لزوم تصویب قوانین پایین دستی مناسب در خصوص اقوام

  • دوشنبه, 28 اسفند 1396 02:50
  • بازدید 871 بار

سلسله گفتگو های کارشناسی با موضوع واگرایی قومی- مذهبی

از مهم‌ترین دغدغه‌های مسئولان امنیتی و سیاسی کشور از زمان شکل‌گیری دولت مدرن در ایران تا به امروز، حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران بوده است. درواقع، رویکردهای اتخاذشده در دولت مدرن در دوره‌های مختلف، تفاوت‌های مذهبی، اختلافات قومی در مناطق مختلف کشور، هم‌جواری اقوام با قوم مشترک در آن‌سوی مرزها، تحولات منطقه‌ای و تحرکات روزافزون دشمنان به‌منظور تفرقه‌افکنی در داخل کشور از عواملی است که توجه و بررسی تقویت انسجام ملی و همگرایی در بین اقلیت‌های قومی و دینی در ایران را دوچندان می‌کند. بی‌توجهی به مطالبات و فرهنگ قومیت‌ها سبب به‌وجودآمدن احساس تبعیض، محدودیت، حس شهروند درجه‌دو بودن و ... شده که این خود سبب ایجاد گسل‌های قومیتی و دینی در کشور شده و خطر گریز از مرکز اقوام را در طولانی‌مدت به ‌همراه دارد. شایسته است که با آینده نگری و مدیریت راهبردی، خطر گریز را حل و ثبات را در جامعه حاکم ساخت.
پس از بررسی های صورت گرفته و شناسایی گره اصلی در این حوزه تلاش می‌شود تا در این پژوهش به این سؤال که «چگونه می‌توان احساس تبعیض و بی‌توجهی به اقوام را رفع، و فرصت‌های برابر برای آنان ایجاد کرد؟» پاسخ داده شود.
ازهمین‌رو موسسه فرهنگی مطالعاتی صراط مبین مصاحبه‌ای را با جناب آقای دکتر علی شیرخانی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد انجام داده تا نظرات کارشناسی ایشان را جویا شده و در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد.

شاخصه ها و مؤلفه های همگرایی را بیان نموده و بفرمایید چطور می شود، هم هویت قومی را حفظ کرد و هم همگرایی اقوام را تقویت نمود؟
ابتدا باید به چیستی مفهوم قوم پرداخت و بعد به موضوع همگرایی یا واگرایی اقوام رسیدگی کرد. قوم به جمعیتی انسانی گفته می شود که اجداد، خاطرات و یا عناصر مشترک فرهنگی، آنها را به هم پیوند می دهد و با این پیوند ناخودآگاه با یکدیگر همگرا می شوند. هر چه این مؤلفه ها بیشتر باشد، همگرایی بین افراد آن قوم بیشتر خواهد شد که این موضوع در تمام اقوام صدق می کند. انگیزه ها و عوامل مختلفی نیز برای تقسیم اقوام وجود دارد. مثلاً گاهی طایفه ای به دلیل پدر و مادر مشترک و یا به دلیل جدا شدن پسرعموها و یا همچنین به دلایل اختلافات بالامحله و پایین محله آرام آرام تشکیل شده و به سمت و سوی شکاف قومی می روند. به طور مثال قوم آریایی بعد از ورود به ایران به 3 قسمت تقسیم شدند. شکاف قومی در واقع همان تمایل به انجماد در قوم و گروهی خاص هست که ممکن است نژادی، مذهبی، زبانی و ... باشد.
در گذشته که قوم ها در مناطق جدا از هم زندگی می کردند، مشکلی به وجود نمی آمد. از سال 1648 میلادی پدیده ای به نام دولت- ملت (nation state) شکل می گیرد. دولت -ملت مرزهایی را برای برخی از مناطق ایجاد کرد که به عنوان کشور محسوب شدند. این موضوع ابتدا در اروپا بود و به مرور در مناطق دیگر هم ایجاد شد. مثلاً تا 80-70 سال پیش در حاشیه خلیج فارس کشورهایی مانند امارات، بحرین، قطر و ... به معنای یک کشور مستقل وجود نداشتند و در یک مجموعه امیرنشین زندگی می کردند. در بستر دولت- ملت است که گاهی با زمینه هایی که ایجاد می شود ممکن است واگرایی ایجاد شود. مثلاً موضوع قومیت چالشی ایجاد می کند که به مرور بحران ایجاد می شود و وحدت و انسجام را به خطر می اندازد و در نهایت به جدایی و تباین ختم می شود. این مسئله در مناطق و کشورهای مختلف مطرح بوده و همچنان هم وجود دارد؛ مثلاً در اسپانیا منطقه ای به نام باسک یا در آمریکا ایالات پرجمعیت تگزاس و کالیفرنیا می خواهند از کشور خود جدا شوند و می گویند که ما از مجموعه آمریکا یا اسپانیا نیستیم. چون قومیت، نشانه ها و شاخص هایی که وجود دارد، روز به روز اینها را از اسپانیا و آمریکا جدا کرده است. همچنین کشورهای ایرلند شمالی و اسکاتلند می خواهند از انگلستان جدا شوند. به طوری که اسکاتلند قصد دارد در سال 2020 میلادی رفراندوم جدایی از انگلستان را برگزار کند. آنها مدعی هستند که قوم متفاوتی از انگلیسی ها، ولزی ها و ایرلندی ها هستند. همچنین در لبنان طوایف و اقوام بسیاری با تفاوتهای دینی- مذهبی داریم و حال اینکه زبان همه آنها یکی است. یعنی اقوام مسیحی، سنی، شیعه، دروزی و ... زبان عربی دارند اما مذاهب متنوع، اقوام زیادی در آنجا ایجاد کرده است. این شکاف ها اگر به سمت و سویی رود که بینونت زیاد و بحران ایجاد شود، سرانجام ممکن است جدایی حاصل شود. بنابراین موضوع واگرایی اقوام تنها در ایران نیست و در تمام جهان وجود دارد.
برخی از اندیشمندان برای نحوه ایجاد قومیت ها و واگرایی آنها نظرات جالبی ارائه داده اند؛ یکی از این افراد به نام یانگر می گوید زمانی که ما کشوری داشته باشیم که بخشی از این جامعه، بزرگ و در اکثریت باشد و احساس کند که با دیگران متفاوت است، این موضوع در واگرایی آن قوم بسیار مؤثر است. همچنین در حالتی که عده ای تعلق خاطر بسیار قوی به صورت واقعی یا افسانه ای در بین خود داشته باشند و خود را برتر از دیگران پندارند، امکان رخ دادن واگرایی وجود خواهد داشت. مثلاً طبق نظر برخی از محققین در ایران، کردها و آذری ها نژاد اصیل آریایی هستند، حال اگر این به یک فرهنگ تبدیل شود و آنها به نوعی خود را بالاتر دانسته و سعی کنند از دیگران فاصله گیرند، از مواردی است که می تواند به واگرایی ختم شود.
اقوام کلان ایرانی مانند لر، بلوچ، ترکمن، کرد، ترک، عرب و فارس هستند که فارس ها بزرگترین قوم هستند.-البته به شرطی که فارس هم قومی جدا دانسته شود- از آن جایی که خود این اقوام کلان نیز اقوام کوچکتری دارند، برخی از جامعه شناسان عنوان می کنند که ایران از لحاظ تعدد قومیتی یک کشور ناهمگن و ظرفیت واگرایی دارد.
حرکت ایران به سمت همگرایی چطور می تواند رخ دهد؟ سیاست های قومیتی حاکمیت در تقویت همگرایی اقوام به ویژه در رفع احساس تبعیض در میان اقوام، باید بر چه مبنایی استوار باشد و راهکار حضرت عالی در این موضوع چیست؟
سیاست های موجود در این حوزه در دو دسته کلان قرار می گیرد؛ اول سیاست همگن سازی سرزمین است و دیگری سیاست تکثرگرایی که هم در ساختارها و هم در حوزه فرهنگی انجام می گیرد. در سیاست همگن سازی طی فرآیندی افراد موجود در یک منطقه مشابه هم می شوند یعنی باید مانند همدیگر فکر کنند، لباس به تن کنند، تغذیه و زندگی کنند. عقبه این سیاست در ایران به زمان رضا شاه قاجار برمی گردد. او در سال 1307 بعد از سفر به ترکیه موضوع کشف حجاب زنان، گذاشتن کلاه  پهلوی توسط مردان، اهمیت خط فارسی، پالایش عرب ها، ترویج ناسیونالیسم و ... را مطرح کرد که به نوعی سیاست همگن سازی در جامعه ایران را دنبال می کرد. نمونه کامل اجرای این سیاست در دنیای امروز، کشور کره شمالی است که همه مردم صبح ها باید به رهبران سابق کره شمالی تعظیم کنند، از یک تلویزیون اخبار گوش کنند، یک روزنامه مطالعه کنند و ... . همچنین این نگاه به نوعی در ذهن مسئولان ترکیه نیز وجود دارد. به طور مثال کرد ها در ایران، عراق، سوریه و ترکیه مستقر هستند ولی ترکیه اساساً کردها را به رسمیت نمی شناسد. حتی یکی از مسئولان ترکیه می گفت که این کردها، کرد نیستند بلکه ترک هستند منتهی از جامعه شهری ترک جدا شده و به کوه ها رفته و زبان ترکی را فراموش کرده اند و زبان کردی را برای خود ابداع کرده اند، لذا اینها ترک کوهی هستند.
بحثهای زیادی در مورد این سیاست مطرح است ولی اجمالاً باید گفت که این سیاست موفق نمی شود. در ایران ما برخلاف قانون اساسی در اوایل انقلاب، چنین حرکاتی مطرح شد. مثلاً دوست داشتند که همه عضو حزب جمهوری شده و یک فکر داشته باشند ولی همین که مقداری از انقلاب گذشت، ادامه پیدا نکرد. حتی زمانی که عده ای می خواستند از جامعه روحانیت جدا شوند، آقای انصاری که در دفتر امام(ره) بود، معترض شد ولی امام فرمودند هیچ اشکالی ندارد.
سیاست دیگر تکثرگرایی است که بر مبنای آن می توان جامعه ای گسترده با افراد و گروه هایی با رویکردها و اندیشه های متنوع داشت ضمن اینکه پول واحد، کشور واحد و رئیس جمهور واحد داشت. مثلاً در کشور سوئیس به 4 زبان رسمی تکلم می شود یا در کانادا ایالت کِبِک، فرانسوی زبان هستند و بقیه کشور به انگلیسی صحبت می کنند و این کشور در سال 1971 هر دو زبان فرانسه و انگلیسی را زبان ملی اعلام کرد.
اتفاقاً پیشنهاد بعضی از پژوهشگران اینست که در ایران هم در کنار زبان فارسی، بعضی از زبان ها مانند آذری می تواند رسمی اعلام شود.
قانون اساسی اشاره دارد که که زبان های محلی می تواند آموزش داده شده و مورد استفاده قرار گیرند اما در اوایل انقلاب این کار انجام نمی شد و حتی هنگام شروع به کار شبکه های استانی، صداو سیما از پخش برنامه های با زبان محلی مقداری استنکاف می کرد. استدلال آنها هم این بود که ممکن است در آینده بحث جدایی طلبی مطرح شود. در نهایت به این رسیدند که 60 درصد برنامه های استان ها به زبان محلی و 40 درصد هم فارسی باشد. در حال حاضر زبان کردی و آذری دو زبانی است که به رشته دانشگاهی تبدیل شده است.
در سیاست تکثر گرایی در یک مجموعه، باید یک فرهنگ ایجاد شود. مثلاً کانادا یک کشور خیلی بزرگی است که بخش بالای آن به قطب میرسد و بخش پایین آن، محل زندگی است. در این کشور گروه های متعدد با زبان های مختلف اجازه فعالیت دارند اما تحت عنوان کشور کانادا فعالیت می کنند. ما هم در ایران باید همین کار را انجام دهیم؛ یعنی تنوع را تحت یک مجموعه کلان داشته باشیم.
سیاست های قومیتی حاکمیت در حوزه حقوقی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قابل بررسی است. در اصل یازدهم قانون اساسی که قانونی است که به نوعی مبنای تمام کارهای ما قرار می گیرد، به حکم آیه کریمه « إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّه وَاحِدَه وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» همه مسلمانان یک امت واحد هستند و جمهوری اسلامی موظف است سیاست های کلی مناسبی را با ملل اسلامی داشته باشد. در اصل سیزدهم هم آمده است که ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های کشور می باشند که در انجام مراسم دینی خود آزاد بوده و در احوال شخصی و تعلمیات دینی بر طبق آیین خود عمل می نمایند. همچنین در اصل دوازدهم بیان شده است که دین رسمی کشور، اسلام و مذهب رسمی کشور مذهب جعفری است. سپس اظهار می دارد  که مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، زیدی و ... دارای احکام کاملی می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی طبق فقه خود آزاد بوده و مذهب آنها در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه‏ها رسمیت دارد و در هر منطقه‏ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها و با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب بر طبق آن مذهب خواهد بود. در فصل دوم در مورد زبان می گوید که زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است و کلیه اسناد، مکاتبات، متون رسمی و کتب درسی باید با زبان و خط فارسی باشد اما استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است. همچنین در جای دیگر از قانون اساسی آمده است که مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد و زبان سبب امتیاز کسی نخواهد بود. همه افراد ملت اعم از زن و مرد به طور یکسان در حمایت قانون قرار دارند و حیثیت، جان، مال و مسکن اشخاص از تعرض مصون است. همچنین تفتیش عقاید ممنوع است و نشریات و مطبوعات آزاد هستند. وجود این قانون اساسی مترقی، مدیون تلاش های شهید بهشتی است و بسیار جالب مطالب را مطرح کرده است منتهی چون قانون اساسی قانونی کلان است، باید قواعد جزئی تر تصویب و ابلاغ و اجرا شود. در واقع ما زیرساخت های حقوقی، قانونی و حاکمیتی را در کشور داریم ولی به لحاظ اجرایی، ضعفهایی وجود دارد. باید در آذربایجان، اردبیل، زنجان و آذربایجان شرقی و غربی روزنامه ای با زبان آذری با رسم الخط فارسی وجود داشته باشد و تلویزیون آنها برنامه های آذری داشته باشد. همچنین در کردستان و کرمانشاه و بقیه مناطق نیز باید همین را داشته باشیم. در حال حاضر تا حدودی این کار انجام شده است و در شبکه هایی مثل شبکه شما به زبان های محلی برنامه پخش می شود ولی نیاز است تا قوت بیشتری داشته باشد و در چارچوب قواعد و قوانین جمهوری اسلامی به اقوام مجوز نشریه به زبان کردی، ترکی، بلوچ و ... داده شود. البته ممکن است که در برخی از قسمت ها نیروی گریز از مرکز داشته باشند و از سیستم خارج شوند اما حکومت هایی که اقتدار داشته باشند، می توانند اینها را جذب کنند. در بحث نشریات و زبان می توان از کردها، بلوچ ها و سایر اقوام خواست که فرهنگ و زبان خود را بیان کنند اما همواره آن را در بستر سرزمینی به نام ایران و دینی به عنوان اسلام که نقطه اشتراک ماست، مطرح کنند. با توجه به اینکه کشور ما طوری است که معمولاً در آن طرف مرز، قوم مشابهی با قوم موجود در داخل کشور وجود دارد، در صورت راه اندازی رسانه های محلی، تأثیر خوبی به لحاظ دینی و فرهنگی روی مردم کشورهای مجاور خواهد گذاشت. در حال حاضر زبان های محلی در شبکه شما و در شبکه های محلی صحبت می شود و همه آن را دنبال می کنند و مرتب فرهنگ یکپارچه ایران و مسائل اسلامی در آن گفته می شود که باعث تقویت وحدت در ایران است. البته باید به صورت زنجیروار مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را در کنار هم در نظر گرفت.
دولت، مجلس و نهادهای حاکمیتی در حوزه تصویب و اجرای قوانین، مشخصاٌ چه کارهایی باید انجام دهند؟
مثلاً در قانون اساسی ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های دینی شناخته شده هستند که در انجام مناسک دینی خود آزاد هستند ولی ما صابئین را هم در خوزستان داریم. آنها هم در اوایل انقلاب تلاش می کردند جزء ادیان رسمی شوند ولی این اتفاق نیفتاد که باید عملی شود. واقعاً اگر نیاز به قانون است، مجلس باید این کار را انجام دهد. سال گذشته با دعوت انجمن مطالعاتی حوزه، زعمای مسیحی، کلیمی و زرتشتی با علمای قم دیدار داشتند. آنها به کرات بیان می کردند که ما ایران را دوست داریم و می خواهیم در ایران زندگی کنیم و با اینکه زمینه رفتن آنها از ایران وجود دارد، در ایران مانده اند. مثلاً یک کلیمی می گفت که تعداد زیادی از کلیمیان به اسرائیل رفته اند، ولی ما نمی رویم چون در آن صورت با ایران مشکل خواهیم داشت.  BBC در برنامه ای در مصاحبه با ایرانیان یهودی مقیم تل آویو از یکی از آنها که به فارسی هم خوب صحبت می کرد، پرسید: آرزوی شما چیست؟ او جواب داد من بعد از انقلاب به اسرائیل آمدم ولی دیگر نمی توانم به ایران برگردم چون براساس قانون ایران هر کسی به اسرائیل رفته باشد دیگر نمی تواند به ایران بازگردد و در صورت بازگشت، به مشکل برخواهد خورد. او با اینکه کلیمی بود مادرش را هم در بهشت زهرا دفن کرده بود و دوست داشت بعد از مردن در کنار مادرش در بهشت زهرا دفن شود. هر چند بعضی از کلیمیان و یهودیان در اسرائیل علیه ایران فعالیت می کنند ولی موارد زیادی هم به این صورت وجود دارد که ایران را دوست دارند که باید قوانین در مورد آنها تغییر کند تا محدودیت حضور در ایران را نداشته باشند.
نقش رسانه ها در ایجاد همگرایی بین اقوام چیست؟ شما چه راهکاری برای رسانه ها در ایجاد حس برابری و حل معضل بی توجهی به اقوام پیشنهاد می کنید؟
همانطور که عرض شد باید به نشریات و رسانه های محلی اجازه فعالیت در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی داده شود. این رسانه ها هم باید مثلاً در کردستان اقدام به ساخت فیلم هایی در رابطه با سابقه کرد و فعالیت های آنها به خصوص پیشمرگان کرد در جنگ و بعد از جنگ به زبان کردی کنند که حتی هنر پیشه های آن هم کرد باشند و در رسانه ملی منتشر شود.
 در عرصه های مختلف تاریخی هم می شود چنین فعالیتهایی را انجام داد.
بله! مثلاً آذری ها، پیشه وری را که در آذربایجان دولت مستقل تشکیل داده بود، بیرون کردند که رسانه ها باید به طرق مختلف به آن توجه کنند. حتی در کردستان گروه های پژاک، کوموله و دموکرات با اینکه علیه حاکمیت جمهوری اسلامی فعال هستند، در خیلی از موارد دارای عرق وطنی هستند. به طور مثال در واقعه حمله داعش به مجلس ایران، آنها چندین بار به کردهای داخل ایران اعلام کردند که داعش در قسمت هایی از کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی در میان کردها نفوذ کرده و  می خواهد علیه ایران فعالیت کند.
باید میتینگ ها یا سمینارهای مختلف در دانشگاه ها و حوزه ها در رابطه با نقش کردستان، سیستان و بلوچستان، کرمانشاه در انقلاب اسلامی و هویت ملی ایران توسط نهادهایی مانند نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت با رویکرد تقویت حس ملی برگزار گردد. هر چند که اسم ایران در زمان رضاشاه مطرح شده است اما ایران، ایرانی است که فردوسی نقل می کند و از قدیم یکپارچه بوده و افلاطون در رسائل خود از ایران نام می برد. وی می گوید که ایران کشور بزرگی است و آسیا با نام ایران شناخته می شود. همچنین باید از شهدای اقوام تجلیل شود که البته سپاه در حال انجام این کار هست که باید تقویت شود.
استاد! در مورد نقش سازمان های مردم نهاد در خصوص چالش واگرایی اقوام نظر شما چیست؟ چه راهکارهایی را برای آنها پیشنهاد می دهید؟
باید در بین اقوام سازمان های مردم نهاد در حوزه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ... را تقویت کنیم تا مشارکت آنها در اداره کشور بالا رود. سازمان های مردم نهاد فرهنگی باید با علمای اهل سنت، رؤسای قبایل و فرهیختگان آنها ارتباط گیرند و با تهیه بودجه ای از نهادهای حکومتی، از اندیشمندان آنها تجلیل کند. اگر از یک دانشمند کردی تجلیل شود، آن دانشمند کرد و خانواده اش و بستگانش، همواره به شما احترام خواهند گذاشت. مثلاً آقای احمد عزیزی یک شاعر انقلابی کرد، شیعه و اهل کرمانشاه بود که مورد تجلیل قرار می گرفت. اگر از بین سنی ها هم این کار انجام شود، بسیار عالی خواهد بود. همین مسئله در مورد شاعر آذری یعنی شهریار هم انجام شد که بسیار تأثیرگذار بود.
در حال حاضر رسانه ملی هر ساله چهره های ماندگار ملی را انتخاب می کند. سازمان های مردم نهاد می توانند چهره های ماندگار استانی و قومی داشته باشند و از آنها تقدیر کنند.
مثلاً مختوم قلی خان یک شاعر ترکمن است که ایران خیلی از او تجلیل می کند. اخیراً عکس فرماندار یکی از شهرهای گلستان که یک خانم ترکمن بودند و در مکه در سال 94 شهید شدند را در تمام ایران منتشر کرده اند. یک خانمی است که چهره ترکمن و محجبه دارد. خیلی خوب است که ترکمن ها در سالروز شهادت ایشان در همه جای کشور عکس این خانم را به عنوان یک چهره ملی و قومی می بینند که چنین کارهای باید گسترش و ادامه یابد.
استاد چه نسبتی میان فرهنگ دینی و رفع بی توجهی به اقوام قابل ترسیم است؟
98 درصد مردم ایران مسلمان هستند پس دین یکی از عوامل اصلی وحدت بخش در جامعه ماست. باید بین شیعه و سنی تعامل صورت گیرد. می دانید که کرد ها، بلوچ ها و ترکمن ها عموماً سنی هستند و در برخی از نواحی خراسان جنوبی و رضوی هم سنی داریم و باید وحدت شیعه و سنی را تقویت نمود. باید علمای این ها مانند مولوی عبدالحمید با مرکز مرتبط باشند و آنها را به مرکز دعوت کنند. مثلاً باید او را در سال یکی یا دو مرتبه پیش رهبری برده و به وی احترام گذاشته شود. بعد از رهبری باید پیش ریاست جمهوری و علمای قم دعوت شوند. به طور مثال ارتباط آقای مکارم شیرازی با ایشان خیلی تأثیرگذار است. البته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گاهی اوقات جلسات علمای شیعه و سنی را برگزار می کند که باید تقویت و گسترش یابد. متأسفانه برخی از اختلافات مذهبی که ما داریم به صورت سم مهلک برای همگرایی اقوام است و تا آنجا که ممکن است باید جلوی برخی از مطالبی که توسط برخی مداحان علیه اهل سنت مطرح می شود، گرفته شود. البته برخی از اینگونه افراد در خارج از کشور هستند مانند فرقه مجتبی شیرازی، یاسر الحبیب، الله یاری که در دست ما نیست. همچنین برای مواردی مانند برگزاری مراسم عیدالزهرا که البته غیر قابل کنترل هم است، باید تدبیری اندیشید. با تعامل و ارتباط قوی رهبری، ریاست جمهوری و سایر قوا با علمای دینی اهل تسنن می توان از تأثیرات سوء این گونه مراسمات و رفتارها کاست.
به طور کلی نقش نهاد های آموزشی و پژوهشی برای مقابله با واگرایی و ایجاد هویت ملی در میان اقوام چیست؟
یکی از موارد بسیار مهمی که وجود دارد اینست باید آموزش و سواد را در بین اقوام مختلف زیاد کنیم. البته دانشگاه آزاد، پیام نور  تا حدی در این حوزه فعال بوده اند. مجموعه آموزش هایی که در دانشگاه ها تدریس می شود، معمولاً در جهت هویت ملی است. اگر اقوام تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، طبیعی است که دیگر کمتر دنبال قوم گرایی خواهند رفت و کلان تر فکر خواهند کرد. مثلاً آقای محمد قسیم عثمانی نماینده اهل سنت کرد از استان کردستان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی است. ایشان یک فرد ایرانی به تمام معنا و اصلاح طلب و بسیار معقول و فعال است. بنابراین گسترش آموزش های آکادمیک و غیرآکادمیک در کاهش واگرایی اقوام می تواند تأثیر به سزایی داشته باشد.
بعضی اوقات دیده می شود که در سیستان و بلوچستان یا کرمان، پدیده کپر نشینی هنوز وجود دارد و بچه ها در کپر درس می خوانند. باید خیرین مدرسه ساز در آنجا فعال باشند تا آنها احساس تبعیض نکنند. اگر یک کپرنشین با حضور در تهران مشاهده کند که بقیه افراد در مدارس دولتی و با امکانات درس می خوانند و او در سیستان و بلوچستان در کپر درس می خواند، جدایی زیادی ایجاد می کند.
در حوزه محتوایی نهاد آموزشی باید در مناطقی که اکثریت با قوم یا مذهب خاص است، ضمن اینکه کلیت مسائل آموزشی را در راستای ایران و اسلام مطرح می کند، حتماً توجه به آموزه های آنها هم داشته باشد. البته این اتفاق عملاً افتاده است. مثلاً در آموزش درس دینی باید بیان شود که در ایران، دین اسلام حاکم است و اکثریت مردم شیعه بوده و اعتقادات شیعیان چنین است و البته اعتقادات سنی ها هم بازگو شود تا احساس کنند که مذهب ایشان هم معرفی می شود.
در سیاست تکثرگرایی، باید زبان، ملت، دولت و پرچم واحد داشته باشیم اما هر کس دین و مذهب خود را داشته باشد. در کشورهای غربی در بین مسیحیان، هر فرقه ای کلیسای خود را دارد. ما هم در حوزه آموزشی باید همین کار را انجام دهیم. مثلاً در سیستان و بلوچستان که حنفی هستند، مذهب حنفی باید آموزش داده شود و در کردستان که بیشتر شافعی هستند، باید مذهب شافعی تدریس شود. این کار همبستگی خوبی بین مذاهب ایجاد می کند. در حوزه آموزشی ما جلو رفته ایم و در جاهایی مانند سیستان و بلوچستان نهادهای آموزشی بسیار فعال هستند البته هنوز هم در بین آنها بی سواد بسیار زیاد است.
نظر شما در مورد آموزش فرهنگ اقوام در کتب درسی چیست؟
اگر به صورت مواد درسی خاصی باشد که همه اقوام و گروه ها در ایران را معرفی کند، خوب است.
نهادهای پژوهشی چه وظایفی در این حوزه دارند و چه نقشی می توانند ایفا کنند؟
برای تهیه کتاب های در خور تحصیل و مطالعه در ارتباط با اقوام، باید کار پژوهشی قوی در حوزه اقوام انجام شود. البته سازمان میراث فرهنگی مجلاتی در مورد استان ها دارد که می شود پیشنهاد داد این کار را به صورت قومی هم انجام دهند. باید کتابچه هایی در مورد اقوام برای توریست ها، عمیق تر از آنچه که در حال حاضر وجود دارد، توسط پژوهشگران تهیه شود. البته باید حلقه زنجیر را در آن پژوهش ها رعایت کنند و هر قوم خاص را در بستر ایران بررسی و پژوهش کنند چون اگر به صورت مجزا انجام شود، زمینه واگرایی و استقلال قوم را ایجاد خواهد کرد.
اگر نکته پایانی دارید، در خدمت شما هستیم.
یکی از مفاهیمی که در حوزه سیاسی مطرح است «گردش نخبگان» است. اگر گردش نخبگان را داشته باشیم، انسجام و وحدت ملی ایجاد می شود. گاهی در کشور ما فردی که در دهه 60 وزیر یا استاندار بوده است، دوباره در دهه 90 وزیر می-شود بنابراین معلوم است که گردش نخبگان صورت نمی گیرد. یعنی ما نقصی داریم و افراد را برای گرفتن مسئولیت تربیت نمی کنیم. در کشورهایی که سیستم حزبی دارند، حزب ها این کار را انجام می دهند. مثلاً خانم رایس وزیر خارجه آمریکا در زمان بوش پسر، در 18 سالگی  وارد حزب جمهوری و در 44 سالگی مشاور امنیت ملی آمریکا می شود. یعنی از طریق سازمانی بالا آمده و بعد هم وزیر خارجه شده است. اوباما هم همین طور از حزب دموکرات بالا آمده است.
در اصطلاحات سیاسی می گویند که باید برای افراد فرصت های برابر ایجاد کرد تا پله های ترقی را طی کنند و بالا روند. باید از لحاظ سیاسی بسترها و زمینه هایی را ایجاد کرد که اقوام در ساختار سیاسی حضور داشته باشند. ما این مطلب را در رابطه با نمایندگان سنی در مجلس داریم. همچنین در مجلس از اقوام مختلف حضور دارند اما سؤال اینست که آیا این افراد فراتر از مجلس هم می توانند حضور داشته باشند؟ باید کاری کرد که آنها در حد استاندار و وزیر هم حضور پیدا کنند.  ممکن است نظر برخی این باشد که اگر  استاندار، مذهب غیرشیعه داشته باشد، مشکل ایجاد می شود ولی مگر این امر در مجلس مشکل ایجاد می کند؟! شما می توانید استاندار سنی هم تربیت کنید تا در منطقه سنی  فعالیت کند اما سیاست های کلی ایران را اجرا کند. در حال حاضر یکی از خواسته های اقوام و اقلیت های مذهبی اینست که در مسئولیتهای سیاسی و حاکمیتی حضور داشته باشند. البته تا حدی این کار شروع شده است که باید گسترش یابد تا آنها هم خود را درون سیستم و نظام دانسته و حس کنند که سیستم به آنها اعتماد دارد.
لازمه اش این است که از قبل یک کادر سازی صورت گیرد.
بله. این کادرسازی باید به صورت حزبی یا هر روش دیگری صورت گیرد. در حال حاضر حزب اصولگرا، اصلاح طلب و ... باید این کار را انجام دهند. باید فرد عربی که در خوزستان وجود دارد، احساس کند خوزستان تکه ای از ایران است و او هم مانند یک تهرانی شمال شهری می تواند درس خوانده و وزیر و مسئول شود. این موضوع از انسداد جلوگیری می کند و در نتیجه، اقلیت هایی که در قالب قوم هستند، احساس می کنند که در یک سیستم یکپارچه در حال فعالیت هستند. نگاه سیستمی بسیار مهم است و اقلیت ها و اقوام باید حس کنند که در یک کشور یکپارچه در حال فعالیت هستند و بین بخشهای مختلف، تفاوتی وجود ندارد.
تبریز در زمان قاجاریه یکی از شهرهای بسیار مهم بود. رضاشاه تمام تلاش خودش را کرد تا تبریز را از رونق بیندازد و در حال حاضر بسیاری از بازاریان تهران، ترک هستند. ولی ما می گوییم که  همه جا باید رونق داشته باشد. مثلاً شهر بانه که در گذشته دچار مشکلات امنیتی و جنگی بود در حال حاضر به یکی از قطبهای اقتصادی بعد از تهران تبدیل شده است.
حوزه اقتصادی هم برای ورود اقوام و اقلیت ها در سیستم یکپارچه کشور اهمیت زیادی دارد. اگر توزیع برابر ثروت و خدمات رفاهی را نداشته باشیم در جامعه واگرایی ایجاد می کند. حتماً باید به نواحی مرزی ایران رسیدگی کنیم چون برخی از مناطق ما همچنان از لحاظ آموزشی، پژوهشی، رفاهی، خدماتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی محروم هستند.
معمولاً اقوام در مناطق مرزی زندگی می کنند و باید بودجه بیشتری به آنها اختصاص دهیم. در حال حاضر در کرمان و سیستان بلوچستان به خاطر سوء مدیریت، کم آبی زیادی ایجاد شده و می گویند 30-25 درصد از آب به هدر می رود. با وجود کم آبی، اهالی سیستان و بلوچستان یا باید به یک کشور دیگر روند یا به پایتخت کوچ کنند که در این صورت مسائلی مانند حاشیه نشینی ایجاد خواهد کرد. بنابراین اگر توزیع ثروت به خوبی به سمت مرزها صورت گیرد، خیلی از مشکلات حل خواهد شد. مثلاً در حال حاضر اهالی بانه هستند که بانه را رشد داده اند. سکنه بانه با خود می گویند که بهترین زندگی را دارند چون از کل ایران برای خرید جنس به بانه می آیند که این مسئله در همگرایی آنها تأثیر به سزایی دارد. همین حالت اگر در میرجاوه، بندر ترکمن، چابهار و ... وجود داشته باشد، گام مهمی به سوی همگرایی اقوام خواهد بود. اگر اقوام احساس کنند که در ایران می توانند آموزش خوب، دین، مذهب، فرهنگ و مسجد خود و همچنین مسائل اجتماعی خود را داشته باشند، طبیعی است که به سوی واگرایی نمی روند.
خلاصه راهکارها:
1-حاکمیت باید اجازه دهد که گروه های مختلف با فرهنگ و زبانهای متنوع در کشور تحت نام ایران واحد و در چارچوب قوانین کشور فعالیت کنند.
2-اصول یازدهم، دوازدهم و سیزدهم قانون اساسی ظرفیت خوبی برای اجرای سیاست تکثرگرایی در مورد اقوام در کشور دارند و زیرساختهای قانونی لازم را فراهم آورده اند ولی مقدار زیادی از مشکلات در این بخش، به حوزه اجرا و تصویب قوانین پایین دستی در مجلس برمی گردد که باید توسط دولت و مجلس پیگیری و حل شود.
3-از آن جایی که در مناطق مرزی ایران در دو طرف مرز، اقوام مشابه زندگی می کنند در صورت تقویت شبکه ها و رسانه های استانی و پخش برنامه های مناسب به زبان محلی، ظرفیت خوبی برای معرفی ایران و اسلام و تأثیرگذاری فرهنگی روی کشورهای مجاور به وجود خواهد آمد.
4-در قانون اساسی، ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت های دینی شناخته شده هستند که در انجام مناسک دینی خود آزاد هستند ولی پیروان صابئین هم در خوزستان زندگی می‌کنند. حاکمیت باید، در جهت رفع محدودیتِ انجام مناسک دینی آنها اقدامات قانونی و اجرایی را فراهم آورد.
5-رسانه‌ملی موظف است در راستای معرفی خدمات و فداکاریهای اقوام و اقلیتها در تاریخ انقلاب برنامه تواید کرده و پخش نماید.
6-سازمان های مردم نهاد باید مثل رسانه ملی که چهره ماندگار ملی انتخاب می کند، در انتخاب چهره های ماندگار استانی و چهره های ماندگار اقوام فعال شوند و فرزانگان و شخصیتهای مهم اقوام را در مراسمات مختلف به بهانه-های مختلف معرفی و تجلیل کنند.
7-نظام باید با علمای بزرگ اهل تسنن و اقلیت های دینی روابط بیشتر و صمیمانه تری برقرار کند و سالانه اقدامات لازم جهت دیدار آنها با مقام معظم رهبری و رئیس جمهور و حتی علمای قم فراهم گردد.
8-مدارس کپری در سیستان و بلوچستان و کرمان ازجمله اموری است که بر حس تبعیض بین بلوچ‌ها و مرکزنشینان دامن می زند؛ دولت باید هر چه سریع‌تر به کمک خیرین مدرسه ساز و تخصیص اعتبارات، مشکل را حل کند.
9-مراکز آموزشی، پژوهشی و رسانه‌ای در مورد  پژوهش های تاریخیِ اقوام و فرهنگها، باید با توجه به نسبت آن قوم با تاریخ و هویت ملی ایران، فعالیت کنند تا دچار افراط و تفریط و در نتیجه واگرایی بین اقوام منجر نشود.
10-گردش و اعتماد به نخبگان همه اقوام در اداره حکومت مهم است. لذا باید به اقوام مختلف اعتماد شده و مسئولیتهای مختلف کشور به آنها محول شود تا بدین ترتیب آنها نیز خود را در درون سیستم حس کرده و برای پایداری آن تلاش کنند.
11-دولت باید در مناطق قومیتی که با مشکلات مهمی مانند کم‌آبی دست به گریبان هستند، ورود کرده و در صدد رفع مشکل باشد. این امر مانع کوچ‌نشینی و حاشیه نشینی شهرهای بزرگی مانند تهران و کلانشهرهای دیگر می شود.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظر دادن

پیام هفته

قانون شکنی
آیه شریفه : إِنَّمَا ﭐلسَّبِيلُ عَلَى ﭐلَّذِينَ يَظْلِمُونَ ﭐلنَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي ﭐلْأَرْضِ بِغَيْرِ ﭐلْحَقِّ أُوْلَـٰئِکَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ  (سوره مبارکه شوری ، آیه 42)ترجمه : گناه بر کساني است که به مردم ظلم مي‏کنند ، و بدون داشتن بهانه‏اي و حقي مي‏خواهند در زمين فساد و ظلم کنند ، آنان عذابي دردناک دارند. روایت : قال علی( ع ): من تعدی الحق ، ضاق مذهبه.  (بحار الانوار ، ج 77 ، ص 211 )ترجمه : امام علی(ع) مي‌فرمايد: هر کس از حق (قانون) تجاوز کند ، در تنگنا گرفتار می آید.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید