انعکاس مناسبت های ملی اقلیت ها در رسانه

  • شنبه, 12 اسفند 1396 22:13
  • بازدید 1043 بار

سلسله گفتگو های کارشناسی با موضوع واگرایی قومی- مذهبی

از مهم‌ترین دغدغه‌های مسئولان امنیتی و سیاسی کشور از زمان شکل‌گیری دولت مدرن در ایران تا به امروز، حفظ یکپارچگی سرزمینی ایران بوده است. درواقع، رویکردهای اتخاذشده در دولت مدرن در دوره‌های مختلف، تفاوت‌های مذهبی، اختلافات قومی در مناطق مختلف کشور، هم‌جواری اقوام با قوم مشترک در آن‌سوی مرزها، تحولات منطقه‌ای و تحرکات روزافزون دشمنان به‌منظور تفرقه‌افکنی در داخل کشور از عواملی است که توجه و بررسی تقویت انسجام ملی و همگرایی در بین اقلیت‌های قومی و دینی در ایران را دوچندان می‌کند. بی‌توجهی به مطالبات و فرهنگ قومیت‌ها سبب به‌وجودآمدن احساس تبعیض، محدودیت، حس شهروند درجه‌دو بودن و ... شده که این خود سبب ایجاد گسل‌های قومیتی و دینی در کشور شده و خطر گریز از مرکز اقوام را در طولانی‌مدت به ‌همراه دارد. شایسته است که با آینده نگری و مدیریت راهبردی، خطر گریز را حل و ثبات را در جامعه حاکم ساخت.
پس از بررسی های صورت گرفته و شناسایی گره اصلی در این حوزه تلاش می‌شود تا در این پژوهش به این سؤال که «چگونه می‌توان احساس تبعیض و بی‌توجهی به اقوام را رفع، و فرصت‌های برابر برای آنان ایجاد کرد؟» پاسخ داده شود.
ازهمین‌رو موسسه فرهنگی مطالعاتی صراط مبین مصاحبه‌ای را با جناب آقای دکتر کارن خانلری، نمایتده ارامنه شمال کشور در مجلس شورای اسلامی انجام داده تا نظرات کارشناسی ایشان را جویا شده و در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد.

شاخصه ها و مؤلفه های همگرایی اقوام در ایران چیست؟
 یکی از آن شاخصه ها، سرنوشت سیاسی و امنیتی مشترک است. چرا که اگر بخشی از ایران به هر دلیلی دچار تزلزل امنیتی شود، تمام ملت ایران از آن باب دچار ضرر و زیان خواهند بود و این را ما در طول تاریخ در مراحل مختلف دیده ایم که یکی از بارزترین آنها 8 سال دفاع مقدس بود. در این 8 سال تمام آحاد مردم وارد جنگ شدند و شرکت در جنگ فقط مخصوص استانهای خوزستان، ایلام، کردستان و مناطق مرزی که درگیر جنگ بودند، نبود. یکی دیگر از این مؤلفه ها، بهره مندی یکسان از نعمت های اقتصادی و مادی کشور است؛ مانند نفتی که در خوزستان تولید می شود یا آبی که در کوهرنگ استخراج می شود و متعلق به همه است. شاخص دیگر در حوزه فرهنگ است. در فرهنگ ما مؤلفه های زیادی برای همگرایی مانند زبان و دین داریم.
بر اساس مبانی قرآنی و مخصوصاً براساس تعاریفی که خاندان نبوت(ص) و ائمه شیعی از تلورانس دینی بیان کرده اند، ارامنه می توانند با حفظ هویت دینی خود جزء این مجموعه قرار گیرند. در طول تاریخ بر اساس فرهنگ غنی ایرانی و آموزه-های خاندان نبوت که بیشتر در ایران جاری است، ارامنه توانستند در این مجموعه جای خود را پیدا کنند و هیچگاه تحت تعدی سازمان یافته و ظلم دینی نبوده اند. در واقع تسامح یکی از مسائلی بوده است که در امر کشورداری و مخصوصاً در فرهنگ مردم جای داشته است. چنین چیزی در کشورهای دیگر مانند عثمانی وجود نداشته به طوری که ارامنه در آنجا در موطن اصلی خود، تحت شدیدترین ظلم های دینی بوده اند. بنابراین فرهنگ تسامح یکی از آن شاخص های فرهنگی خیلی مهم است که توانسته این همگرایی را در طول قرن ها تضمین کند.
چطور می توان هم هویت قومی را حفظ کرد و هم همگرایی لازم را بین آنها ایجاد کرد؟
یکی از زیرمجموعه های شاخص فرهنگ، آگاهی ملی است. اگر اقوام به آن درجه از آگاهی ملی برسند که ابتدا ایرانی و بعد ارمنی، کرد، لر و یا آذری هستند، بسیاری از مسائل حل خواهد شد. بنابراین حفظ تمامیت و یکپارچگی ملت باید در اولویت اول باشد و خواسته های اقوام باید در اولویت دوم و در ذیل اولویت اول قرار گیرد.
به نظر شما سیاست‌های قومیتی حاکمیت در تقویت هم گرایی اقوام به ویژه در رفع احساس تبعیض در میان اقوام، باید بر چه مبنایی استوار باشد؟ شما چه برنامه و راهکاری را پیشنهاد می دهید.
بر اساس اسناد بالادستی کشور مانند قانون اساسی، حقوق مشخصی برای اقوام و ادیان در نظر گرفته شده است. مثلاً براساس مواد مختلف قانون اساسی، ارامنه به صورت مشخص نه تنها در انجام مناسک دینی و اجتماعی آزاد هستند و نه تنها در بحث فراگیری زبان مادری مختار هستند بلکه مستقیماً در امر قانون گذاری حضور دارند. قوانینی که در این رابطه در کشور ما طراحی شده است، خیلی کامل و جامع است. مشخصاً جامعه ارمنی در کنار آزادی انجام مناسک دینی، دارای آزادی های فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی هم هستند مثلاً هر سال در روز 24 آوریل، مطابق با 4 اردیبشهت، ارامنه در رابطه با نسل کشی ارمنی ها در سال 1915 میلادی در امپراطوری عثمانی مراسم مفصلی در کشور برگزار می کنند که همیشه در این راستا با آنها همکاری شده است. هیچگاه به ارامنه اعلام نشده است که چون به صورت رسمی در جمهوری اسلامی نسل کشی ارامنه مورد تأیید قرار نگرفته است، اجازه برگزاری تجمع صادر نخواهد شد. نمونه دیگر از آزادی های سیاسی، اینست که ما در کشور روزنامه سیاسی داریم. مشخصاً در جامعه ارامنه روزنامه الیک را داریم که دومین روزنامه کشور است. در واقع ابتدا روزنامه اطلاعات بوده و بعد روزنامه آلیک و با فاصله 15-10 سال روزنامه کیهان منتشر شده است که حدود 85 سال عمر دارد و نشان از وجود آزادی های سیاسی در کشور دارد.
یعنی هیچ تبعیضی نسبت به ارامنه در کشور وجود ندارد؟ مثلاً در حال حاضر چند عضو هیئت علمی داریم که از ارامنه هستند؟
طبق آخرین آمار در تهران حدود 100 عضو هیئت علمی داریم که ارمنی هستند. البته در موضوعاتی مثل کسب شغل و مسئولیتهای کشوری توسط ارامنه مشکلاتی وجود دارد که دلیل آن تبعیض نیست. هر موقع که یک تیم سیاسی جدیدی سرکار می آید، طبیعتاً گزینه های سیاسی خود را مطرح می کند. در واقع علی رغم اینکه شایسته گرایی تا حدی وجود دارد، دیدگاه و معیار غالب، نگاه حزبی و جناحی است که در هر کشوری هم همینطور است. ارامنه سالهاست که بر اساس دلایل خاص خود در عرصه سیاسی کشور حالت بی طرفی مثبت خود را حفظ کرده اند اما یکی از ضررها و یا نقاط ضعف این موضع اینست که زمانی که یک تیم سیاسی روی کار می آید، طبیعتاً در گزینه های سیاسی خود، ارامنه را در نظر نمی گیرد چون ارامنه به صورت فعال با آن جریان سیاسی همراه نبوده اند. البته منظور این نیست که برای ورود به آن مسئولیت ها باید حتماً وارد جریانات سیاسی شد چون مضرات خاص خود را خواهد داشت. به نظر می رسد که نه فقط در مورد ارامنه بلکه در مورد همه ادیان و اقوام دیگر، باید سیاستی اتخاذ شود که ورای حضور در جناح های سیاسی، گزینه هایی هم از اقوام و ادیان برای تصدی مسئولیتهای مختلف در نظر گرفته شوند.
فکر نمی کنید با این روش همیشه باید با دلسوزی افراد مسئول، یک فردی در اقلیت های دینی به مسئولیت گماشته شود؟ بهتر نیست با حضور در بافت نیروهای سیاسی کشور به حقوق خود برسند.
بله، درست می فرمایید. این پیشنهاد در حوزه اجرایی بود اما در حوزه تقنینی در قانون اساسی ایران، این حقوق در نظر گرفته شده است. البته فلسفه سهمیه بندی برای مسئولیت ها اساساً زیر سؤال است و مشکلات زیادی درست می کند. چیزی که باید مد نظر ما باشد شایسته سالاری است. مثلاً فردی مانند پروفسور مگردیج تومانیان که جزء 100ریاضیدان برتر جهان و از نوابغ دنیای ریاضی هستند، می توانند در حوزه معاونت آموزشی یکی از وزارت خانه های آموزش و پرورش یا علوم حضور داشته باشند. همچنین یکی از اساتید دانشگاه امیرکبیر در رشته برق- قدرت سال هاست که به عنوان استاد نمونه در کشور شناخته شده اند که می توانند جزء کادرهای وزارت نیرو قرار گیرد. در حال حاضر این امکان وجود دارد که در منطقه ای مانند منطقه 8 تهران که در آن تعداد زیادی از ارامنه زندگی می کنند، شهردار ارمنی یا معاون و مشاور شهردار ارمنی به کار گمارده شود. بنابراین باید بحث شایسته سالاری مطرح و سهمیه بندی کنار گذاشته شود.
چه  نقاط ضعف دیگری در مورد سیاست های قومیتی حاکمیت مد نظر شما هست؟
ضعف کلی ما در عرصه فرهنگی است. در حوزه آموزشی و پرورشی باید از تسامح و تلورانسی که در فرهنگ ما وجود دارد، بیشتر استفاده کنیم. ما از سیره خاندان نبوت و از امامان شیعی، بهترین مدل های تسامح و تلورانس را در همزیستی اقوام و ادیان داریم منتهی متأسفانه نمی توانیم این مبانی ایدئولوژیک را در سیستم آموزشی خود وارد کنیم در حالی که خیلی از کشورها اگر چنین پشتوانه قوی داشتند، آن را در بخش آموزشی خود وارد می کردند. نمونه منحصر به فرد و تاریخی آن، نامه های حضرت امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر یا معاهده ای که ایشان با نصاری در کوفه امضا کرده است، می باشد که در روی پوست آهویی نوشته شده و در یکی از موزه های اصفهان نگهداری می شود. در آنجا حضرت علی(ع) به پیروان خود توصیه هایی می کند که نسبت به حقوق نصاری یا مسیحیان عادلانه برخورد کنند. متأسفانه شاید این را 99 درصد مردم ما اصلاً  خبر ندارند در حالی اگر چنین سند تاریخی در کشور دیگری بود، تبلیغات آن گوش همه جهان را کر می کرد. متأسفانه ما این مباحث را در حیطه مبانی مذهبی، فقهی و اسلامی می دانیم و نمی توانیم آن را وارد نظام آموزشی خود کنیم. اگر این اتفاق بیفتد، فرزندان ما از همان اول همزیستی با اقوام و مذاهب را آموزش خواهند دید.
چه عواملی باعث ایجاد رضایت از حاکمیت در اقوام می شود؟ راهکار شما برای تحقق این امر چیست؟
به نظر می رسد که اساساً پرداختن به این موضوع که یک شهروند ایرانی از حاکمیت خودش، از دیدگاه قومی رضایت داشته باشد، موضوع جالبی نیست. رضایت شهروندان به عنوان یکی از معیارها برای ارزیابی مملکت داری مهم است اما اینکه یک معیار اضافه تحت عنوان قومیت به آن اضافه شود، درست نیست. اگر ما تحت نام رضایت قومی، معیاری را تعریف کنیم، می تواند تیغ دو دم باشد چون می تواند نارضایتی قومی را در کشور قانونی یا رسمی کند. به نظر می رسد نباید معیار قومیت در کشور ما در سطح رسمی مطرح شود چون باید دیدگاه غالب در آگاهی هویتی، آگاهی ملی باشد و بر اساس مؤلفه های ملی، رضایت یا نارضایتی تعریف شود.
نقش سازمان های مردم نهاد و انجمن های مدنی در خصوص چالش واگرایی اقوام چیست؟ چه راهکارهایی برای برنامه های مرتبط با این سازمان ها و انجمن ها در خصوص اقوام دارید؟
نهاد های مدنی در واقع حلقه واسط بین عوام و خواص هستند؛ هر چقدر این حلقه های واسط گسترده تر باشند، احتمال گسست اجتماعی- سیاسی در جامعه کمتر خواهد بود. اگر در دموکراتیک ترین سیستم ها هم این گسست وجود داشته باشد، آن سیستم مستعد بازگشت یا خروج از دموکراسی است. بهترین نمونه این موضوع، جامعه آلمان قبل از روی کار آمدن حزب نازی است. جامعه ای دموکراتیکی که در آن سازمان ها به صورت عمودی بوده و احزابی مانند حزب سوسیال و لیبرال به صورت طبقاتی عمل می کردند. در کشور ما هم مانند هر کشور دیگری این نهادها نقش خیلی مهمی می توانند ایفا کنند. مثلاً افغانی ها در کشور ما سازمان پناهندگان دارند که مسائل جمعی، حقوقی، اشتغال و ... را از طریق این نهاد حل می کنند.
یکی از نهادهایی که از دیرباز هم وجود داشته و نقش خوبی در قالب مذهبی دارد، حسینیه ها هستند. حسینیه های خاصی که بر اساس معیارهای قومی تشکیل می شود مانند حسینیه آذربایجانی ها و حسینیه زنجانی ها. ارمنی ها هم انجمن های فرهنگی و ورزشی دارند به طوری که فقط در تهران چیزی بالغ بر 30 انجمن فرهنگی داریم که در عرصه های مختلف فعالیت دارند. بزرگترین آنها انجمن آرارات و بعد از آن انجمن سیپان، باشگاه رافی و حتی انجمن های تخصصی مانند انجمن پزشکان، نویسندگان، مهندسین، معماران ارمنی و ... است که با همکاری با نهادهای ذیربط فعالیتهای خوبی دارند.
به نظر می رسد که اگر بتوان در عرصه سیاسی احزاب استاندارد داشته باشیم، آنگاه سرنوشت سیاسی مشترک می تواند خیلی از مسائل قومی را به صورت خودکار حل کند، مثلاً اگر حزب فراگیری در ایران داشته باشیم که همه اقوام در آن برای یک هدف سیاسی یا اقتصادی دور هم جمع شوند، می تواند خیلی از مسائل را حل کند. یک کارگر یا کشاورز ارمنی در بسیاری از مواقع، همان مشکلات یک کارگر یا کشاورز آذربایجانی را دارد. متأسفانه در عرصه سیاسی، علارغم نظراتی که مقام معظم رهبری یا ریاست مجلس بارها اعلام کرده اند، هنوز سیستم تحزب را نداریم. اگر بر اساس تعاریفی که هگل داده است، سه حوزه اقتصادی، مدنی و سیاسی را در جامعه تعریف کنیم، ورای نهادهای مدنی، در حوزه سیاسی هم ما باید به صورت سازمان دهی شده تر حرکت کنیم یعنی اگر تحزب را در عرصه سیاسی ایجاد کنیم، بحث قومیت ها تا حد زیادی حل و فصل خواهد شد.
به صورت مصداقی تر راهکار دیگری به نظر شما نمی رسد؟
 باید سیستم های متقاطع زیادتری داشته باشیم یعنی انجمن ها، احزاب یا NGO هایی وجود داشته باشند که نه فقط یک سری ارمنی یا آذری در آن جمع شوند و یک اندیشه خاص را ترویج کنند بلکه با هم باشند و حول اهداف مشترک فعالیت کنند. یکی از ایده ها اینست که در موضوع جنایت علیه بشر NGO ای در کشور تأسیس شود که شامل فارس ها، آذربایجانی ها، کردها و ... شود و در آن متفکرین اقوام مختلف کنار هم نشسته و راجع به جنایت علیه بشر، حقوق بشر، تروریسم، افراطی گری، نسل کشی و ... همفکری کنند. بسیاری از اقوام شرقی دچار جنایت علیه بشر در دوره ای از تاریخ خود شده اند و می توان در این قالب حرکتی همگرایانه را ترتیب داد.
چه نسبتی میان فرهنگ دینی و رفع بی توجهی به اقوام قابل ترسیم است؟ چگونه می توان از ظرفیت مذهب و دین در خصوص حل این آسیب بهره برد؟
تشیع فقط یک مذهب نیست بلکه یک ایدئولوژی هم است که راجع به بسیاری از مسائل، اندیشه ارائه کرده است. یکی از آنها بحث همزیستی اقوام است. برعکس ملل دیگر، ایران در تاریخ خود از زمان هخامنشیان تاکنون در قلمرو سیاسی خود، اقوام و ملیت های مختلفی را داشته است. امامان شیعه کار مهمی را انجام داده اند که کافیست آن را به زبان روز در آورده و در عرصه های فرهنگ سازی به کار گیریم. یکی از بحث هایی که در حال حاضر در بحث اسلامی کردن دانشگاه ها مطرح هست، اینست که ما هنوز در سیستم دانشگاهی خود بحث تلورانس دینی را تئوریزه نکرده و به نحو احسن ساری و جاری نکرده ایم. ما در این موضوع غنای تاریخی خوبی داریم؛ نیچه می گوید که پدیده های تاریخی نیاز به برهان ندارند. می شود به حرف او این را هم اضافه کرد که دلیلش اینست که حق موجودیت خود را از تاریخ گرفته اند. در واقع آنچه که در طول تاریخ برای قرنهای متمادی حفظ شده و به ما رسیده است، امر مثبتی بوده است که توانمندی حضور و ماندن در تاریخ را داشته است.
برخلاف اهل تسنن، اهل تشیع به مبانی ایدئولوژیکی خود در طول تاریخ، اعتقاد خیلی محکم تری داشته اند. هر جایی که کلیسا یا کنیسه  یا حتی مساجد شیعی در قلمرو اهل تسنن بوده است، نابود شده  است چون معتقد بودند که به عنوان نماد غیر خودی، اینها روزی به ایشان غالب خواهند شد. ولی در طرز تفکر شیعی، مسیحیت، یهودیت یا هر مذهب دیگری در امنیت بوده اند و شیعیان در طول تاریخ نه تنها کلیساها و کنیسه ها را خراب نکرده اند بلکه آن را حفظ کرده اند. این نمادی از استحکام اعتقادی شیعه و اطمینان به اعتقادات خود و نماد احترام به سایر ادیان و مذاهب است. آذربایجانی ها شیعه بوده اند و در حال حاضر160 مورد در قره باغ کلیسای حفظ شده داریم اما هرچه به طرف جنوب و کردستان می رویم، اساساً کلیساها را با خاک یکسان کرده اند. در عثمانی آرامگاه بارتلمیوس مقدس نابود شده است اما 80 کیلومتر این طرف تر آرامگاه تادئوس مقدس چون در خاک ایران تدفین شده است، سالم مانده است و قره کلیسا که بر مزار او ساخته شده بود، هنوز پابرجاست و سازمان میراث فرهنگی ایران با بودجه سالیانه از آن نگهداری می کند.
در مورد نقش رسانه ها در این حوزه چه راهکارهایی به نظر شما می رسد؟
نشریات در سطوح بسیار متفاوتی می توانند برای شناسایی فرهنگ های مختلف به یکدیگر فعال شوند. نکته دیگر اینکه صداوسیما در گذشته سیاست جالبی داشت که مناسبت های مختلف مانند کریسمس، عید پاک و ... را منعکس نموده و آن را تبریک می گفتند و یا در برنامه های مستند، این روزها را معرفی می کردند. همین موضوع در مورد اقوام هم وجود داشت ولی متأسفانه بعد از مدتی این فعالیتها قطع شد و حتی عکس آن خیلی دیده می شود. مثلاً برنامه ای پخش می شد که علناً در آن گفته می شد انجیلی که مسیحیان به آن اعتقاد دارند، یک انجیل تحریف شده است که به انجیل کینگ آرتور معروف است و در قرن 16 میلادی نوشته شده است. غیر از اینکه این برنامه یک توهین مستقیم به جامعه مسیحیت جهان است، یک ارمنی شدیداً از دیدن این برنامه احساس ناراحتی خواهد کرد چون انجیل هایی که در جامعه ارمنی به زبان ارمنی نوشته شده و ارمنیان از کودکی می خوانند، مربوط به قرن دوم، سوم و چهارم میلادیست و البته قبل از آن هم بوده ولی هنوز پیدا نشده است. این توهین علنی که با تاریخ هم مطابقت ندارد یک ضدارزش را در جامعه مسلمانان وارد می کند که کتاب دینی ارمنیان بیهوده است و اصلاً ارامنه کتاب ندارند. بر اساس مفاهیم قرآنی، انجیل وجود داشته است و هنوز هم وجود دارد و مسیحیت یک دین کامل و دارای پیامبر و کتاب است. متأسفانه چند وقت پیش در صداوسیما انجیل برنابا توسط فردی ناآگاه تنها انجیل معتبر دانسته شد، در حالی که انجیل برنابا را بسیاری از مذاهب مسیحی لعن می کنند و آن را تحریف شده می دانند.
مشکل دیگر در مورد تاریخ کریسمس است. می دانید که دو تا کریسمس داریم؛ اولی کریسمسی است که تمام کاتولیک ها و پروتستان های جهان و اکثریت غریب به اتفاق مسیحیان به آن اعتقاد دارند که 25 دسامبر یا 5 دی است و دیگری کریسمسی است که به صورت مشخص ارامنه، یعنی اکثریت مسیحیان ایران به آن اعتقاد دارند که روز 6 ژانویه یا 16 دیماه است. باید در هر دوی این تاریخها یا حداقل در یکی از آنها با اشاره بر دیگری در صدا و سیما تبریک گفته شود. مطمئناً با این کار برای مسیحیت تبلیغ نخواهد شد و اگر مسلمانی با دیدن تبریک به مناسبت عید دینی دیگر، از دین خود برگردد، مشکل وی به جای دیگری برمی گردد.
در مورد رسانه راهکار دیگری ندارید؟
در مورد شخصیتهای ارمنی باید برنامه تولید شود. مثلاً در مورد یپرم خان ارمنی که تنها سردار مشروطه است که در جریان نهضت مشروطه شهید شده است. می دانیم که هیچکدام از رهبران و سرداران مشروطه مانند ستارخان، باقرخان، سردار اسعدبختیاری در بحبوحه مبارزات مشروطه خواهی شهید نشدند. متأسفانه چند باری که در مورد یپرم خان در صداوسیما صحبت شده است، منفی گفته شده است. همچنین در مورد فعالیتهای ارمنی ها برای کشور ایران و نقش آنها در هویت ملی ایران باید در رسانه ملی برنامه های بیشتری تولید شود. مثلاً اولین چاپخانه سنگی ایران را در قرن هفدهم، ارمنی ها در جلفای اصفهان تأسیس کردند و چاپخانه دوم که سربی بوده است، به فاصله حدود 200 سال بعد در تبریز بنا شده است. همچنین اولین سیستم پلیس یا نظمیه مدرن در ایران توسط یپرم خان ارمنی تأسیس شده است ولی در روز پلیس در ایران نامی از او  برده نمی شود. در حالی که ایشان پلیس مدرن را در ایران تعریف کرد و گزمه ها را جمع آوری نموده و پلیس سواره را راه اندازی کرد.
اولین کارگردان ایرانی اوانس اوهانیانس ارمنی و بنیانگذار تئاتر نوین در ایران هم یک ارمنی به نام شاهین سرکیسیان بوده است. مؤسس اولین داروخانه شبانه روزی در ایران و داروسازی که مردم گیلان و گیلک ها او را بسیار محترم می دارند، آرسن میناسیان از افراد نیکوکار و ارمنی گیلان می باشد. همچنین اولین شهردار تهران بعد از کودتای رضاخان قاجار، یک فرد ارمنی به نام گاسپار ایپگیان بود که مبانی شهرداری مدرن را پیاده کرده و خدمات بزرگی را هم انجام داده است.
 یکی از پیش نیازهای همگرایی، شناخت درست مردم از زیربنای اعتقادی مسیحیان و تفاوت کاتولیک های واتیکان با پروتستان ها است. این تفاوت ها خیلی زیاد هستند و اختلافی که بین بعضی از فرق پروتستان با کلیسای ارمنی وجود دارد، بسیار بیشتر از فاصله ای است که بین اسلام و مسیحیت وجود دارد. مثلاً ارمنی ها پدر، پسر و روح القدس را سه جلوه یا سه چهره یک موجودیت واحد می دانند اما فرق دیگر این اعتقاد را ندارند. این اعتقادی است که بیشتر در کلیساهای ارتدوکس مانند کلیسای ارمنی، کلیسای شرق آشور، قبطی ، روسی، گرجی، یونانی و ... وجود دارد. همچنین بحث تبشیر یعنی بشارت به ملکوت الهی در اعتقاد ارمنیان، مختص به کسانی هست که خداناشناس هستند اما این تکلیف نسبت به یک مسلمان خداشناس احساس نمی شود چون مسلمانان نه تنها خداشناس هستند بلکه بر اساس مفاهیم قرآنی به رسالت عیسی مسیح(ع) هم اعتقاد دارند، بنابراین نیازی نیست که یک مسلمان را به ملکوت الهی بشارت دهیم. اینها تفاوت هایی است که بین فرق مسیحی وجود دارد که اگر مردم نسبت به آنها اطلاع کافی داشته باشند، می تواند به همگرایی بیشتر بینجامد.
در واقع می فرمایید که ارتدوکس ها نسبت به کاتولیک ها و پروتستان ها از لحاظ اعتقادی به مسلمانان بسیار نزدیک تر هستند
بله. مخصوصاً نسبت به تشیع، این اشتراکات بیشتر احساس می شود. خیلی از مفاهیم مذهبی تشیع با یک سری از مناسک ارمنیان خیلی نزدیک و شبیه به هم است. در حالی که مثلاً فرق کلیسای ارمنی با بعضی از فرقه های پروتستان خیلی زیاد است. نباید این فرَق را با مسیحیانی که در کشور هستند، به یک چشم نگاه کرد. مثلاً خیلی ها از ارمنی ها می پرسند که رهبر شما پاپ واتیکان است؟ پاسخ اینست که رهبری ما در آنتیلیاس لبنان است و هیچ نیازی به ارمنستان ندارد. بسیاری از هموطنان مسلمان نمی دانند که روز کریسمس کلیسای ارمنی 6 ژانویه است نه 25 دسامبر! یعنی کریسمس ارمنیان حدود 2 هفته بعد از کاتولیک ها یا پروتستان هاست. بسیاری از دوستان مسلمان با خلوص نیت  به ارمنیان، کریسمس را تبریک می گویند و نمی توان یه همه آنها گفت که کریسمس ما 2 هفته بعد است. این یکی از واقعیت های نامطلوبی است که نسبت به مسیحیانی که در کشور ما زندگی می کنند، وجود دارد.
تعداد شهدای جنگ جامعه ارامنه ایران بیش از 100 نفر است که نسبت به جمعیت کل جامعه ارامنه در آن موقع، یک به 1000 است که بسیار نسبت بالایی است. در حال حاضر با هر کدام از سرداران جنگ صحبت کنید حتماً خاطره ای از حضور ارمنی ها در جنگ دارند. متأسفانه در فیلمهای کلیدی و مهمی که در حوزه دفاع مقدس ساخته شده است، اثری از ارامنه دیده نمی شود. البته غرض این نیست که نقش ارامنه را برجسته ترکنیم اما باید واقعیت ها را نشان دهیم.
ارمنی ها ارادات خاصی نسبت به شهید چمران دارند. چون ایشان در لبنان با ارمنی ها دمخور بودند و آنها را می شناختند و به به عنوان ستون پنجم به آنها نگاه نمی کردند. ایشان در سیستم جنگ های نامنظم، سرباز ارمنی داشته است. آقای خامنه ای در جلسه ای که با نمایندگان اقلیت ها داشتند گفتند که یکی از خاطرات جالب ایشان از دوران جنگ، اینست که در فرودگاه اهواز، یک سری از ارامنه را دیده اند که برای کمک به شهید چمران به آنجا آمده بودند و می خواستند از آنجا به جبهه عظیمت کنند. فیلم «چ» ساخته شد ولی متأسفانه اثری از این موضوع در فیلم نبود. اگر فقط در یک سکانس چند ثانیه ای مثلاً اشاره می شد که راننده وانت ارمنی است، این مثل بمب منفجر می شد و تأثیر خود را روی ارامنه می گذاشت.
در چند مقاله ای که در مورد نهضت مشروطه نوشته شده و در آن به نقش یپرم خان ارمنی به صورت مثبت نگریسته شد، تأثیر خیلی زیادی بر جامعه ارمنیان داشته است که از مسئولان آن نشریات بسیار تجلیل نمودند. ولی صداوسیما می گوید اگر از نام یپرم خان در تلویزیون به نیکی یاد شود در تبریز کودتا می شود چون می گویند که یپرم خان، قاتل ستارخان است. به نظر می رسد که در این حوزه به کار پژوهشی بیشتری نیاز است.
نقشی که به یپرم خان در خلع سلاح ستارخان نسبت داده شده است، توسط پان ترکیست ها تحریف شده است! اولاً مسئول این خلع سلاح، یپرم خان نبوده است بلکه وزارت کشور و دولت بوده است که به یپرم خان مأموریت داده بودند که این کار را به عنوان رئیس نظمیه انجام دهد. هر فرد دیگری جای یپرم خان بود باز هم در آنجا ستارخان و باقرخان شهید می شدند. ایشان تخصص بالایی در امور نظامی داشته و می دانسته است که چه باید کند تا تلفات کم شود. در رسانه ها گاهاً گفته می شود که او 300 نفر مسلمان کشته است در حالی که آمار دقیق 34 نفر هست که هیچکدام ترک و جزء گروه ستارخان و باقرخان نبودند و جزء گروه معزالسلطان گیلک بودند. در واقع یپرم و ستارخان در آنجا با همدیگر درگیر نشدند. بعد از گذشت 100و اندی سال، پان ترکیست ها در جهت اهداف خاص خود گفته اند که یپرم خان ارمنی، ستارخان را کشته است. سمیناری برای بررسی این مسئله و در رابطه با «نقش اقوام و ادیان در نهضت مشروطه» در کتابخانه ملی گذاشته شد که دارای 4 پنل ارمنی ها، آذربایجانی ها، بختیاری ها و گیلک ها بود و اندیشمندان ترک هم به صورت گسترده در آن حضور یافته بودند. بعد از توضیحات بالا که در پنل ارمنی ها ایراد شد، آقای تقی زاده رئیس خانه مشروطه تبریز دست خود را بالا برد و گفت؛ ابن مباحث حرف دل ما هم بود! فقط اگر اسلحه، دوربین یا چکمه یا هر چیزی که از یپرم خان یا یکی از قهرمانان ارمنی که در جنگ های مشروطه کشته شدند، دارید به ما تحویل دهد تا در موزه مشروطه در تبریز گذاشته شود. این نشان می دهد که حساسیت هایی که برخی ادعا می کنند در ترک ها نسبت به ارمنی ها و یپرم خان وجود دارد، بی مورد است و بی جهت موجب واگرایی شده است.  بعد از پنل اول، دیگر سخنرانان هم از نقش ارامنه در جنگ های تبریز به خاطر کمک به ستارخان قدردانی کردند.  
موضوع دیگر بحث گفت وگوی ادیان است که می تواند به همگرایی ادیان و اقوام کمک کند. این کار توسط آیت ا... تسخیری و در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بنیانگذاری شده است که درایت ایشان در مدیریت این موضوع خیلی بالاست. منتهی باید سطوح آن رعایت شود و در این گفتگوها، افراد هم سطح و معادل از دو طرف شرکت کنند که در ضمن دارای سطح بالای علمی هم باشند. اینگونه است که می تواند در پیروان دو طرف تأثیرگذار باشد. مثلاً گفتگوهای جاثلیق ارامنه با آیت ا... تسخیری که در انتها با همدیگر روبوسی می کنند و محترمانه کار را به پایان می رسانند، خیلی خوب است. مسلم است که اگر دو فرد ناشی از دو طرف با همدیگر گفت و گو کنند در انتها ممکن است به اختلاف کشیده شود و باعث واگرایی شود.
نقش نهادهای آموزشی و پژوهشی برای مقابله با واگرایی و ایجاد هویت ملی در میان اقوام چیست؟
باید در کتب دبیرستانی تنوع قومی و دینی کشور به تصویر کشیده شود و آموزش های لازم هم از همان مقطع داده شود.
حوزه پژوهشی خاص دیگری مانند موضوع یپرم خان که مطرح فرمودید، سراغ دارید که در جهت همگرایی نیاز به کار پژوهشی داشته باشد؟
 بحث دیگر، موضوع جنایت علیه بشر و نسل کشی است. در کشوری زندگی می کنیم که به واسطه تاریخ و فرهنگ غنی خود، تقریباً جنایت علیه بشر اتفاق نیفتاده است. البته جنگ های زیادی رخ داده اما آنچه اتفاق افتاده است، دفاع از سرزمین و ارزش ها بوده است. این واقعیت مهم تاریخی در کشور ما، یک حق اخلاقی را برای کشور به وجود آورده است که جنایت های مهم تاریخ را شناسایی کرده و آن را محکوم کنیم. این هم یکی از مسائلی است که می تواند به همگرایی اقوام منتهی شود. باید توضیح داده شود که زمانی که گفته می شود نسل کشی ارامنه توسط امپراطوری عثمانی صورت گرفته است، هیچ ارتباطی با آذربایجانی ها ندارد. همچنین زمانی که گفته می شود که کشتار علوی ها و کردها توسط امپراطوری عثمانی صورت گرفته است، هیچ ارتباطی به آذربایجانی ها و تبریز ندارد. به این موضوعات باید زیاد در رسانه ها پرداخته شود.
به نظر می رسد که ما کمی در مورد واقعیت های تاریخی و حقوق خود کوتاهی می کنیم. مثلاً جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی و 42 جزیره ای که در خلیج فارس به ایران تعلق دارد، فقط جزایری کوچک در خلیج فارس نیستند بلکه در اینجا موضوع نام خلیج فارس مطرح است که در رسانه ها به خاطر دغدغه های قومی به آن خیلی پرداخته نمی شود! مشخص نیست که چرا گفته نمی شود که از مجموعه 300 جزیره در خلیج فارس، 42 جزیره ایرانی هستند! اگرچه در  بسیاری از این جزایر کسی سکونت نمی کند ولی به خصوص از جهت نام خلیج فارس خیلی برای ما مهم هستند. بعضی از افراد فکر می-کنند که اگر این موضوع در رسانه ها گفته شود، موضوع ناسیونالیزم پیش می آید و ممکن است بعضی از اقوام به آن روی خوش نشان ندهند و خرس خفته را نباید بیدار کرد! در حالی که باید گفته شود که بحرین متعلق به ایران بوده است تا بحرین کمی حواس خود را جمع کند و سیاستهای ضد ایرانی خود را کنار گذارد.
همین کمکاری ها در حمایت از مرزها و هویت ملی ایران باعث شده است که امروزه پان ترکیست ها در استادیوم های ما به جای اینکه فوتبال تماشا کنند، شعار خلیج عربی می دهند و مرگ بر فارس و مرگ بر ایران می گویند! در بازی اخیر استقلال تهران و تراکتورسازی تبریز، یک سری از پان ترکیست ها در فرودگاه شعار های ضد فارس دادند که در ورزشگاه 3 نفر از آنها را دستگیر کردند و هر سه را هم در عرض کمتر از 24 ساعت آزاد کردند! سؤال اینست که چنین موردی در کدام کشور وجود دارد؟! در اسپانیای دموکراتیک، افرادی را که در باسک به اسپانیا و پادشاه آن توهین کنند به راحتی به قید ضمانت آزاد نمی کنند و آنها را مجازات می کنند!
خلاصه راهکارها:
1-نهادهای آموزشی، فرهنگی و رسانه‌ای باید جامعه را به درجه ای از آگاهی ملی برسانند که ابتدا ایرانی‌اند بعد لر، آذری و... هستند.
2-سهمیه بندی بین اقوام و اقلیت های دینی در مناصب، رویکرد درستی نیست لذا حاکمیت باید تدبیری اتخاذ کند که با رویکرد شایسته سالاری، اقلیتها هم در مسئولیتهای کشوری سهیم باشند.
3-در مناطقی از کشور مانند منطقه 8 تهران که ارامنه جمعیت زیادی دارند، شایسته است که در شهرداری مربوطه، از ارامنه استفاده بیشتری صورت گیرد.
4-نظام آموزش و پرورش کشور باید فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز میان اقوام و ادیان را براساس سیره ائمه شیعی و پیامبر اسلام(ص) که نمونه های بسیار خوبی در این زمینه دارند؛ تبدیل به بسته های آموزشی کرده و در مدارس تعلیم دهند.
5-حوزه و دانشگاه در موضوع فرهنگ تعایش باید علاوه بر چارچوب‌های صرفاً مذهبی و دینی به عرصه تئوری‌پردازی ورود علمی نمایند.
6-مسولان باید احساس رضایت شهروندان از حاکمیت را با عنوان شهروند ایرانی بودن لحاظ نمایند نه با عنوان رضایت قومی یا ادیانی. این عمل می تواند به نارضایتی قومی از طرف نظام حاکمیت بخشیده و تبعات خوبی ندارد.
7-سازمانهای مردم نهاد به جای اینکه یک انجمن برای پیگیری مطالبات ارمنی ها یا آذری ها و... تشکیل دهند، با تعریف اهداف مشترک از چند قوم مختلف، می توانند باهم پیگیر مطالبات مشترک باشند. این حرکت همگرایی بین اقوام و گروه های مختلف را بیشتر خواهد کرد.
8-رسانه ملی مناسبت های مختلف مسیحیان و اقلیت های دینی مانند کریسمس، عید پاک و ... را منعکس و تبریک گوید. همین موضوع در مورد مناسبت های سایر اقوام هم باید اجرا گردد.
9-انجیل برنابا که گاهی در رسانه‌ملی به نام انجیل اصلی معرفی می شود مورد لعن و انتقاد مسیحیان است؛ لذا صداوسیما باید این کار را متوقف کرده تا سبب واگرایی ارامنه از نظام نشود.
10-کریسمس مسیحیان ایرانی ارامنه روز 6 ژانویه است در حالی که به دلیل ناآگاهی مسئولین و مردم، بیشتر به کریسمس مسیحیان خارج از کشور یعنی روز 25 دسامبر توجه شده و تبریک می‌گویند. این موضوع باعث رنجش ارامنه است که بخش اعظم مسیحیان ایرانی را تشکیل می دهند. رسانه ها به خصوص رسانه ملی باید به این مسئله توجه داشته و رویه خود را اصلاح کنند.
11-رسانه‌ملی و فیلمسازان برای ایجاد همگرایی ادیانی و  قومی به این موضوع که از هر هزار نفر ارمنی 1 نفر در جنگ تحمیلی به شهادت رسیده‌؛ با تولید فیلم و برنامه‌های مستند ایجاد وفاق نمایند. همچنین  صداوسیما محبت خاص ارامنه به شهید چمران را در جامعه منعکس کند.
12-در گفتگوهای بین ادیان باید افراد هم سطح و متخصص از دو طرف آن هم در مراکز تخصصی نه در میان عامه مردم شرکت کنند. اگر این موارد رعایت نگردد به اختلاف و ناراحتی منجر می‌شود.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظر دادن

پیام هفته

مصرف گرایی بلای جامعه برانداز
قرآن : وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ  (سوره سجده، آیه 21)ترجمه: به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) مى چشانیم، شاید باز گردند.توضیح : مصرف گرایی بدون تولید مناسب سبب می شود تا قیمت ها در جامعه افزایش پیدا کند و گرانی (که در احادیث به عنوان یکی از عذابهای دنیوی عنوان شده) در جامعه شایع شود.حدیث: وَ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادٌ مَلاعِينُ مَنَاكِيرُ لا يَعِيشُونَ وَ لا يَعِيشُ النَّاسُ فِي أكْنَافِهِمْ وَ هُمْ فِي عِبَادِهِ بِمَنْزِلَة الْجَرَادِ لا يَقَعُونَ عَلَي شَيْ‏ءٍ إلاّ أتَوْا عَلَيْهِ. (اصول کافی،...

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید