثل دهه محرم، دهه آخر صفر، ماه رمضان و ایام وفیات و موالید ائمه اطهار(ع) نیز به عنوان زمان ها و فرصت های تجمع و امکان یابی تبلیغ و ارتباط تبلیغی، نقش خود را ایفا می کنند. در ادامه باید گفت که ارتباط خطابی، یک سویه، خطی، چهره به چهره، زمانمند و مکانمند به عنوان الگوی غالب ارتباط در این الگوی کلی مورد استفاده هستند. همچنین ابلاغ، تعلیم و ترویج بینش ها، ارزشها، نگرشها، گرایش ها، هنجارها، آیین ها و مناسک دینی به عنوان اهداف تبلیغ مطرح هستند. نکته دیگر اینکه آموزش و تعلیم، تذکار و تنبه، ارشاد و هدایت، تربیت و تزکیه، تعمیق و ترسیم فرهنگ دینی در سطوح فردی و اجتماعی، روشنگری، شبهه زدایی و... به عنوان آثار و نتایج عینی یا مورد انتظار از ارتباط تبلیغی باید مورد بررسی قرار گیرند و موانع ادراکی، احساسی، ارتباطی، فیزیکی، محیطی و همه عناصر و عوامل اخلالگر در فرایند ارتباط و انتقال پیام به عنوان پارازیت در الگوی کلی تبلیغ مورد ملاحظه هستند.
وضعیت نهادهای تبلیغی دینی در کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در صورت امکان آسیب‌های آن را بیان کنید؟
     در بررسی آسیب های مربوط به نظام تبلیغ، عمده توجه در گام اول معطوف به فرایندهای جاری تبلیغ دین به عنوان یک واقعیت فرهنگی اجتماعی در گستره جامعه است و در گام بعد به حوزه های علمیه به عنوان متولیان اصلی شناسایی، جذب، آموزش، پرورش، انگیزه زایی و اعزام مبلغان، معطوف است. چرا که این نهاد، متعهد و مسئول در بخش سیاست گذاری،  برنامه ریزی و راهبری جریان عام تبلیغ دین در گستره ملی و بین المللی بوده و انجام اقدامات مقتضی در جهت بسط کمی و ارتقای کیفی این فرایندها و بهینه سازی تدریجی این نظام در همه مؤلفه ها و عناصر اصلی و پیرامونی را بر عهده دارد. اهم این موارد را می توان در گزاره های ذیل خلاصه نمود:
- فقدان منشور یا اساسنامه معرف هویت صنفی روحانیت شیعه متضمن ویژگی های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری بایسته با شاخص ها و سنجه های قابل ارزیابی که در واقع لزوم معرفی ویژگی های روحانی معیار را می رساند.  
- ضعف جدی در جذب، آموزش و تربیت طلاب مستعد و خلاق متناسب با نیازهای تبلیغی. این نقیصه در بخش بانوان مبلغه بسیار محسوس و مشهود است.
- فقدان جایگاه بایسته فعالیت و نقش تبلیغی در نظام آموزشی و پرورشی و حتی نظام ارزشی حوزه. متأسفانه این ذهنیت منفی در حوزه غلبه دارد که منبر رفتن و منبری بودن و درگیر شدن تمام عیار در فعالیت تبلیغی، معمولاً کار طلابی است که در فعالیت های آموزشی و پژوهشی معمول حوزه ها، موفقیت چندانی ندارند. متأسفانه در عرف حوزویان، گاه عنوان «منبری» با هدف تحقیر و بیان موقعیت حوزوی پایین، به برخی طلاب و فضلاء اطلاق می شود.
- عدم تلقی تبلیغ به مثابه یک نظام یا خرده نظام ارتباطی متشکل از مؤلفه ها و عناصر به هم پیوسته و در هم تأثیرگذار و تلاش در جهت برنامه ریزی جامع برای تأمین ملزومات آن.
- عدم تلقی تبلیغ در معنای خاص آن به عنوان یک شأن حرفه ای مقدس همچون تدریس و تحقیق و سایر فعالیت های خدماتی نظیر قضاوت، امامت جمعه و ...
- عدم اقدام مقتضی در جهت تبیین جایگاه و اهمیت تبلیغ سنتی برای طلاب و تقویت انگیزه های تبلیغی در مبلغان و نیز نیاز زایی و انگیزه زایی متناسب در مخاطبان برای شرکت جدی در برنامه-های تبلیغی.
- ضعف توجه به ذو ابعاد بودن فعالیت تبلیغی. یک کار تبلیغی مناسب دارای جنبه های علمی و معرفتی، ذوقی، هنری، کاربردی و مهارتی است.
- ضعف انجام مطالعات و پژوهش های لازم در خصوص مبانی، اصول، بایدها ونبایدهای تبلیغ دینی و عوامل مؤثر در کارایی هر چه بیشتر آن.
- عدم تلاش برنامه ریزی شده در جهت تأمین ملزومات علمی و تخصصی فعالیت تبلیغی. مانند درگیر شدن در حوزه های دانشی مؤثر در ارتقای کیفی تبلیغ و پیشبرد اهداف آن، شناسایی دقیق و به روز مناطق و اقلیم های فرهنگی مختلف یا حوزه های نفوذ و فعالیت مبلغان، مخاطب-شناسی به معنی شناسایی نیازها، مطالبات و انتظارات گروههای سنی، جنسی، تحصیلی، شغلی، قومی و ... ، شناسایی و معرفی تکنیک ها و شیوه های تبلیغی کارآمد متناسب با اقتضائات زمانی و مکانی، شناسایی موانع و آسیب های اخلال کننده در فرایند تبلیغ دین.  
- ضعف تلاش در جهت تدوین و نگارش منابع و متون قابل استفاده برای تأمین نیازهای محتوایی منبر و تبلیغ و کاستن بار مطالعاتی و پژوهشی مبلغان.
- مناسبتی بودن تبلیغ یعنی محدود شدن رسمی آن به مناسبت های خاص تقویمی به جای عمومیت آن در تمام اوقات و امکنه. به بیان دیگر، ضعف توان در فرصت سازی و بسط موقعیت های زمانی تبلیغ.
- عدم اقدام در جهت آماده سازی طلاب برای تبلیغ در موقعیت های سیال و گذرا و مغتنم شمردن لحظه های تبلیغی به جای محدود ماندن و بسنده کردن به تبلیغات رسمی در مناسبت ها و اماکن تعریف شده.
- عدم اقدام مقتضی در جهت فعال سازی مبلغان مستعد غیرروحانی یا مبلغان مکلا.
- تلقی توده وار و یکپارچه از انبوه مخاطبان و عدم ملاحظه ویژگی های جمعیت شناختی، خصایص فردی، اقتضائات محیطی و در نتیجه نیازها و انتظارات اطلاعاتی، معارفی و تبلیغی متفاوت آنها.
- تمرکز حوزه ها و طلاب در مناطق مرکزی و محرومیت مناطق مختلف کشور از روحانیون فاضل. از سویی دیگر جدی نگرفتن طرح هایی همچون طرح هجرت برای تمرکز زدایی از مراکزی همچون قم.
- کمبود مبلغان فرهیخته، مجرب، خلاق و دارای توان و جاذبه ارتباطی و تبلیغی لازم و بالاتر از آن تمرکز این عده در مناطق مرکزی و کلان شهرها.
- عدم اقبال غالب فضلاي جوان و حوزویان دارای تحصیلات آکادمیک در رشته های مختلف علوم انسانی به فعاليت هاي مرسوم تبليغي و ارتباط مستقیم با توده ها.
- عدم اقدام مقتضی درجهت تخصصی شدن تبلیغ و تربیت تخصصی مبلغان متناسب با مخاطبان خاص. به طور مثال، مبلغ برای گروههای سنی خاص نظیرکودکان و نوجوانان، اصناف خاص نظیر دانشگاهیان یا مناطق خاص نظیر مناطق سنی نشین تربیت نمی شود.
- کاناليزه شدن ارتباطات تبليغي روحانيت و محدود شدن خطوط ارتباطي آنها به توده هاي مؤمن و دارای زمینه پذیرش و ضعف توان در جلب و جذب گروههای فاقد پیشینه مذهبی و فرهنگی همسو.
-  اهتمام وافر به تبلیغات دینی مستقيم و بهره گيري اندک از شيوه هاي تبليغ غير مستقيم که برتری آن در انتقال پیام و تأثیرگذاری بر مخاطب از طریق پژوهش های علمی و تجربه های عینی به وضوح به اثبات رسیده است.
- ناهمخواني بخش قابل توجهی از تبليغات ديني مرسوم با نيازها و ضرورتهاي عصري اقشار مختلف به ویژه نسل جوان.
- ضعف اطلاعات غالب روحانيون، مبلغان ديني و مراکز مطالعات ديني از موقعيت و وضعیت دين، نهادهاي ديني و فرهنگ ديني در واقعیت عینی جامعه. به بیان دیگر عدم اهتمام علماي دين، حوزه هاي علميه و مراکز پژوهشي ديني به مطالعات جامعه شناختي در خصوص واقعيت متحقق دين و عدم اهتمام به بررسي عوامل اجتماعي مؤثر در دين ورزي، دين گريزي و تقويت و تضعيف آنها.
- ضعف توجه غالب مبلغان و نهادهاي تبليغي به تحولات ساختاري گسترده در جامعه ايران عمدتاً به تبع تحولات جهانی و ضرورت تجدید نظر متناسب در فعالیت های تبلیغی مرسوم در بخش سوژه گزینی، تدوین محتوا، نحوه پردازش، نحوه ارائه، مخاطب شناسی و ...
- عدم وجود شاخص های گویا برای سنجش و ارزیابی میزان تأثیرگذاری تبلیغات دینی در موقعیت های مختلف، میزان استفاده و رضامندی مخاطبان، چرایی اقبال به برخی مبلغان و سبک-های سخنرانی و عدم اقبال به برخی دیگر.
- عدم وجود آزمون های علمی و مهارتی متناسب برای احراز و سنجش قابلیت های مختلف طلاب برای ایفای نقش در فرصت ها و موقعیت های تبلیغی.
- عدم اقدام مقتضی در جهت بررسی و ارزیابی قابلیت ها و توانمندیها و اعطای مجوز به وعاظ و مداحان واجد صلاحیت.
- ضعف تنوع درالگوها، شیوه ها و سبک های مختلف منبرداری مثل متن محوری، پرسش و پاسخ،  استفاده از وسایل آموزشی و کمک آموزشی.
- ضعف بهره گیری حرفه ای از ظرفیت های رسانه ای مدرن در تبلیغ دین به عنوان مکملی برای رسانه سنتی منبر.
- غلبه تعامل تاریخی با وقایع صدر اسلام و سنت و سیره معصومان(ع) به جای تلاش در جهت بافت زدایی تاریخی و جغرافیایی از آنها و استفاده از این میراث کهن به مثابه یک سنت زنده و دارای معنای فرازمانی و فرامکانی برای افق گشایی و استفاده از آنها در موقعیت های مختلف تاریخی- اجتماعی.
- رونق یابی روزافزون مداحی و غلبه تدریجی آن بر سخنرانی و وعظ. به بیان دیگر، دامن زدن به احساسات به جای روشنگری و معرفت افزایی و در مواردی دخالت اخلال گرانه مداحان در کار خطبا و وعاظ.
- رشد تدریجی بدعت ها، خرافات، سلیقه ورزی های کنترل نشده و رفتارهای موهن در مناطق مختلف کشور.
- رواج تدریجی مداحی هایی با سبک های تقلیدی و وارداتی، آهنگ های مبتذل، ترانه های لهوی و اشعار غنایی که با انتظارات معهود از برنامه ها و مجالس دینی ناسازگاری صریح دارد.
- تسری و تعمیم سبک های عزاداری محلی به کل کشور تحت تأثیر تلویزیونی شدن این سبک ها و پخش گسترده آنها.
- غلبه فرم بر محتوا و مضمون در مداحی ها مثل ترجیح صدای خوب، بیان متین، چهره زیبا و ظاهر آراسته مداح بر محتوای اشعار و سروده های او و آثار معرفتی و احساسی آنها.
- عدم توجه غالب بانیان مجالس و هیآت مذهبی به هشدارها، توصیه های داهیانه و حتی فتاوای مراجع عظام تقلید.
- سوء استفاده های موردی از مجالس دینی و تریبونهای تبلیغی برای تأمین اغراض سیاسی و جناحی.
- کم توجهی و غفلت از جنبه های آسیبی و کژکارکردهای محافل و مجالس مداحی و تعزیه خوانی تحت تاثیر استقبال شایان و انکارناپذیر مردم به ویژه جوانان از این مجالس.
- گسیختگی و عدم امکان سامان دهی نظامواره محتواها و مباحث القایی توسط مبلغان مختلف در یک بازه زمانی یا فرصت های تبلیغی متعدد.
- و...
به طور ویژه آسیب های ناظر به سازمان های تبلیغی چیست؟
اهم آسیب های شناخته شده مرتبط با فعالیت این مراکز از این قرارند:
- فقدان مدیریت متمرکز و تعدد و تکثر سازمانهای مرتبط با فرایندها و فعالیتهای تبلیغی در داخل و خارج از کشور
- عدم ارتباط ارگانیک میان سازمانهای مختلف درگیر فعالیت تبلیغی و فقدان تقسیم کار مشخص میان آنها
- ضعف ارتباط نظام مند این سازمانها با حوزه های علمیه، مراکز علمی و پژوهشی، نخبگان حوزوی و دانشگاهی، سازمانهای اجتماعی و توده های مردم.
- ضعف برخورداری این مراکز ازنیروهای متخصص متناسب با نقش و مأموریت سازمانی آنها.
- ضعف یا عدم برخورداری از کمیته های تخصصی و اتاق فکرهای تصمیم ساز و هدایت گر.
- فقدان نگاه راهبردی و کلان به مدیریت فرهنگی تبلیغی به ویژه با رویکرد آینده پژوهی.
- فقدان اطلس تبلیغی جامع متناسب با فرصت ها، نیازها، محدودیت ها و موانع تبلیغ دین در مناطق مختلف کشور و جهان.
- عدم برخورداری از مرکزیتی ستادی برای شناسایی دقیق مبلغان در سراسر کشور و احیاناً خارج از کشور همراه با نوع و سطح توانمندیها و قابلیتهای خاص تبلیغی آنها.
- عدم بهره گیری هوشمندانه از فرصت های تبلیغی.
- ضعف آگاهی از مخاطب هدف و نیازها، انتظارات و مطالبات او به عنوان رکن اصلی تبلیغ.  
- ضعف تلاش در جهت الگوگیری و استفاده از شیوه ها و تجارب تبلیغی سایر ادیان.
- محدودیت های مالی و وابستگی شدید به بودجه های دولتی.
- عدم موفقیت در تأمین نیازها و هزینه های معیشتی مبلغان و بی نیازی آنها از کمک های مردمی.
- ضعف امکانات محلی برای اسکان مبلغان به همراه خانواده آنها.
- عدم نظارت بر فرایند اجرایی تبلیغ در داخل و خارج از کشور و شناسایی قوت ها و ضعف های آن.
- عدم انجام مطالعات آسیب شناسانه و انتقادی جهت شناسایی ضعف ها و کاستی های موجود در ناحیه مبلغان، مداحان، مضامین و پیام ها،‌ مخاطبان، سبک های جاری، وسایل و ابزارهای تبلیغ و عناصر جانبی آن و برگزاری نشست ها و جلسات کارشناسانه برای بررسی و تحلیل یافته ها.
- عدم تمهیدات لازم جهت انتقال تجربیات تبلیغی از مبلغان پیشکسوت به مبلغان جوان و ذخیره-سازی این نوع اطلاعات.
- عدم اقدام مقتضی در جهت تشویق هدفمند و برنامه ریزی شده مبلغان فعال و موفق.
- عدم شناسایی دقیق و روزآمد رقبا و موقعیت، نفوذ، نحوه فعالیت تبلیغی  و گستره مخاطبان آنها  
- عدم زمینه سازی فرهنگی و تمهید مقدمات تبلیغی برای پوشش دهی به مناسبت های شاد مذهبی
- عدم اقدام مقتضی در تقویت سیاست بومی گرایی تبلیغی و تلاش در جهت تکثیر و تقویت مبلغان بومی مناطق مختلف و اولویت دادن به اعزام یا استقرار آنها در فرصت های تبلیغی.
- عدم اقدام مقتضی در جهت اجرایی شدن هر چه بهتر و بیشتر طرح هجرت طلاب از مناطق مرکزی به سایر مناطق کشور.
- ضعف توان و اقدام در جهت ساماندهی به وضعیت مداحی و روضه خوانی با توجه به آسیب های موجود آن.
- ضعف تلاش در جهت جایگزین سازی منابع غیر معتبر مورد استفاده غالب خطبا و مداحان از طریق تدوین یا معرفی منابع معتبر و مستند.
- عدم برخورد قاطع با خطبا و مداحان بدعت گزار و هنجار شکن.
- رشد تدریجی روند سوداگری در فعالیت های تبلیغی و تعیین نرخ های نجومی از سوی برخی مداحان پرآوازه و عدم اقدام مقتضی در برخورد با این معضل فراگیر.
- فقدان مطالعات روشمند در خصوص عملکرد خود این سازمان ها و شناسایی قوت ها و ضعف ها.
- عدم برنامه ریزی، سامان دهی و نظارت با هدف استفاده بهتر و بیشتر از مجالس مذهبی خاص بانوان که در طول سال، حجم انبوهی از آنها در سراسر کشور به صورت خودجوش برگزار می شود.

راهکار شما برای رفع ضعف مدیریتی و نبود نیروی انسانی متخصص چیست؟
اهم این پیشنهادات مطابق با آسیب های شناسایی شده، از این قرارند:
- تدوین منشور یا اساسنامه معرف هویت صنفی روحانیت شیعه متضمن ویژگی های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری بایسته با شاخص ها و سنجه های قابل ارزیابی. در واقع در مجموع باید ویژگی های روحانی معیار مشخص شود.
- ساماندهی فرایندهای گزینش، جذب، آموزش و تربیت اخلاقی و حرفه ای طلاب مستعد و خلاق متناسب با نیازهای تبلیغی. باید اذعان کرد که این نقیصه در حوز  ه های علمیه بانوان محسوس-تراست.
- اعتبار بخشی و ارتقای جایگاه و موقعیت تبلیغ و مبلغ بودن در نظام آموزشی و پرورشی و بالاتر از آن درنظام ارزشی و هنجاری حوزه و اصلاح ذهنیت های منفی و خفیف انگارانه.
- تلاش هدفمند در جهت تأیید و تثبیت شأن والای تبلیغ (به معنای خاص آن) به عنوان یک فعالیت حرفه ای مقدس همچون تدریس و تحقیق و سایر فعالیت های خدماتی نظیر قضاوت، امامت جمعه و ...
- اقدام مقتضی در جهت تقویت انگیزه های تبلیغی طلاب و مبلغان و متقابلاً نیاز زایی و انگیزه زایی متناسب در مخاطبان برای شرکت جدی در برنامه های تبلیغی. این مهم به ویژه در مناطق محروم کشور که غالباً تمایلی به تبلیغ در آن وجود ندارد، ضرورت و اهمیت بیشتری دارد.
- اقدامات مقتضی در جهت تأمین ملزومات علمی و تخصصی مکمل، تقویت کننده و تسهیل کننده فعالیت تبلیغی همچون آموزش دانش های جانبی مؤثر در ارتقای کیفی تبلیغ و پیشبرد اهداف آن مثل جامعه شناسی، روان شناسی، مدیریت و مردم شناسی.
-  شناسایی دقیق و به روز مناطق و اقلیم های فرهنگی مختلف یا حوزه های نفوذ و فعالیت مبلغان، مخاطب شناسی به معنی شناسایی نیازها، مطالبات و انتظارات گروه های سنی، جنسی، تحصیلی، شغلی، قومی و ...
- شناسایی و معرفی تکنیک ها و شیوه های تبلیغی کارآمد متناسب با اقتضائات زمانی و مکانی
-  شناسایی موانع و آسیب های اخلال کننده در فرایند تبلیغ دین.  
- سیاستگذاری و برنامه ریزی جهت تدوین و نگارش منابع و متون قابل استفاده برای تأمین نیازهای محتوایی منبر با هدف کاستن بار مطالعاتی و پژوهشی شخصی مبلغان.
- تلاش همه جانبه در جهت تربیت مبلغان فرهیخته، مجرب، خلاق و دارای توان و جاذبه ارتباطی و تبلیغی لازم و اعزام برنامه ریزی شده آنها به مناطق مختلف.
- تمرکز زدایی برنامه ریزی شده از استقرار تاریخی حوزه ها و بالتبع طلاب و فضلا در مناطق مرکزی کشور و در نتیجه محرومیت مناطق مختلف کشور از حضور و دسترسی به روحانیون فاضل.
- ایجاد انگیزه و الزام سازمانی برای ترغیب طلاب و فضلاي دارای تحصیلات آکادمیک در رشته-های مختلف علوم انسانی و علوم اجتماعی به مشارکت بیشتر در فعاليت هاي مرسوم تبليغي و ارتباط مستقیم با توده ها.
راهکارهای پیشنهادی شما مشخصاً برای سازمان های تبلیغی چیست؟
مراد ازسازمانهای تبلیغی، مجموعه هایی است که به نوعی در کار نیازشناسی تبلیغی، شناسایی مبلغان بالفعل، تشکیل پرونده تبلیغی، توجیه و اعزام مبلغان، تأمین برخی از ملزومات تبلیغی، بازخوردگیری از فرایندهای جاری تبلیغ و... مشارکت دارند. اهم توصیه های پیشنهادی معطوف به فعالیت این مراکز از این قرارند:
- ایجاد یک مرکزیت ستادی با مدیریت متمرکز جهت راهبری، نظارت و ساماندهی به فعالیت سازمانهای متعدد و متکثر درگیر در فرایندها و فعالیتهای تبلیغی.
- ایجاد ارتباط ارگانیک میان مراکز و سازمانهای مختلف درگیر فعالیت تبلیغی و ایجاد نوعی تقسیم کار برنامه ریزی شده میان آنها
- ایجاد ارتباط نظام مند میان این مراکز با حوزه های علمیه، مراکز علمی و پژوهشی، نخبگان حوزوی و دانشگاهی، سازمانها و کانونهای فرهنگی، سازمانهای مدنی و مردم نهاد.
- تجهیز و تقویت این مراکز با نیروهای متخصص و کارآزموده متناسب با نقش و ماموریت سازمانی آنها
- اعمال نگاه راهبردی و استراتژیک به مدیریت فرهنگی تبلیغی و مسائل پیرامونی آن
- تمهید نوعی اطلس تبلیغی و نقشه جامع متضمن فرصت ها، نیازها، امکانات،‌ محدودیت ها و موانع تبلیغ دین درمناطق مختلف کشور و جهان.
- تقسیم کشور به اقلیم ها و حوزه های تبلیغی حسب شرایط و ویژگی های مختلف و طبق یک نقشه
- ایجاد مرکزیتی ستادی برای شناسایی دقیق مبلغان بالفعل در سراسرکشور و احیاناً خارج از کشور همراه با نوع و سطح توانمندیها و قابلیتهای خاص تبلیغی و تجربه های عملی آنها و در  نهایت رده بندی مبلغان.
- اقدام سازمانی جهت تشکیل بانک اطلاعات و پرونده تبلیغی برای مناطق مختلف کشور متضمن اطلاعات دقیق زبانی،‌ قومیتی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، سیاسی، اقتصادی و ارتباطاتی این مناطق. با این کار مبلغ می تواند قبل از اعزام با مطالعه این مطالب از اوضاع و شرایطی کلی منطقه محل اعزام و مأموریت خود اطلاع حاصل کند.
- کسب آگاهی های لازم از طریق مطالعات نظری و میدانی در خصوص مخاطبان هدف و نیازها، انتظارات و مطالبات آنها به عنوان رکن اصلی فرایند تبلیغ و ارتباطات تبلیغی.
- برنامه ریزی دقیق جهت بهره گیری هوشمندانه از مجموع فرصت های متعارف تبلیغی و فرصت-های متغیر و قابل بهره برداری تبلیغی  
- تلاش هدفمند جهت شناسایی و معرفی موقعیت های مکانی مختلف و اقتضائات تبلیغی آنها از طریق انجام مطالعات میدانی نظیر تبلیغ در مدارس، دانشگاهها، ادارات، زندانها، ورزشگاهها، پارکها، مترو، اتوبوس، خیابان، منازل شخصی و ...
- برنامه ریزی جهت تأمین نیازها و هزینه های معیشتی مبلغان و کاهش وابستگی آنها به کمک های غیرقابل پیش بینی مردم
- اعمال نظارت آشکار و پنهان بر فرایندهای اجرایی تبلیغ در داخل و خارج از کشور
- انجام مطالعات آسیب شناسانه و انتقادی جهت شناسایی ضعف ها و کاستی های موجود نظام تبلیغ در ناحیه خطباء، وعاظ، مداحان؛ محتوا و مضامین پیام ها‌، مخاطبان، سبک ها و شیوه های جاری، وسایل و ابزارهای تبلیغ و عناصر و عوارض جانبی آن
-  برگزاری نشست ها و جلسات کارشناسانه برای بررسی و تحلیل یافته ها و اقدام در جهت کاهش و ترمیم آنها
- اقدام سازمانی جهت انتقال تجربیات تبلیغی مبلغان پیشکسوت به مبلغان جوان و تازه کار و ذخیره سازی این نوع اطلاعات در سامانه های خاص برای بهره گیری آیندگان
-  اقدام مقتضی جهت تشویق هدفمند و برنامه ریزی شده مبلغان فعال و موفق
- شناسایی دقیق و روزآمد رقبا و موقعیت، نفوذ، نحوه فعالیت تبلیغی و تنوع و گستره مخاطبان آنها و اعمال حساسیت آگاهانه و هوشمندانه نسبت به تلاش های آشکار و پنهان ایشان.
- زمینه سازی فرهنگی و تمهید مقدمات لازم برای پوشش دهی به مناسبت های شاد مذهبی به عنوان حلقه مفقوده ای در نظام تبلیغی رایج.
- اقدام مقتضی در تقویت سیاست بومی گرایی تبلیغی و تلاش در جهت تکثیر و تقویت مبلغان بومی مناطق مختلف و اولویت دادن به اعزام یا استقرار آنها در فرصت های تبلیغی.
- اقدام مقتضی جهت اجرایی شدن هر چه بهتر و بیشتر طرح پیشنهادی موسوم به طرح هجرت جهت اعزام موسمی یا دائمی فضلای روحانی به مناطق محروم کشور
- اقدام مقتضی در جهت ساماندهی به وضعیت مداحی و روضه خوانی با توجه به افزایش روزافزون آسیب های آن
- برخورد حساب شده و قاطع با خطبا و مداحان بدعت گزار و هنجار شکن
- اقدامات لازم جهت برنامه ریزی، سامان دهی و نظارت با هدف استفاده بهتر و بیشتر از مجالس مذهبی خاص بانوان که در طول سال، حجم انبوهی از آنها در سراسرکشور به صورت خودجوش برگزار می شود.
خلاصه مهمترین راهکارها:
1- با انجام یک تمرکز زدایی برنامهریزی شده، از تمرکز استقرار مبلغین در مناطق مرکزی جلوگیری شود و به همه مناطق کشور، مبلغین ممتاز فرستاده شوند.
2- به مناسبتهای شاد مذهبی به عنوان حلقه مفقوده برنامه های تبلیغی، توجه ویژه شود.
3- ایجاد بانک اطلاعاتی پرونده های تبلیغی برای مناطق مختلف کشور برای استفاده مبلغین جدید هر منطقه
4- ایجاد یک مرکز ستادی برای رده بندی مبلغان بالفعل موفق در داخل و خارج از کشور و استفاده دوباره از آنها
5- ایجاد ارتباطی سازمانی میان مراکز تبلیغ با سازمان های مردم نهاد، کانون های فرهنگی، نخبگان حوزوی و دانشگاهی و حوزه های علمیه
6- تهیه یک اطلس تبلیغی برای کشور و جهان که نیازهای متفاوت و مقتضیات تبلیغی هر منطقه را مشخص کرده باشد.
7- تهیه متون علمی و تخصصی لازم برای دروس آموزشی تبلیغ در حوزه های علمیه
8- تدوین منشور یا اساسنامه معرف هویت صنفی روحانیت شیعه که ویژگی های روحانیت معیار را مشخص نماید.
9- حرکت در جهت تخصصی شدن تبلیغ و تربیت مبلغین ویژه اقشار مختلف با توجه به ویژگی های سنی، جنسی، صنفی و ...
10- تبلیغ باید به عنوان یک شغل و شأن حرفه ای مقدس مانند مدرس حوزه، قاضی، امام جمعه و ... محسوب شود.
11- تبلیغ باید به عنوان امری که نیاز به توانمندی در ابعاد مختلف علمی، هنری، مهارتی، اخلاقی و ... دارد، محسوب گردد و مبلغین ذوابعاد تربیت شوند.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظر دادن

پیام هفته

گفتار نرم و خوب با مردم
قرآن : ... قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ...  (سوره بقره، آیه 83)ترجمه: با مردم خوب و نرم سخن بگویید(هرکس که می خواهد باشد).حدیث: قَالَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَّ : یا معاذ، اوصیک ... و لین الکلام ... (نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ص 30)ترجمه: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از سفارش هایی که معاذ بن جبل کرد وقتی او را به عنوان حاکم به یمن می فرستاد: به تو سفارش می کنم که با مردم، نرم و با مدارا سخن بگویی.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+
پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید